خانوما توروخدا بیاید باهم حرف بزنیم من اصلا حالم خوب نیست دلم رندگی ۳ نفرمون رو میخاد همش میگم چرا من قدر اون روزا رو ندونستم خودمو باز بدبخت کردم 🥺اصلا دلم نمیخاد گوشی دستم بگیرم حالم خیلی بده اصلا فک نمیکنم بتونم خوب بشم ی روزی حس مسئولیت زیاد حس اینک حبس میشم خونه حس اینک نمیتونم بچمو پارک ببرم داغونم میکنه همین الانشم خودمو انداختم خونه مامانم ن مبتونم غذا درست کنم ن چیزی ن حتی اینک بخام برم خرید .توروخدا یکی بگ من کی خوب میشم خسته شدم حال تهوع امون نمیده خیلی حالم بده چجوری دوتا بچه رو کنترل کرد اخه خدایا🥺اصلا وضعم داغونه هرچی ببشتر میرم جلو بیشتر اذیت میشم ببشتر پشیمون میشم ۱۰ هفته هستم خیلی سختمه😭اون موقع ک بچه میخاستیم‌ با بدبختی خدا بهمون‌ داد الان ک نمیخایم مثل سنگ بچه تکون نمیخوره از جاش🥺ینی بهم بگن الان بری بیرون ماشین میزنتت‌ با کله میرم خداشاهده 🤐😭

#بدبختی# بیچارگی#پوشک

۹ پاسخ

خواهر ترسیدم این همه ناشکری نکن ،عزیزم حتما خدا ب توان و قدرت تو ایمان داره ک بهت بچه داره اینجوری نگو از خدا بچه سالم بخواه این روزا میگذره پس اونا ک یکی دارن ناخواسته دوقلو باردار میشن چی بگن

تمام حالات الانت طبیعیه. توی بارداری به خصوص سه ماهه ی اول میزان هورمون های بدن به شدت افزایش پیدا میکنه و عین مستی عمل میکنه. یعنی اگه ناراحت باشی ناراحتیت رو چند برابر میکنه. اگه خوشحال باشی خوشحالیت رو چند برابر میکنه.
بچه ی اولت هم مثل اینکه سخت بوده و اذیت شدی. پس قطعا الان میگی این هم مثل اون میشه و غمت چند برابر میشه.
ولی ببین دختر همه ی این روز ها میگذرن. سختت میگذره اما میگذره.
پسر من خیلی پسر سختی بود و سه ماه اول به دنیا اومدنش من در شبانه روز فقط 2 ساعت میخوابیدم. و هر شب با گریه خوابم میبرد. اما همیشه به خودم میگفتم صبور باش در همیشه به یه پاشنه نمیچرخه. میگفتم بخودم که سخت میگذره. امااا میگذره.

عزیزم به خاطر هورموناته وگرنه تا این حدم وضعیتت فاجعه بار‌نیست، این احساسات کاذبه،بعد زایمان میفهمی‌ که چقد بیخودی ناراحت بودی☺️

اه ترسیدم فک کردم خدانکرده طلاق گرفتی اولش نوشتی دلم برا زندگی سه نفرمون تنگ شده

اینقدر خدا عزیزش کنه که از گفته هات پشیمون بشی

ناشکری نکن
مال منم سومی خدا خواسته شد خدا کمک می‌کنه
تازه من که دیسک گردن وعصب دست چسبیده زخم معده همه چی دارم
دورازجونت

یه بچه تنها به درد سرت میندازه بذار تاجوونی یه همدم براش بیاری
همه چیز رابسپار به خدا
مبارکه گلم

حق میدم بهت.الان حالت بده.کلی فکرای اینجوری میاد تو سرت.حتی پشیمون بشی هم حق داری.ولی به بعدش فکر کن که به دنیا میاد و بغلش میکنی و بوش میکنی و کیف میکنی از این نعمت پاک خدا.از این فرشته بهشتی😍

