حق داری من باشم نمیرم وب مامانم میگم ب این دلیل نمیام
ترجیح میدم مامانم بیاد خونمون
منم یه شهر دیگه زندگی میکنم
پدر شوهرم و پدرم خود شیرازن
وقتی میام چند روزی بمونم تایمی که خونه ی پدرشوهرم هستم همه ی برادر شوهران با عجوج ماجوج هاشون میان خونه نمیرن
من میرم آخر شب خونه ی پدرم ولی اونا میمونن
حق داری
من باشم نمیمونم صبح میرم شب برمیگردم یه ساعت که راهی نیست
عزیزم خبر ندارم خانواده شما چ طوری هستن
ولی من فعلا من متاهلم تو خانواده خودم
ولی خانواده خاله ام دقیقا همین طوری آن یکیشون ک شهر دیگه است میاد بقیع میان ی هفته میمونن باهاش و اونم اذیت میشه
خونه پدرشوهرم همینه وقتی برادرشوهرم یا قبلا ماهم میرفتیم همه جمع میشدن باور می کنی من سردرد میشدم میرفتم زیر سرم از شلوغی تو فک کن ۶دخانواده میشدیم اونم بابچه های فوق شلوغ
خداروشکر ک الان من و جاریم مشکل داریم دیگ باهم نمیریم و منم ب شوهرم گفتم حقیقت این حجم سرو صدا سخته برام و من تاجایی ممکن میرم خونه بابام اگ همه باشن چون دخترمم اذیت میشه
درکل دورهمی خیلی خوبه ولی درحد ی وعده بیشتر از اون اذیت میشی
اینم بدون قشنگی خانواده ب دور هم بودن و مطمئن باش از اومدنت خوشحالن ک میان پیشت
چی بگم والله....
با این کار چی بازی کردید؟؟ماشین رد میکردید؟؟
من ک خواهر ندارم داداشمم خیلی کوچیکه..ولی انقده دلم میخاس کاش داشتم و خونه بابام میگفتیم و میخندیدیم..کلا نباشن هم کسل کنننده میشه..من هروقت میرم خونه بابام زنگ میزنم دختر عموم و عمه هامو دعوت میکنم مهمونی..از یه طرفم بهت حق میدم ک شلوغی بچه ها اعصاب و روان ادمو بهم میریزه و اینکه گرونیه باید داداشات درک کنن
بنظرم از عمد اینجوری میکنن ک تو کمتر بری
اما لج کن بیشتر برو
وقتیم میان جوری وانمود کن ک خیلی داره بهت خوش میگذره
خواهرای منم همش تو خونه مامانم هستن😑😑 باز منم که ماهی یک بار میام بفهمن آمدم سریع میان البته به بهونه بچه میان که مثلاً دلشون تنگ شده ولی بعد یک ساعت که گذشت میگن بچه تو بگیر اذیت میکنه خواهر بزرگم خونش تا خونه مامانم ۵دقیقه است ولی ما که شب می مونیم اونم با شوهر بچاش میان میمونم🤬🤬🤬
من طبقه پایین مادرشوهرم
خواهرشوهرم بسشتر اوقات خونه مامانشه دوتا دختر داره
دخترکوچیکش۷سالشه همش پایینه خونه ما صبح خوابیم میاد بالاسرم نظهر میاد شب میاد
یا میاد پسرما میبره واقعا کلافه شدم رلم میخواد فرارکنم
نرو جیگر نرووووو
واقعا بستگی به خانوادت هم داره مثلاً منم برادر شوهرم یه شهر دیگه هست وقتی میاد به مادرش سر بزنه همه خواهر و برادر هاش هم میان خونه مادرش خیلی شلوغ می شه منم اصلا از شلوغی بیزارم نمی رم ولی همیشه پشت سرم حرف هست که مثلاً ما را تحویل نمی گیری و حساب نمی کنی
من خودم که یه خواهر بیشتر ندارم
ولی وقتی میرم خونه مادرشوهرم به همهههه زنگ میزنم بیاید 🤣🤣
یا وقتی میرم خونه مامابزرگهام زنگ میزنم من اومدم بیاید دور هم خوش میگذره فقط غذا یه چیز حاصری دور هم میخوریم اونام پایه ان
عزیزم منم باور مبکنی چهار ماه نرفتم خونه بابام چون بچه داداشام میان تا زمان که من اونجام اونا هم اونجان خواهرم همیشه خونشونه ولی من برم اونم میاد دختر داری بیش از خد فضول وقت فقط با شلوغی و دعوا بچه ها میگذره هیچی نمیفهمم به مامانم میگم تو بیا خونمون بهتره
منم همین مشکل رو دارم شرایطم مثل شماست دقیقا ولی اگه نیان دلم میگیره
غیر مستقیم بگو بهشون
چرا دیگ اخه چ خبره همه با هم برن
ببین منم طبقه پایین مادر شوهرمم من نمیگم خواهر شوهرم نیاد بیاد ولی لااقل دوتا وعده بمونه
مثلا خواهر شوهرم از دیروز ظهر ک اومد امشب رفت هفته ای دوبار اینجوری میاد بچه هاشم اذیت میکنن یا میخان بیان پایین یا سر و صدا میکنن من واقعا اذیت میشم اخه ادم مگ چقد تحمل داره
راستش حق میدم بهت
با مادرت صحبت کن و. ازش بخواه
من پنج ساله حسرت دارم برم خونه مادرم
بعد فوتش هیچی مثل قبل نشد
ما هم همین مشکلو داریم من ک میرم خواهرامم میان بچه های شیطون خسته کوفته رو مخ چیزیم بگم میخورنم
حق داری واقعا
من تقریبا هر روز میرم خونه مامانم بهم نزدیکیم وقتایی ک هی پشت سرهم میرم ک تنها نیست عصبی میشم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.