۴ پاسخ

دخترمن خیلی لجبازه واینکه به شکلات وکاکائو حساسیت داره هزار بار گفتم ندین میرم خونه ی مادرشوهر سریع میره برای نیلای شکلات میاره اونم ده تا منم نمیتونم از نیلای بگیرم بهشون هم میگم حساسیت داره میگن نه هیچی نمیشه حساسیت نداره یعنی دلم میخاد اون لحظه خفشون کنم

خودت بگو ازش بگیر الان ماهم نمیدیم گوشی ولی پسرم بخواد کنار یکی بشینه نگاه کنه تا شوهرم صداش کنه سریع پامیشه میره دنبال بازیش

اینها که هیچ شکلات دادنشون بی اجازه...الانم یه زنیکه گاو درحال حرکت دستشو آورد لپشو بکشه ناخنش خورد به صورتش .خوب حرومی اگه میرفت تو چشمش چی جواب میدادی.با رفتارم نشون دادم ناراحتم محلش ندادم

آره واقعا 😒

سوال های مرتبط

مامان عمر مادر مامان عمر مادر ۲ سالگی
مامان قلب خونه❤


🐣 مامان قلب خونه❤ 🐣 ۲ سالگی
امروزبادخترم بازی کردم دیگه تاغروب گوشی دستم بودهی میومدبهم میچسبیدگوشی میخواست منم دادم بهش عکس ببینه گفتم منم تواین فاصله به کارم برسم اشپزخونه جاروطی بکشم گوشی کنارگذاشت امدچسبیدبهم طی جارودست میزدهی گفتم صبرکنم کارم تموم بشه میدم توهم انجام بدی ازش کمک گرفتم گفتم بیاباهم انجام بدیم بازم‌رومخم بوددیگه یهویی خیلی عصبی شدم بددعواش کردم گفتم هرکارمن میکنم میگی منم بکنم گوشی دادم بازم امدی چسبیدی به من الانم دیگه خسته شدم گفتم بزاردرازبکشم گیردادبریم اتاق من بازی کنیم گفتم بروبه بابابگوهرچی گفت اون گفت الان شبه میخوام بخوابم صبح بازی میکنیم حالامگه صبح بازی میکنه
حاضرنیست ۵دقیقه کناربچه بشینه نقاشی بکشن یابازی کنن حالابه من میگفت چرادعواش میکنی خوب منم یه حدی دارم دلم برابچم سوخت عذاب وجدان گرفتم ولی دست خودم نبود نهایت نگهداریش اینه درحدیک ربع نیم ساعت ببره خونه مادرش وبیاره وقتی خونست انگاراصلابچه رونمی بینه فامیلاش فکرمیکنن خیلی کمک میکنه توبچه داری حتی من دستم بندباشه انقدربایدبگم یه دسشویی ببره بچه رو
هرحرف قشنگی دخترم بزنه مادرشوهرم‌میگه پسرم یادش داده نمیدونه اصلاارتباط نمیگیره باهاش فقط درحدقربون صدقه رفتن
دخترمم عادت کرده دیگه انقدربهش گفتم رفت به باباش گفتم اونم‌اینجوری
مامان موش موشی مامان موش موشی ۲ سالگی