میگما بیاین یه مامان قوی برا بچه هامون باشیم و هر طور شده پشت بچه هامونو خالی نکنیم و همیشه در مقابل همه دفاع کنیم ازشون (البته نه در قبال کار اشتباه و بی احترامی که در این مواقع هم فقط خودمون حق تذکر داشته باشیم نه بقیه)من هیچوقت تو جمع پسرمو دعوا نکردم یا طبق انتظار بقیه نزدمش(پسرم گاها بچه هارو میزنه و انتظار دارن منم بچمو بزنم)حالا من یه برادر شوهر مجرد دارم که همش پسرمو دعوا میکنه که چرا اینکارو کرد و... که همیشه پسرمو بغل میکنم و میگم باشه اشکال نداره ولی کار زشتیه دیگه تکرار نکن و....یدونه هم جاری دارم در این حد بگم براتون که اگه کسی برینه هم تو هیکل جفت بچه هاش هیچیی نمیگه منم چندبار گفتم عزیزم اگه خودت به بچت ارزش ندی هیچکس بهشون احترام نمیزاره مراقب بچه هات باش از الان بخصوص که پسرن رو اعتمادبنفسشون کار کن حالا اونم تازگیا جواب میده که اینجوری نگین امروزبرادر شوهرم بهش گفت شما که اینجوری نبودین زینب(یعی من) بد عادتتون کرد بچه خودمونه خوشمون میاد دعواشون کنیم حالا فقط اینا نیستنا کلا مادرشونم اینجوریه که به بچه های ما احترام نمیزاره فکرشو بکنین آروز یه سیب زمینی بزرگ برا دخترِ دخترش درس کرد بقران یدونه دست بچم نداد قایمش کرد منم رفتم خودم درس کردم جلو چشش😐
خلاصه رو اعتماد بنفس بچه هاتون خیلی کار کنین مخصوصا اگه پسر دارین نزارین هرکی از راه رسید دایه دلسوز تر مادر بشه🙂
#بارداری#زایمان#پوشک#آنومالی

۵ پاسخ

عه توهم زینبی؟ منم زینبم و با حرفت موافقم

من از روز اول اینجوری برخورد کردم و اجازه ندادم هیچکس به خودش این حقو بده که میتونه بچمو دعوا کنه تاکید میکنم هیییییچ کس
خودمم اصلا تو جمع دعواش نمیکنم فقط تذکر میدم که کازش اشتباه بوده و باید عذرخواهی کنه
یبار ۶ ماه پیش شوهر عمه اش فکر نمیکرد که من دارم میشنوم به بقیه داشت میگفت من از صدای این بچه متنفرم اعصابم بهم میریزه صداشو میشنوم منم همون لحظه جوابشو دادم اخه بچه خودش ۶ سالشه وحشتنااااک شیطونه اصلا چیز عجیبیه همه ازش مینالن همههههه این میخواست توجه بقیه رو ببره رو دختر من که کسی دسته گل خودشو نبینه منم خوب جوابشو دادم
الان ۶ ماهه نگاشم نکردم اصلا خونشونم نرفتم با اینکه دعوتم کردن
همه اون جمع حساب کار دستشون اومد که نمیتونن در مورد بچه من گوه خوری کنن تمااااام

و منی که خیلی دیر فهمیدم 🥺

شاید از نظر خیلیا اشتباه باشه رفتارم
ولی اصلا همچین آدمی نیستم که اجازه بدم بچم بی احترامی یاد بگیره
یا هرکاری دلش خواس بکنه ولی بنظرم نحوه تربیت بچه باید تو خونه باشه نه تو جمع پیش همه پیش‌ اومده حتی خودم پسرمو دعوا کنم و...ولی همه این تصور رو دارن که من از گل نازک‌تر به بچم نمیگم ....

افرین چ زیبا دمتگرم

سوال های مرتبط

مامان فسقلی جون🧒💜 مامان فسقلی جون🧒💜 ۲ سالگی
تاپیک قبلم به نظرم نیاز به توضیحات بیشتری داره برای یه سری مامانها...
قطعا منم مثل شماها خوب و بد رو میدونم و به پسرم یاد دادم.
اکثرا بچه هاتون توی همین رنج سنی هستن، پس با قاعده ی لجبازی یا اینکه یه مورد رو خوب یاد بگیرن و یه مورد رو نخوان یاد بگیرن آشناییت دارین.
منم تو تاپیک قبلی گفتم، مواظب بچم بودم و این حرکتش غیرمنتظره بود و قطعا میدونم که کار پسرم خیلی بد بوده. واسه همین اول بچه ی اون خانومو بلند کردم و نازش کردم و بعد فقط از مامانش عذرخواعی کردم.
حتی اگه بچه اون خانومه بچمو هل میداد یا میزد هم اینقدر حرصی نمیشدم...
ولی اینکه یه مادر، که بچش شاید سه چهارماه با بچه من فرقش بود، اینجور با بچه من حرف بزنه و اون کلمه رو بگه و بعدم بخواد بزنتش،
قطعا بچه های خودتونم بود حرصی میشدین.
مطمئنا بچه هاتون بچه پیغمبر نیستن که تماااام کاراشون خوب باشه...
ده تا کار خوب دارن یه کار بد. واقعا واقعا اون یه کار بدِ بچه من همین هول دادنه اونم فقط بخاطر تصویر ذهنی که از بچه داداشم داره.
و تاکید میکنم فقط دوسالشه... بچه ۱۵ساله نیس😂

