۱۲ پاسخ

برا همین از بچه دوم‌میترسم😭
اولشه گلم کم کم زندگی دستت میاد
هنوز نوزادت خیلی کوچیکه و نیاز به مراقبت بیشتری داره
یکی دوماه دیگه درست میشه

به این فکر کن که اصلا این روزا رو یادشون نمیمونه کوچیکه بزرگ میشه و خاطرات هم بازی بودنشون یادشون میمونه فقط

عزیزم منم شرایط شمارو داشتم پسرام با اختلاف دوسال و یک ماه هستن
اوابلش واقعا سخته درکت میکنم
فقط طاقت بیار که این روزا هم میگزره و بزرگه به شرایط عادت می‌کنه

شبا قبل خواب حسابی بغلش کن و بوسش کن

منم آااااااااااااااااااخ گفتی خواهر

منم تازه فهمیدم باردارم هفت هفتمه و همش استرس دخترم و دارم ک کبود نداشته باشه خودمم سنم زیاد نیس واقعا خیلی زود بود برای بچه دوم ولی الان ک شده خدا رو شکر میکنم ایشالا ک سالم باشه
بزرگ بشن خیلی با هم بازی میکنن من و خواهرم سه سال با هم تفاوت داشتیم خیلی با هم خوب بودیم بازی میکردیم الان سخته یکم بزرگ شه نوزادتون با هم همیشه بازی میکنن

درکت میکنم منم دلم برا دخترم میسوزه

منم اوایلش که بچه دومم دنیا اومد یخورده سخت بود و بعد زایمان هم خیلی حساس شده بودم و اشکم درمیومد واسه بچه اولم
ولی بعدش کم کم بهتر شد و تونستم اوضاع رو کنترل کنم
الان هم که بچه دومم ۶ ماهشه خیلی همدیگه رو دوست دارن

الهی بگردم .خیلی سخته همدردیم.پسزنو از پوشک گرفتی؟

بچه اول داغون میشه فرقی هم نداره چندسالش باشه دیگ کلا بچه جدید وقت ادمو میگیره منم همش عذاب وجدان دارم و ناراحتم برای پسرم

الهی عزیزم 🥺

💔عزیزم

سوال های مرتبط