۱۲ پاسخ

چقدر دلم برات کرفت چقدر بد همش مثل تصویر تومد جلوم حتی اون لخظه گفتی ذوق کردی اون لخظه گفتی بچه بقل زدی بیرون دلت یه دل ییر کریه میخاست اشکم دراومد

یکم‌پیگیر شو ببین کجا میره و با کی میره.گوشیشو چک کن.مرتب بهش زنگ بزن ببین کجاست..جیب لباسهاشو چک کن.لباسهاشو بو کن ببین بوی عطرمیده

ینی چی اخه،خب با این شرایط کاش بچه دار نمیشدین،بجه طفلی چ گناهی کرده اخه،چقدر پدر بی مهریه،بچه گناه داره اخه

حست درسته حس ما زنا همیشهههه درسته🙃

تا میتونی پول خرج‌کن پول بگیر ازش بذا نتونه واسه کسای دیگه خرج کنه

نمیتونی گوشیشو بگردی ؟

دقیقا از بارداری دختر دومیم شوهرمنم مارو هیچجا نبرده

عجب آدمی بابا کاش میشد میومدم یه کتکی بهش میزدم واقعا این تیپ آدما چرا ازدواج میکنن بچه دار میشم خیلی دلم گرفت

اخه از همچین مردهای وقیحی چرا بچه میارید بزارید نسلشون منقرض بشه
بیچاره بچه ها خب قبلش یعنی با هم بیرون نمیرفتید ؟؟؟

عزیزم شرایط منم همینجوره،شوهرم از صبح میره ساعت۳شب میاد،وقتی پسرم خوابه میره،وقتی پسرم خوابه میاد،ن جمعه داریم ن تفریح داریم باهم،منو پسرم همه جا تنها میریم،تحت هیچ شرایطی شوهرم نیست،سرما که میرسه یا کار داره یا حالش خوب نیس

اخه مگه باباش نیست اونم مسئولیت داره

شوهر منم همینه برای همه هست بجز‌ما ولی خودت ببرش بیرون هم حال خودت عوض بشه هم بچه، بچه ها واقعا گناه دارن که بخوان پاسوز باباهای اینچنینی بشن، من خودم گاهی با اسنپ میبرمش‌بیرون که حتی راننده ها دلشون برامون میسوزه میان در‌ماشینو برام باز میکنن با اون همه وسیله، اما شوهرم غیرت نداره ولی بچه که گناهی نداره

سوال های مرتبط

مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 ۳ سالگی
چه خبرا خوبین ؟
دخترم این موقع خوابیده شبی پدر منو دربیاره
بچه ها ما یه دختر همسایه داریم پنج سالشه
میاد خونه ما با کل وسایل دختر من بازی می‌کنه ولی هیچ کدوم از وسایلش رو دست دختر من نمیده همیشه کارش همینه دفعه پیش اومده بود خونه ما قشنگ یک ساعت بازی کرد موقع رفتنش دخترم خیلی گریه کرد باهاش بره مجبور شدم بفرستم باهاش بره بعد پنج دقیقه خودم دم در بودم دخترمو از خونه انداخت بیرون درم بست
چند روز پیشم بازم یه لحظه دخترم رفت پیشش دیدم جیغش در اومده خیلی گریه کرد بعد که آروم شد گفت منو زده
باز امروز مامانش زنگ دخترم بیادخونتون اومد یه دوساعتی بازی کرد
ولی خودش اصلا اسباب بازی هاشو دست دختر من نمی‌ده به هیج وجه من سر همین موضوع قطع رابطه کردم با مامانش چون مامانش میگه بچه باید هنر نه گفتن بلد باشه
اون موقع که دختر من یک سالش بود یه سه چرخه داشت چند بار دختر من دست زد بهش دخترش جیغ میزد که دست نزن به سه چرخه ام من دخترمو با کالسکه برده بودم تو کوچه دخترش داشت با کالسکه دختر من بازی میکرد دختر منم سوار سه چرخه اش شد تا دید دختر من سوار شده سریع جیغ داد که پیاده شو من هر کاری میکردم دخترم نمیومد پایین مامانشم اصلا نگفت که مامان نی نیه تو هم داری با کالسکه اون بازی خدا شاهده یک کلمه از دهن این زن در نیومدکه بگه بزار یه ذره بازی کنه منم زوری بچمو پیاده کردم آوردمش خونه دیدم دخترش زودتر از ما در حیاط وایستاده که بیاد خونمون 🤦
منم بهش گفتم برو خونتون تو بی ادبی دختر من با تو بازی نمیکنه مامانش تا مدت ها قهر بود که بچمو تو خونه راه نداده
به جاریمم گفته من نمی تونستم به بچم چیزی بگم اعتماد به نفسش میموده پایین
باز دوباره امروز خیلی شیک بچشو فرستاده خونه ما