۷ پاسخ

هیچ سنی برای جدا کردن وجود نداره، بسته به آمادگی خودت و بچه اس

اگر سخته واست جدا نکن یا قبلش یه سری مطلب بخونم تا خودت آماده بشی بعد اقدام کن.
من جدا نکردم نه

من از ده ماهگی جدا کردم خیلی خوب راحت بود متم چندشب کارم گریه بود شوهرم میکفت گریع کنی میرم میارمش پیش خودمون من تو پذیرایی رو زمین میخابیدم پسرم تو اتاق کلا فاصلمون شاید پنج مترم نبود دیگه بعد چند شب گریه کردن عادت کردم ولی پسرم حتی یه شبم اذیت نکرد انگاری راحتتر بود اینک بگم من همون اول تا ده ماهگی ۶ماه اولشو داخل ننو میخابید از خودم فاصله میدادک ننو رو یه شال بلند وصل کرده بودم بهش از راه دور تکون میدادم چون صدا میخورد ننو رو اعصابم میرفت ولی پسرم تو ننو راحت میخابید بعد ۶ماه هم چون زمستون بود پذیراییمون سرد بود کنار پکیج میخابوندمش خودم وسط پذیرایی بودیم واسه همین کلا هیچ وقت وصل بع من نبود ولی بازم عادت کرده بودم یه حس امنیت بهم میداد ولی دیگه اول اخرش بایذ جدا میشد جاش الانم اومدم خونه جدید بازم تو اتاق خودش میخابه

منم عمرا بتونم جدا کنم اگه شبی چهر پنج بار ت. خواب نبوسمش هلاک میشم زمانی جداش میکنم که زن بگیره مگه من میتونم دردش بجونم

من ۳تا بچم رو جدا نکردم،به نظرم به اخلاق خود بچه و مادر بستگی داره،خودت بهتر میدونی

نه جدا نکردم اما دوس دارم جدا کنم تا عادت کنه بنظرم اینطوری بهتره

منم سه شب خیلی غصه خوردم انگار ی چیزی از وجودم کم شده بود ولی اصلا اذیت نشد و هروقت بیدار می‌شد فقط صدام میزد می‌گفت بیا میرفتم پیشش میخابید دیگ الان عادت کرده بیدار هم نمیشه

سوال های مرتبط

مامان نی نی جونی مامان نی نی جونی ۲ سالگی
تجربه من از جدا کردن جای خواب نی نی جون:


حدود ۲۰ روز گذشته
شبای اول تو تختش رو پا تکونش دادم بعد ۳ شب دیگه تکونش ندادم عادت داشت بزنم پشتش تا بخوابه یه شب کنارش رو تخت دراز کشیدم هرچی گفت بزن پشتم نزدم و حواسشو پرت کردم.از اول عادت داشت اهنگ لالایی گوش بده و همچنان روی عادتش مونده . سه چار شبم تو تخت کنارش خوابیدم و دو شب نشستم پایین تخت و دستشو از لای نرده ها گرفتم تا خوابید.
به مرور متوجه شدم پتو نباید روش بندازم، یه نور کم باید باشه تو اتاقش.
سه چار شبم پایین تخت تا صبح خوابیدم و بعدم اومدم اتاق خودمون
بین اتاق من و دختر آشپزخونه س برا همین گوشم همش تیزه که بشنوم صداشو، الانم دو ساعت بعد شروع خواب بیدار میشه و یه بغل میخواد و بعد میخوابه باز.
مانترای ما اینه: پیشتم عزیزم حواسم بهت هست. هرشب میگم بهش و عادت کرده.
این بین مریض و بهونه گیر هم شد ولی سعی کردم از اصل مطلب خیلی دور نشیم که عادتش برگرده.
همین
دو سال پیش این موقع یه ماهش بود و آرزوی من بود یه روزی من کنار شوهرم بخوابم و دخترمم تو اتاق خودش توی تختش و خدا کمک کرد و محقق شد.
تمام




فرزندپروری شیردهی تربیت کودک پوشک شورتی مای بیبی سایز ۶