الان حالت بده بهت حق میدم ولی ناشکری نکن

سوال های مرتبط

مامان 💗وروجک💗 مامان 💗وروجک💗 ۳ سالگی
من باردارم بعد اصلاااا حال ندارم همش خستم دلم‌میخاد بخابم دوست دارم همش دراز بکشم
یادم نیس سر دخترم چجوری بودم الان مثلا تا یکی دخترمو میبره بیرون فوری میدوعم رو تخت میفتم
این طبیعیه ب نظرتون؟؟الان شوهرم با دخترم رفتن بیرون شوهرم هی گفت توام بیا گفتم بخدا حال ندارم اصن انگار نمیتونه درک کنه هی میگه نمیخاد کاری کنی بشین من بچه رو میگیرم همش گفتم بابا من اصلا حال نشستنم ندارم دلم میخاد بیفتم همش😐
بعد اینجوری ک میگن ادم ب خودش شک میکنه میگم نکنه من زیادی گندش میکنم شاید اگه بخام برم بتونم و این حرفا ی جورایی عذاب وجدان میگیرم😵‍💫
ب نظرتون طبیعیه کسی بوده تو بارداریش اینجوریی حال و تنبل شه؟؟
الان خونه جارو میخاد ...سینک پره...بادمجونارو پوست کندم ک سرخ کنم رخت خواب وسط خونه پهنه تخت نامرتبه بعد تا اینا رفتن‌من اومدم دراز کشیدم تازه حمومم باید برم ولی اصلا دلم‌نمیخاد پاشم😣😣خدایا چرا اینجوری شدم اخه😟باور کنید از دست خودم ناراحتم فک میکنم شاید من زیادی گندش میکنم ولی بعد میبینم ن واقعا اینطور نیس ..مدام تهوع دارم و دلم بهم خوردس دولا راست ک میشم دلم میخاد بالا بیارم🫢
دیگه همینا مرسی ک خوندید 😙لازم داشتم بگم اینارو


پوشک بچه فرزندپروری بچه تپل شیرمادر شیرخشک رفلاکس کولیک شبانه شیشه شیر بچه
مامان جوجه ها🩵🩷 مامان جوجه ها🩵🩷 ۳ سالگی
من همیشه هرروز دائم خونه بودم خیلی کم بیرون میرم بخاطر سیاتیکم . همیشه عصبی،همیشه مخصوصا بدون استثنا عصرها خواب آلود ، همیشه بدنم انگار سنگین بود.همیشه بیحال.همیشه بی اعصاب بودم.واز همه بیشتر این عصبی بودن اذیتم میکرد.بعد چندروزه تصمیم گرفتم دخترمو ببرم بیرون پارک حتی شده جلو خونه با بچه ها بازی کنه ،این چند روز انقد خودم حالم بهترشده،کمتر عصبی میشم احساس سبکی میکنم دیگه مثل قبل دائم کسل نیستم ازساعتای ۵ میبرم بیرون تا ۷ونیم ۸ .سعی می‌کنم نهار یکم بیشتربذارم که وقتی میام خونه دخترم بخاطر بی‌خوابی بهونه گیری میکنه دیگه غذا داشته باشم چون اگه مشغول غذا بشم بیدار نمیمونه و خوابش میبره .
خلاصه ک دوای درد خیلیا ک شرایط منو دارن فقط بیرون رفتنه از خونه بیرون زدنه .من بخاطر دخترم بیخیال کمر دردم شدم تصمیم گرفتم و ازخونه زدم بیرون ولی این بیرون رفتن خیلی خیلی تو حال خودم تاثیر داشت وهمینطور تو رابطه م با بچه ها.نمیگم عالی شدم چون تازه شروع کردم ولی خیلی تاثیر خوبی واسم داشت. من ۱۲ساله ک سیاتیک دارم و همین درد سیاتیک منو خونه نشین کرده چون با هر کاری زود خسته میشم زود کمرم درد میگیره زیاد سرپا نمیتونم بمونم زیاد راه نمیتونم برم ولی امیدوارم خدا کمکم کنه بهم قدرت بده بتونم این بیرون رفتن رو ادامه بدم .
درضمن ۴_۵ روزه نوروبیون خوراکی هم میخورم شایدم تاثیر اون باشه هرچند روزای اول بازم کسل و بی‌حال بودم ولی ازوقتی تصمیم گرفتم بزنم بیرون یه حال خوبی پیدا کردم یه احساس سبکی میکنم برای همین توصیه میکنم هرروز یا یک روز درمیون یکی دوساعتی بچه رو ببرین بیرون .اگه خاک اطرافتون هست بذارید حتی خاک بازی هم بکنه چون خیلی خیلی انرژی خوبی به بچه میده .