۱۴ پاسخ

من دیسک کمر دارم
یعنی هربار دخترمو بغل کردم ، فداش عین چوب خشک از خواب بیدار شدم ، انگار هر لحظه میخوام بشکنم

گاهی اره .اگ میتونی بغل کن توخونه .بچه ها اینو ک میگن شاید با انجامش احساس امنیت دوسداشته شدن کنن.

وقتی میشینم بغلم میاد ولی ایستاده نه

بله بغلش میکنم.. مثلا بیرون میریم خودش راه میاد یه تایم طولانی که راه بیاد میگه مامان خسته شدم یکم بغلش میکنم بعد میگه بذارم پایین خودم میام... تو خونه میشنه بغلم، راه میرم یوقت میاد کنارم میگیرمش تو بغلم.. خودم خیلی دوست دارم بغلش کنم عاشق بوشم🥹... مثلا ظرف میشورم میاد یه چیزی بپرسه یا بگه من میشینم رو زانوام سفت بغلش میکنم... خدا عاقبتشونو بخیر کنه من دلم تنگ این روزا میشه...

من پسرم این عادتو داشت یه روز میرفتیم بیرون دستمو سس قرمز زدم گفتم وای ببین مامان دستمو بریدم نمیتونم بغلت کنم اگه راه میای بریم بیرون اگر نه من اصلا نمیتونم بغل کنم هی بگی همون شد انقدر دلش سوخت 😂
الان دیگه باهامون راه میاد یه موقع هایی باز به باباش میگه بغل کن خیلی کما دیگه خیلی خسته شه ولی به من نه تو هم اینکارو کن جواب میده 😂

عین دختر من از اول بارداری بهش گفتم نی نی تو شکمم هست ان شاالله به دنیا اومد بغلت میکنم همی تو بارداری نشسته بغلش میکنم مثل پسر تو ادای نی نی درمیاره گفت پستونک برام بخرین براش خریدیم موقعی که خواهرم میبینه میگه بغل یا باباش بغلش میکنه

اره بابا مخصوصن بعدخاب که بیدارمیشه

دختر من یک روز یه حرفی زد انقد دلم گرفت.. رفته بود کنار باباش بعد گفت بابا بغلم کن دیگه بزرگ میشم قدم بزرگ میشه دیگه نمیتونی منو بغل کنی🥺 دلم برای بچگی و نوزدایش تنگ میشه

اره پسرمنم یکسره تو بغلمه
من از اول سرپا بغل نکردم خیلی نمیگه طفلی
ولی وقتی میگه بغل کن سرپا باشم الکی میگیرمش میگم وای زورم نمیرسه تو خیلی قوی شدی
کلی حال میکنه ک من قوی شدم😅

دقیقا دختر من همش میگه بغل کن تا جایی ک بتونم میکنم ولی کمرم درد میگیره ..بعد ک میگم بزرگ شدی میگه میخوام کوچیک بمونم

نه کم پیش میاد بغل کنم ایستاده... گاهی فقط

بغل محبت طوری.آره نشسته ایستاده.همه جوره بغلش میکنم.خوشش میاد بغلش کنم ببوسمش.ولی درک میکنه که همش نمیشه بغل باشه چون داره بزرگ میشه و منم نمیتونم مثل قبل بغلش کنم ..

بچه من از ضبح چسبیده تا شب هرچی میگم برو بازی کن محل نمیزاره جرأت ندارم بشینم بین کارام همش تو بغلمه پام درد میگیره جون ندارم با اینکه لاغره

نه بغل اونجوری نمیکنم ولی همیشه تو بغل من نشسته جدیدا خیلی بهم میچسبه

سوال های مرتبط

مامان پسرم مامان پسرم ۴ سالگی
مامانا
ی راهنمایی کنید
من دیشب نشتم با شوهرم صحبت کردم خیلی مودبانه و اروم
گفتم بهش اگه میخایم به بچه نه بگیم درسته
باید قاطع باشیم باید بگیم نه ( الان پسر من میدونه اگهه من بهش بگم نه واقعا نه هست و دیگه نظرم عوض نمیشه ) ولی نباید دعوا کنیم نباید محکم بزنیم به دیوار که بچه بترسه نباید صدامون و لحن بیانمون تند باشه و تا میتونی با مهربونی قانعش کنیم
( البته که من خودم ۲۴ ساعت پیشش هستم و گاهی دعواش میکنم ) اما من دارم غذا بهش میدم بازی باهاش میکنم حالا این بین دیگه نمیتونم تخمل نمیکنم هرچی یهو اشتباه میکنم و دعواش میکنم بهش میگم اینجور مواقع تو بیا یگو من برم تو اتاق تا ی کم استراحت کنم و تو بچه رو اروم کن... بگذریم که اینجور مواقع من رو بیشتر عصبی میکنه بلند میگه : اره بچه رو بزنش ویشگون بگیر ادب بشه و خودش هم صداش میره بالا هی دعواش میکنه
حالا این به کنار
امروز من رفتم عکس دندون بگیرم ۲۰ دقیقه شد برگشتم تو ماشین میبینم داره دعووااا میکنه با بچه چرا؟ چون اجازه نگرفته و چیزی که اصلا مهم نبوده برداشته ( بابا باید از من اجازه بگیری هرچی میخای برداری)
دوباره رفتیم در مغازه اول کار که داشته با تلفن صحبت میکرده بعدشم که اومد گفتم مواظبش باش من برم کتاب براش انتخاب کنم یهو دیدم بچه زده زیر گریه
میگم چی شدهبگ
بچه میگه نمیخام بگم
دیگه بغلش کردم باهم رفتیم انتخاب کنیم بعدش که اومدیم تو ماشین
یهو باباش شروع کرده
بابا حرف گوش کن اگه گوش ندی مثل تو مغازه میگیرم میزنمت

پسرم ی کم حالت بیش فعالی داره نمیتونه ی جا بشینه شیطونه ولی بخدا خراب کار نیس ازون بچه هایی که خییلیییی شر هستن نیس ازون بچه اروم ها هم نیس