دیشب مهمون داشتم.
یه پسر که از هامین ۴ماه بزرگتر بود.
بچه آروم بدون صدا و شیطنت و خودش با خودش بازی میکرد.
در کنارش هامین بسیارر پر صدا بسیار شیطون و نیاز به اینکه با کسی بازی کنه و عاشق تعامل با بقیه
خلاصه که دوتارفتار دقیقا مقابل هم.
پسر مهمونمون اعداد از ۱تا ۱۰ هم فارسی هم به زبون انگلیسی خودش میگفت روون.یسری کلمات انگلیسی هم بلد بود.خلاصه که شدیم دوتا مامان با نگرانیای خودمون البته بدون قضاوت همدیگه.من نمیدونم شب اون دوستم چطوری گذشت ولی شب من با کلی نگرانی گذشت.
نکنه من دارم راه اشتباه میرم که هامین هنوز نمیتونه آروم بشینه؟نکنه هامین تو یادگیری ضعیف باشه؟نکنه نکنه نکنه شد استرس شبونه من.نشستم فکر کردم به اینکه ببینم هامین واقعا چه چیزایی بلده نوشتم.کامل حرف میزنه.دنبال بازی کردن و تعامل با بقیه ادماس.راههای برقرار کردن ارتباط میدونه خلاصه دیدم کلی ویژگی منحصر به خودشو داره.
بعد یهو گفتم چرا دارم مقایسه میکنم؟😐
مگه من باید بچمو رو نمودار بقیه بچه ها ببینم؟
یه جمله با خودم گفتم
به جای اینکه دنبال این باشی کخ هامین از بچه‌های دیگه بهتر باشه دنبال این باش که ببینی خودش در حال پیشرفت هست یا نه🙂امروز برای اولین بار بلیز و شلوارشو خودش پوشید حتی به اشتباه حتی با کلی دنگ و فنگ و سختی و در نهایت با کمک من.بچه من برای خودش منحضر بفرده و هیچکس مثل بچه من نمیتونه انقدر عالی و خوب باشه.
اینو گفتم که شایدددد یکم از بار روانی مامانای نگران کم بشه❤️
البته اگر مامانای علامه و متخصص خیلییییی بهشون فشار نمیاد🫡

۱۴ پاسخ

خداروشکر بچه ها تون سالم هستن انشالله به موقع‌ش همه چی رو هم یاد میگیره

سلام عزیزم عالی و بسیار آموزنده

من چند روز پیش تو شرایط شما بودم با یکی رفتم بیرون پسرش آروم بود حرف گوش میکرد چسبیده ی مامانش پسر من همش میخواست بازی کنه بدووه یهویی دید چند تا آدم بزرگ فوتبال بازی میکنن پسر من دوید سمتشون باهاشون توپ بازی کرد بعد پسر اقواممون فقط کنار مامانش نگاه میکرد
آهنگ پلی میشد پسر من سریع می‌رقصید اون بچه همچنان آروم بود بعد به شوهرم که گفتم
گفت برو شکر کن بچه تو زرنگه از پس خودش بر میاد اجتماعی هست دیدم درست میگه

درست میگی شما
ازش نپرسیدی چجوری کار کرده
منم دلم میخاد کار کنم یاد بگیره

آفرین
ببین من خودم ازون بچه هایی بودم ک از بچگی بسیار باهوش آروم حرف گوش کن. تمام سوره ها حفظ . پایتخت کشور ها حفظ . انگلیسی هم از ابتدایی شروع کردن برام . فول
ولی الان یک زندگی بسیار بسیار عادی دارم . علامه ی دهر نشدم . ب هیچ جای خاصی هم نرسیدم . اتفاقا افسردگی بعد زایمان گرفتم و نشخوار فکری

ولی دوستام اطرافیانم . همه تو کاراشون موفق با انگیزه با اعتماد بنفس . پر انرژی

خوبه بچه پیشرفت کنه هر روز بیشتر یاد بگیره آدم ذوق میکنه ولی من خودم هیچ اصراری ندارم همین ک بچم تو این سن روز خوبی داشته باشه بخنده بازی کنه مامانش براش وقت بزاره دعواش نکنه بسه برام
نمیدونم چرا امروز دو بار سرش داد زدم بعد یکدفعه نگاه کردم با مداد شمعی مبلارو خط خطی کرده دیگه خودمو کنترل کردم اومد دلداریم داد گفت مامان گریه نکن خوب میشه 😐 بغلش کردم ولی تو دلم میخواستم خودمو حلق آویز کنم

