سلام.
امروز یه مامانی یه تامیک گذاشته بود که من بچم قبلا از خودش دفاع میکرد و هربچه ای که اذیتش میکرد میزد.الان چون هی بهش گفتیم نزن دیگه فقط کتک میخوره نگاه میکنه هیچکاری نمیکنه.بهش گفتم حالا من برعکس دارم اذیت میشم چون هامین میزنه و بد میزنه.گفت چکار کردی که از خودش دفاع کنه گفتم ولا هیچی چندبار که هی زدنش تو جاهای مختلف بهش گفتم از خودت دفاع کن متوحه نمیشد تا رفتم خونه مدرم و برادر زادم که ۷ سالشه بهش گفت و تو م
پارک اتفاقی افتاد که برادر زادم ازش دفاع کرد یاد گرفته.
یه خانمی اومد گفت تاسف برانگیزه این مدل تربیت.
گفتم کحاش اذیتت کرده عزیزم؟
متاسفانه تاپیک پیدا نمیکنم.اولا که یادبگیریم به خودمون بگیم بمنچه تا یه بنوچه نشنویم.
دوما من تو اجتماعی که دائم داره زورگویی میشه هیچوقت بچمو بی دفاع رها نمیکنم مطمئنن یاد میدم که دفاع کنه اگر خورد بزنه.وقتی تو خانه بازی بچه از دور میاد و اسباب بازی از بقیه بچه ها میگیره و میزنتشون مطمئنن من بچمو حمایت میکنم که زور نشنوه و عین خودش رفتار کنه.الان دوره توسری خوردن نیست چون هرکی زورش برسه میتازونه.
من متاسفم برای مادری که بخاطر به به و چه چه کردن دیگران بچشو تو سری خور بار میاره.مطمئنن من هم اجازه نمیدم بچم بی دلیل کسیو بزنه و حتما برخورد میکنم با بچم ولی اینم نمیزارم بچم کتک بخوره و نگاه کنه.

۱۰ پاسخ

هیچ ربطی نداشت ک شما مناسف باشی برا اون مادر و فک کنی بخاطر به به و چه چه دیگران داره میگه
شما داری الان بچتو میبینی
شاید برات مسخره باشه
ولی همین ک میگی اگه زدن بزن از خودت دفاع کن فلان کن بچه رو داری دعوایی بار میاری
پس فردا تو سن بلوغ و بعدش میشه ازینا ک همش دنبال دعوا و کتک کاری هست
راه حل دیگه ای داره ک خوندم قبلا ولی الان یادم نی واقعا
ولی خب ن شما برا اون مامان متاسف باش ن اون برا شما
اینا همش بخاطر ناآگاهی هست
ک هممونم داریم
زمینه ها متفاوته

اگر بچه ات زد و طرف یه اتفاق جدی براش افتاد هم همین توجیه رو داری بگی؟ مخصوصا تو دوره نوجوانی که تستوسترون میزنه بالا و کنترل خشم پایینه
کلی بچه بزهکار بخاطر قتل یا ضرب و شتم بازداشتن
باید یاد بدی از خودش دفاع کنه
دست بچه ای که میخواد بزنه رو بگیره
نذاره بزنه
ازش فاصله بگیره و با صدای بلند بگه نباید بزنی منم زدن بلدم
شاهکار نیس وحشی بازی
تو جنگل زندگی نمیکنیم که

عزیزم خیر العمور اوسطها حالا نمیدونم عربیشو درست نوشتم یا نه باید میانه رو باشیم در هر شرایطی این یک مورد مورد بعدی اینکه هرکس وظیفه داره بچه خودشو تربیت کنه نباید کاری به کار تربیت بچه ی دیگه داشته باشیم تا زمانی که به ما اسیب نخواد برسونه یا بچه ما
مثلا تو پارک وقتی من میرم ی سری از بچه ها انگار از جنگل در رفتن از بس هنجار شکن هستن والا من هم به خود بچه و هم به والدین بچه تذکر میدم دروغ چرا
مثلا رو سرسره بازی بچه های کوچکتر رو هل میدن داد میزنن حرف زشت میزنن یا اصلا بدوبدو میکنن رو سرسره که بچه های کوچکتر اسیب میبینن من والا نمیتونم اروم باشم چون جون بچه ی من در خطره تو این شرایط و تذکرمو اعمال میکنم

