امروز بچموو بردم پارک برای تاب بازی بچه من خیلی بد غذاست داشتم رو تاب بهش غذا میدادم یه زن اومد با شوهرو بچش و شروع کرد به من حرف بد زدن گفت وای چقد بعضیا بی فرهنگن چرا رو تاب غذا میدن به بچه منم توجه نکردم بعد با صدای بلند گفت خانوم تا غذاشو تموم میکنه میخوای غذا بدی به این بچه منم گفتم سه دقیقه س رو تابه بعد بچمو فوری از رو تاب برداشتم اون زن بچشو سوار کرد بیس دقیقه بچشو تاب داد رفتم بهش گفتم خانوم بیس دقیقه س بچه ت رو تابه برش دار یهو زنه بهم فش داد منم گفتم الان زنگ میزنم پلیس بیاد جمت کنه وای تصور کن بچه یه ساله تو بغلم بو یه دستمم کاسه غذا بعد زنه شروع کرد به کشیدن موهام و یه دسته زیاد از موهای سرمو کشید بعدش هم من چون بچه بغلم بود و کاسه غذا دستم نمیتونستم هیچ دفاعی منم رفتم عقب و ازش دور شدم اما زنه ول کن نبود اومد و بازدم منو بزنه بهم چنگ زد و کل گزدنم جای چنگ هاشه و باعث شد گردنبند طلام گم بشه شایدم دزدیش به پلیس زنگ زدم گفتم بیاد برای صورت جلسه

۱۹ پاسخ

هیچکس اونجا نبود؟؟
اینجور آدم ها کلن دزد هستن زنه داشته کاری می‌کرده که شما بچتو بزاری رو زمین و بری بزنیش دیده ول نمیکنی اونم دوباره اومده سراغت این دفعه طلات رو برده شاید بگی بهشون نمیخوره دزد باشه ولی آدم هارو از ظاهر نباید تشخیص داد

چه وحشی بوده
اون وقت شوهرش هیچ کاری نکرد
کاش با طرف غذا می زدی تو صورتش حداقل ازت دور بشه

یا خدا طفلک اون بچه که همچین مادری داره

وقتی خانمه رفته شماره ای ازش تداری خب چطور پیدا میشه

عزیزم همون غذا پرت میکردی تو صورتش فداتشم بعد ی دستت خالی میشد میزدیشمث س گ

روانی بوده

له کام پارکا عزیزکم.تک بی آبرو دم به دم نوی خاسه حیایان نیه

چقدر ترسناک بودن

چەنێ وحشی بووە دیارە لە جێگای تر دڵی پر بووە

وووووای مگه میشه اصلا
زنه دیوانه نبوده احتمالا

پلیس اومد ؟خانمه نرفت تا اومد پلیس
چقد کثافتن خودش بی فرهنگه مثل سگ میمونه وحشیه

حتما ازش شکایت کن ..یعنی چی چنین برخوردی چقد بی فرهنگ و حیوون بوده

وی چنه وحشی بوه 😑😑
منالکت نترسیا؟؟؟

واااااا جلل والخالق

دزد بوده حیوون

چه زن بی تربیت و بی فرهنگی بوده

😑😑😑مردم شيت بوگن حتما پیگیر که با ادب بیت بو کسیک تر اوا نکات

وای طفلی بچت ترسیده اون دیگه کی بوده زن بوده یا حیوون

یا خدا😑😑😑😑

سوال های مرتبط

مامان آرین مامان آرین ۲ سالگی
مامانهای عزیز لطفا هر کس می‌دونه منو راهنمایی کنه چون خودم خیلی شکه شدم... امروز شوهرم بعد از ظهر خوابید منم پسرمو برداشتم بردم تو سالن و در اتاق خواب را بستم که صدا شوهرمو اذیت نکنه و بخوابه.. تو این مدت هم کارهامون کردم یه مقدار میوه تو یخچال بود که همه را برداشتم و شستم که بذارم تو یخچال ولی خوب وقفه افتاد و میوه ها نیم ساعتی بیرون یخچال موندن... شوهرم که بیدار شد بهش گفتم چیزی میخای برات بیارم... گفت آره میوه بیار منم رفتم تو آشپزخانه... پسرم کنار شوهرم رو کاناپه نشسته بود و باری میکرد یهو با نخ افتاد زمین به طوری که ملاجش رو زمین خورد و پاهاش بالا بود ... یه لحظه گفتم گردنش شکست ... حالا شوهر عوضبم شروع کرد فحش به من بده....که مادر فلان شده ت (یعنی من ) مقصره... حالا من هیچی نگفتم ... نشست میوه بخوره گفت چرا میوه ها داغه و شروع کرد به داد و بیداد ..اون نشسته بود رو کاناپه و من رو زمین کنار بچه م نشسته بودم که بهش میوه بدم .... بعد بند شد و با پاهاش محکم کوبید تو بازو چی من.یه جوری که انگار داره شوت می‌کنه یه توپ رو و بعد بهم گفت برو لباساتو بپوش کمشو از خونه من بیرون ... من بلند شدم برم تو اتاق دو باره با پاس زد به باسن من که یعنی تیرپایی داره میزنه بهم ...مدام هم می‌گفت میذارمت دم در و فلان.... من رفتن تو اتاق پسرم و همین طور شوکه بودم و نمی‌دونستم باید چیکار کنم چون شوهرم خیلی خرو گاوه و اگر میرفتم از خونه بیرون محال بود بذاره بچه رو ببرم و به هیچ عنوان هم نمی اومد دنبالم ... بعد چند دقیقه اومد گفت بیا بچه رو عوض کن چون پی پی کرده بود ...
مامان عسلچه مامان عسلچه ۱ سالگی
دختراااا بیاید یه چی جالب تعریف کنم بخندیم. 😅
من امروز پسرمو بردم خونه بازی اونجا بچه ها زیاد بودن یهو چشمم به یه پسر هشت ساله خورد همینکه نگاش کردم مستقیم اومد بغلم کرد منم نازش کردم
دیگه من همش درگیر پسرم بودم باهاش بازی میکردم اینم هی دنبال ما میومد نمی‌دونم این بچه تو دلش چی بود ولی حس بدی گرفتم یجوری نگاه می‌کرد خودشو میچسپوند بهم دوسه بارم الکی میومد بغلم می‌کرد یجوری نگاه می‌کرد حس می‌کردم میخاد ببوسه😩 😩😂🤦🏻‍♀️
حس بدی گرفتم گفتم خاله برو اونور با بچه ها بازی کن پسرم کوچیکه من با این بازی میکنم دیگه منم چون بی بی فیسمم😂
بچه یهو گفت مگه پسر داری گفتم آره میگه مدرسه نمیری گفتم نه یه عالمه سوال پرسید گفتم من مامان اینم نگاه کن پسرم کوچیکه میخام باهاش بازی کنم توام برو با بقیه خاله ها بازی کن بنده خدا همینکه فهمید عروسی کردم بچه دارم‌ یجوری شد رفت دیگه نیومد 🤦🏻‍♀️🤣🤣🤣
بنظر شما منظورش چی بود؟😂😂😂
شیرخشک
پوشک
رفلاکس
مای بی بی
مولفیکس
شیردهی
نوزاد