۹ پاسخ

تو که از شوهرت و زندگیت رازی نیستی بچه دوم واسه چیته تو این گرونی.یکم به خودت آرامش بده بزار از این گرفتاری نجات پیدا کنی دختر بزرگتر بشه یکم کمکت کنه . بعدا حسابی از بچه لذت ببری

عزیزم ببخشید معذرت میخوام اما من تایپیک های شمارو اکثرا میبینم و اینجور که میگید کم وبیش با همسرتون مشکل دارید و اینکه خودتونم روحیه تون مثل من ضعیفه من اگر جای شما باشم عمرا به بچه دوم فکر نمیکنم حتی اگه عاشق پسر بچه باشم ببخشید ولی این بچه ها چه گناهی کردن فقط چون ما دوست داریم بیان به این دنیا اما قبلش بهتره از خودمون بپرسیم این بچه ها با ما آینده دارن میتونیم آرزوهاشون رو برآورده کنیم میتونیم نیاز های معمولی شون رو برطرف کنیم عزیزدلم ما الان تو تهیه داروهای تقویتی پوشک و لباس همین بچه هامون موندیم بالین وضعیت اقتصادی به نظر من تلاش کن فقط دخترتو خوشبخت کنی و فکر حسرت های شوهرت و بقیه رو نکنی من که خودم فقط فکر دخترمم همین و تمام

عزیزم من تاپیکای قبلیتو نخوندم اما منم مثل خودت تو بارداری اولم وحشتناک اذیت شدم و با وجود اینکه کسی رو هم نداشتم کمکم کنه تو شهر غریب.الانم ب بچه دوم فکر میکنم چون میترسم از تنهایی بچم و دلم نمیخاد مثل خودم و شوهرم تک و تنها باشه.فاصله سنیشون کم باشه شاید چند سال اذیت بشی اما باهم بزرگ میشن و رابطشون خوب میشه برا پسرم تعیین جنسیت کن راحت.

من جات بودم با همه اذیتایی که خانواده خودت وشوهرت سرت اوردنن عمرا به بچه فکر کنم البته با توجه به پیامهای قبلیت گفتم

چون شوهرت میخواد با هر سختی هست بیار
چون ی عمر بندالته

خب با این حسرت دل رو بزن به دریا و بیار قرار نیست دو تا بارداریت شبیه به هم باشن
من خودم بارداری اول ۱۶ هفته سقط شد و کل ۱۶ هفته رو استراحت مطلق رو جا بودم ولی بارداری دوم یک دقیقه هم زمین ننشستم

برو دکتر پسر بیار

قرار نیست چون سر اولی اذیت شدی سر دومی هم بشی این فکر خیالا رو نکن

چی بگم چون درکت نمیکنم اگر دلت میخاد خودتو تقویت کن بعد اقدام کن

چون بارداری اولت پر خطر بوده دلیل نمیشه دومیم اینطوری باشه

سوال های مرتبط