اگر یه بچه بچتو زد
و بچتم بزنه و اتفاقی برای اون بچه بوجود بیاد بازم این تفکر رو خواهی داشت؟؟؟
بله
باید دفاع کنه بچه
ولی دفاع با دعوا فرق میکنه
دفاع اینجوریه که لفظی با داد هم شد دعوا کنن
ولی جسمی نه
اگر کسی هولش داد یا زدش باید بهش بگه تو اسیب زدن نداری
بیاد به یه بزرگ‌تر بگه
تا کم کم یاد بگیره دفاع کنه
من حتما پسرمو دفاع شخصی میفرستم
ولی دعوایی بارش نمیارم

همینایی ک نوشتن چرا میگی زد بزن
اگه تو جایی دست بچت به لباسشون بخوره خودشون به شدت .... میکنن
درسته قرار نیست بچه دعوایی تربیت کنیم ولی قرار نیست ی احمق و تو سری خور تربیت کنیم
همین کلیپا ایستایی هزار بار میگه رییست میگه تا فردا صبح کار تحویل بده شب بیدار نمون بگو حجم کار بالاست از حق کارگری و کارمندی خودت دفاع کن

کار خوبی میکنه از اول بچه رو پررو با اعتماد بنفس بار بیار دو روز دیگ بتونه حقش بگیره الان خانواده شوهر من جاش ک برسه خواهرو برادرا همه سلیته ن و حرف زور تو سرشون نمیره مادرشوهرم میگف از بچگی من بهشون گفتم پررو باشید و سردار باشید نزارید هیچکی بهتون بی احترامی کنه

سلام عزیزم، خوبی؟ من الان خودم نباز دارم کمی پیشت باشم و اموزش ببینم😆😆😆
بخدا که...
تو محیط کارم بخصوص...
من درخواست دادم ک یکسال مرخصی بدون حقوق داشتم، تو قانون تا سه سال میشه ولی به شرط موافقت مدیره، ولی مدبر خ راحت میگه نه و من هیچ جوره نمیتونم از خودم دفاع کنم💔
ازینکه تو این سن خانواده م بیان حقمو بگیرن متنفرم و دلم میخوام کنار بچم باشم حداقل تا دوسال....
ولی نمیتونم حقمو بگیرم....🥲💔
همه جا بهم اجحاف شده همیشه، از بس همیشه مظلوم بودمم... و همبسه اخرش ادم بده من بودم چون میخواستم برم دنبال حقم😏