بچه هایی که اروم قرار دارن هم خودشون راحتن هم مادر و هر آموزشی رو سریع یاد میگیرن
دختر من انقدر شیطونه پ حنب و جوش داره که حتی برا جیش هم باید هعی بگم بشین بشین بشین تکون نخور تا تموم بشه
و حتی یک ثانیه نمیشینه تا اصن به اعداد و رنگ و اینا گوش بده

گیر دادی ب علامه ها 😂😂

من خودم ناخودآگاه پسرم از لحاظ وزن و قد مقایسه میکنم
بعدم خودم سرزنش میکنم ک چرا مقایسه کردم

ما مادرا کلا وقتی تو شرایطی مثل شرایط شما قرار میگیریم ناخودآگاه ذهن درگیر میشه ک چرا بچه من این کارارو نمیکنه و طبیعیه مثلا من بچم ۲ماه نیم بچه جاریم کمتره اون دختره ۱۱ ماهگی راه رفت ۱ سال چند ماه حرف زدن یاد گرفت در صورتی ک رایان ۱سال ۳ ماه بود تازه راه رفتن یاد گرفت وقتی باهم هستیم رفتارای رایان براشون خیلی جذاب از اروم بودنش و با خونسردی کاری انجام دادن در صورتی ک بچه اونا خیلی فعال تر هست ب نظر من ما مادرا ب رفتارای بچه خودمون عادت داریم وقتی بچه جدید میبینیم خصوصیت های اون بچه ب چشممون جذاب میاد همینطور برای طرف مقابل هم همینه

فقط آخرش 🤣🤣🤣🤣

کاش هممون بتونیم اینجوری فکر کنیم و نگرانی‌های الکی روزمون خراب نکنن

متنتو خوندم کاملا درسته نگرانیا و رفتارای همه ما ناخوداگاه توی این سن بچها همینه
افرین بهت مامان خوب ک اینا دغدغته♥️

افرین خودت جواب خودتودادی مقایسه نکن

سوال های مرتبط

مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
سلام.
امروز یه مامانی یه تامیک گذاشته بود که من بچم قبلا از خودش دفاع میکرد و هربچه ای که اذیتش میکرد میزد.الان چون هی بهش گفتیم نزن دیگه فقط کتک میخوره نگاه میکنه هیچکاری نمیکنه.بهش گفتم حالا من برعکس دارم اذیت میشم چون هامین میزنه و بد میزنه.گفت چکار کردی که از خودش دفاع کنه گفتم ولا هیچی چندبار که هی زدنش تو جاهای مختلف بهش گفتم از خودت دفاع کن متوحه نمیشد تا رفتم خونه مدرم و برادر زادم که ۷ سالشه بهش گفت و تو م
پارک اتفاقی افتاد که برادر زادم ازش دفاع کرد یاد گرفته.
یه خانمی اومد گفت تاسف برانگیزه این مدل تربیت.
گفتم کحاش اذیتت کرده عزیزم؟
متاسفانه تاپیک پیدا نمیکنم.اولا که یادبگیریم به خودمون بگیم بمنچه تا یه بنوچه نشنویم.
دوما من تو اجتماعی که دائم داره زورگویی میشه هیچوقت بچمو بی دفاع رها نمیکنم مطمئنن یاد میدم که دفاع کنه اگر خورد بزنه.وقتی تو خانه بازی بچه از دور میاد و اسباب بازی از بقیه بچه ها میگیره و میزنتشون مطمئنن من بچمو حمایت میکنم که زور نشنوه و عین خودش رفتار کنه.الان دوره توسری خوردن نیست چون هرکی زورش برسه میتازونه.
من متاسفم برای مادری که بخاطر به به و چه چه کردن دیگران بچشو تو سری خور بار میاره.مطمئنن من هم اجازه نمیدم بچم بی دلیل کسیو بزنه و حتما برخورد میکنم با بچم ولی اینم نمیزارم بچم کتک بخوره و نگاه کنه.