دوتا بچه باهم دعوا کنن خیلی فرقه تا اینکه یه ادم ۳۰ ساله با یه بچه دوساله بخواد دعوا کنه.
مامان فندق و گردو مامان فندق و گردو ۳ سالگی
امشب رفتیم پارک جامون رو یه طوری انداختیم که روبروی سرسره باشیم و پسرم رو ببینیم اولش که شام خوردیم شلوغ بود یا من میرفتم سر میزدم یا شوهرم بعد خلوت شد فقط پسرم بود تو سرسره به بچه اومد یه عروسکم دستش بود پسره من کلا خیلی بچه ها رو دوس داره رفت سمتش برای بازی بچه هه ماشالله هاپاره بلند داد زد که نمیدم مال خودمه برو اونور میخاست قورت بده پسرمو من خیلی آتیش میگیرم کسی سر پسرم داد بزنه چون هنوز صحبت نمیکنه ونمیتونه منظورش رو بگه دیدم داره اشک میریزه میاد سمت ما بدو بدو رفتم سمت اون بچه رو سرسره داد زد که عروسکمو نمیدم بهش مال خودمو منم بهش گفتم خوب به جهنم که نمیدی بار آخرت باشه داد میزنی ها یهو مامان باباش از اونور اومدن که چکار به بچه ما داری گفتم ماشالله این بچس داره مارو قورت میده من پسرم رو آوردم اونام بچشونو بردن شوهرمم از جاش تکون نخورد بگذریم که چه دعوایی باهاش کردم چرا هر کی به پسرم چیزی میگی گریه میکنه میاد پیش من یعنی از این بچه های بی دست و پا قرار بشه که نمیتونه جلو کسی وایسه و خودش جواب بده
مامان لیام🤍 مامان لیام🤍 ۲ سالگی
الان رفته بودم پارک
پسرم داشت بازی می‌کرد، پسرش اومد برای بار چندم پسرمو زد
سری آخر داشت چشای پسرمو درمیاورد
برگشتم گفتم خانم مواظب بچت باش
یهو داد زد هر چی از دهنش دراومد بهم گفت که نمیبینی من مراقبشم
تو مراقب بچت باش
( بچه اش همه ی بچه ها رو میزد)
داد و بیداد و فحش که چیکار به بچه داری
گفتم میدونم بچست و کاری به بچه نداشتم گفتم مراقبش باش همه ی بچه ها رو داره میزنه
جیغ و داد و فحش به خودم
آخرشم بچه هاشو برداشت و رفتنی گفت ناراحتی بچه ی گوهتو تو خونه نگه دار
منم گفتم به خودم فحش دادی هیچی نگفتم گوه خودتی و بچه هات
حالا فهمیدم بچه ت شبیه خودته دیگه
کم مونده بود پاره ام کنه
شوهرم میگه چرا بهش گفتی مراقب بچه ات باش لیام و برمی‌داشتی و نیومدی اینور
چندین بار این کارو کردم وسطاش بچه اش اومد پسرمو بزنه داشت میفتاد گرفتمش خودشم دید
ولی بار آخر چشای پسرمو با زیر لپشو محکم فشار میداد
منم چیزی نگفتم گفتم مراقبش باش
چنان داد و بیدادی کرد که با بچه چیکار داری که کل پارک نگامون میکردن
خدایی چرا بعضیا انقد وحشی هستن
اعصابم بهم خورد
بچه ش چندین بار به پسرم حمله کرده هیچی نگفتم
آخر گفتم مراقب بچه ت باش کم موند بیاد بزنه منو
چیکار کنم اینجور مواقع ساکت باشم
واقعا نمیدونم چی درسته چی غلط !!!
مامان نفسم 💖 مامان نفسم 💖 ۲ سالگی
سلام قشنگا یه سوال دارم میشه راهنماییم کنید
ما هرهفته میریم خونه مادرشوهرم اینا بعد اگه خودمون باشیم که خب دخترمو تحویل میگیرن و از کاراش تعریف و اینجور چیزا بعد اگه بقیه ی نوهاشون باشند خیلی اخلاق و رفتارشون نسبت به بچه ی من تغییر میکنه و جاریم یه پسر داره بعد دوتادختر که با بچه ی منه همسن هستند بعد اینا که باشند کلا میرند سمت اون و به اون توجه می‌کنند و مثلا پدرشوهرم گوشیشو میده دست پسر جاریم بعد خب بچه ی من دید اونم رفت سمتش بعد پدرشوهرم گفت نه بزار دستش باشه ازش نگیریا مثلا اینجور اخلاقی دارند و خیلی فرق میذارن دخترم میره سمت پسره میگه نه بیا اینور کاریش نداشته باشیا در صورتی که بچم میخاست پسرعمویش بغل کنه و بوس کنه و منم خیلی از این رفتارشون واقعا ناراحت میشم و اعصابم خورد میشه
خواهرانه بگید شما بودید چیکار می‌کردید و چندوقت یبار می‌رفتید
در صورتی با مادرشوهرم بد نیستم هم اون منو دوس داره هم من اونو و احترامشونو دارم
ولی این رفتارا اذیتم میکنه شما بگید بهم ممنون میشم ازتون