پسر من نه میزنه و نه می‌ذاره بزننش...من خودم از اون مامان هام که تو محیط عمومی همیشه حواسم هست به پسرم...مثلاً میبرم پارک یا خانه بازی نمی‌رم بشینم مثل اکثر مامانا و پسرمو رها کنم... مخصوصاً تو پارک که بچه های خیلی بزرگتر از پسر من هستن و متاسفانه بچه های کوچکتر رو میزنم یا هل میدن...پسرم هر جا می‌ره منم باهاش میرم و رو پله ها یا سرسره مراقبشم...وقتی خودم هستم بچه های دیگه خیلی محتاط تر عمل میکنن...پسرمم بخواد کسی رو بزنه مثلا ناخودآگاه مو بکشه یا هل بده جلوشو میگیرم
ولی طوری کنارشم که مداخله نمیکنم تو بازی کردنش فقط اگه بدونم داره میزنه یا میخوره نمی‌ذارم...چون به نظرم تو سنی هستن که قسمتی از واکنش هاشون ناخودآگاه هست و ممکنه به بقیه آسیب بزنن و من شرمنده یه مادر بشم...یا بچه دیگه به پسرم آسیب بزنه و برام قابل جبران نباشه
مورد مشابه دیگه که پارسال برام پیش اومد اینکه همسایه روبروی ما یه دختر داره ۶ ماه از پسرم بزرگتر...این دختر دست بزن داشت هر وقت پسرمو میدید میزدش موهاشو میکشید اسباب بازی هاشو می‌برد...چند بار خودم مداخله کردم گفتم این اسباب بازی برای آرژینه با ملایمت ازش پس می‌گرفتم و وقتی گریه میکرد توجه نمی‌کردم چون پسر خودمم گریه میکرد و اسباب بازی پسرمو پس میدادم
اینطور شد که پسرم الان یاد گرفته وسایل خودشو به کسی نمیده مخصوصا همین دختر همسایه مون...اون جیغ میزنه این جیغ میزنه و درنهایت اسباب بازیشو پس میگیره هرچند اون گریه کنه و من از پسرم دفاع میکنم چون کار اشتباهی نکرده فقط حق خودشو خواسته
ولی هنوزم تو کوچه با این دختر تنهاش نمی‌ذارم چون احتمال میدم بهش آسیب بزنه
خلاصه که طبق تجربه خودم فعلا برای این سن بهترین راه مداخله مستقیم یا غیرمستقیم والدینه

عزیزم هرگز کتک زدن را یاد نده
تنها راه تو این سن در مواقعی که کسی بچه را زد یا خواست اسباب بازیشو به زور بگیره
دور کردن بچه از محیط
یاد دادن کلمه ی نه
و به سمت مادر اومدنه

خودتو درگیر قانع کردن بقیه نکن هرجور دوست داری تربیت‌کن

سوال های مرتبط

مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
امروز رفتیم پارک.
یه مامانا با بچش اومده بود بچه همسن بچه های خودمون تو کالسکه بود.هامین داشت بازی میکرد یجا رفت از سرسره بالا خودشو آویزون کرد گفتم بیا پایین خطرناکه امروز خیلیی خسته شدم از شیطنتت.خانمه شنید گفت تاحالا گفتی خدارو شکر بچم اذیتم میکنه گفتم واقعا کی میتونه راحب این حجم از خرابکاری شکر کنه خودشم خندید.گفت من آرزومه بچم بلند بشه و اذیت کنه بلند بشه خراب کنه بلند بشه حتی کارای خطرناک کنه فقط از جاش بلند بشه.گفتم من متوجه نشدم بچتون محدودیت داره گفت محدودیت نداره کاملا مشکل داره.
دیگه نمرسیدم چرا فقط گفتم چقدر خدا دوستت داشته که فرشتشو سپرده بهت.خندید.
یه مامانی پرسید چرا میاریش اینجا بچه روحیش خراب میشه بقیرو میبینه گفت بچه من حالش کنار بقیه بچه ها خوبه نمیتونم زندانیش کنم.خانمه گفت من بودم واقعا نمیاوردم گفت شما نمیتونی جای من باشی چون توانشو نداری.
خدا همه بچه هارو سلامت نگهداره و تمام مادرایی که بچه ای دارن که بیماری داره توان و صبر و قدرت بهش بده‌.
اونجا حس کردم اگر من جای خانمه بودم شاید خرد میشدم شاید لزونجا میرفتم ولی نشست برای بچش از بازی کردن حرف زد بغلش کرد دوتای تاب بازی کردن.باهاش رفت سوار سرسره شد بهش گفتم کاش هممون مادری از تو یادبگیریم.
مامان ایرمان🤍 مامان ایرمان🤍 ۲ سالگی
مامانا تو این موقعیتی که میگم شما چطور رفتار میکنید?
من یه دایی مجرد دارم که امشبم خونه مامانم ابنا رفتیم بودش
کلا اخلاق خاصی داره ما رو دوس داره اما واقعا شوخیاش ناجوره همییشه هم همه از دستش کلافه بودن
هر سری میبینمش انقد ایرمانو اذیت میکنه به وضوح میبینم بچم کلافه میشه و اسم تمام این رفتاراشم میزاره شوخی
مثلا بچه رو میزاره رو ارتفاع زیاد بعد میگه بپر بپر تو چقد ترسویی
اینا چی یادت دادن?
یه هفته بزارش پیش من کاری کنم هرکی اذیتش کرد بزنه تو گوشش
سیم سه راهیو میبنده دور پاش بعد میگه حالا راه برو هر هر میخنده
سر شام چندین بار گف بیا بهت نوشابه بدم بچه تو چقد خری گولت میزنن
ببین واقعا با همبن لحن!
من رفتم جلو گفتم ما به ایرمان نوشابه نمیدیم دایی
باز برداشت برد سمت دهنش گف بخور ببینم بچهههه
منم دیگه واقعا عصبی شدم بچمو بغلش کردم بردم اشپزخونه
یا گزاشتتش رو یه ماشین خیلی كوچیک که خب جاش نمیشه میگه باید رو این وایسی
خب نمیتونه جا نمیشه
بعد ایرمان دیگه عصبی شد گریه کرد بهش میگه تو چقد ترسویییی بچه
من هر ری اکشنی میدادم مامانم عین وکیل وصی نشسته به من میگه تقصیر نازنینه نمیزاره بچه یاد بگیره
تو برو کنار نازنین
منم گفتم ایرمان خیلی بچست
بااینجال خیلی هم خوب بلده از حق خودش دفاع کنه
اما جایی که لازم باشه یا ببینم بچم داره اذیت میشه نمیشینم نگا کنم
واقعا دارم به این نتیجه میرسم که عجیب نیس من از رفتارای مامانم همیشه کلافه م
کلا خانوادگی ژن رو اعصاب دارن🙂

شما بودین چیکار میکردین?
مامان آرسام🧿💙 مامان آرسام🧿💙 ۲ سالگی
میگما بیاین یه مامان قوی برا بچه هامون باشیم و هر طور شده پشت بچه هامونو خالی نکنیم و همیشه در مقابل همه دفاع کنیم ازشون (البته نه در قبال کار اشتباه و بی احترامی که در این مواقع هم فقط خودمون حق تذکر داشته باشیم نه بقیه)من هیچوقت تو جمع پسرمو دعوا نکردم یا طبق انتظار بقیه نزدمش(پسرم گاها بچه هارو میزنه و انتظار دارن منم بچمو بزنم)حالا من یه برادر شوهر مجرد دارم که همش پسرمو دعوا میکنه که چرا اینکارو کرد و... که همیشه پسرمو بغل میکنم و میگم باشه اشکال نداره ولی کار زشتیه دیگه تکرار نکن و....یدونه هم جاری دارم در این حد بگم براتون که اگه کسی برینه هم تو هیکل جفت بچه هاش هیچیی نمیگه منم چندبار گفتم عزیزم اگه خودت به بچت ارزش ندی هیچکس بهشون احترام نمیزاره مراقب بچه هات باش از الان بخصوص که پسرن رو اعتمادبنفسشون کار کن حالا اونم تازگیا جواب میده که اینجوری نگین امروزبرادر شوهرم بهش گفت شما که اینجوری نبودین زینب(یعی من) بد عادتتون کرد بچه خودمونه خوشمون میاد دعواشون کنیم حالا فقط اینا نیستنا کلا مادرشونم اینجوریه که به بچه های ما احترام نمیزاره فکرشو بکنین آروز یه سیب زمینی بزرگ برا دخترِ دخترش درس کرد بقران یدونه دست بچم نداد قایمش کرد منم رفتم خودم درس کردم جلو چشش😐
خلاصه رو اعتماد بنفس بچه هاتون خیلی کار کنین مخصوصا اگه پسر دارین نزارین هرکی از راه رسید دایه دلسوز تر مادر بشه🙂
#بارداری#زایمان#پوشک#آنومالی