۳ پاسخ

باسرنگ بریز تو دهنش اندازه ۲ ثانیه بینیشو نگه دار تا مجبور بشه قورت بده بهد یذره اب بده بش یکم تلخیش بره آب زیاد نده

داروهای میوه ای براش بگیر بگو اینا شربته. بریز تو سرنگ بده بهش

اگه تب داره شیاف بزن

سوال های مرتبط

مامان محمدصادق 🇮🇷🍓 مامان محمدصادق 🇮🇷🍓 ۴ سالگی
سوال: سه تااا چهار سالگی سال سخت و پر چالشی بود برای ما👦🏻👉🏻🙎🏻‍♀️

دیروز وقتی رفتیم بیرون یک چالش جدید بهمون اضافه شد😙

واقعاااانداشتیم .نه اقا اصلااا نداشتیم 🤦🏻‍♀️

همیشه متوجه بود چیزی میخریم که نیاز داریم🙂

یا اصلا نمی خریم🙃

یا فقط دو تا انتخاب نهایت عزت و احتراممم 😊

دیروز پسرم فک می کرد اگ از هر سوپری خرید نکنه فروشندش برشکست میشه یک همچین احساسی داشت
و من هر بار نههه پسرم نه 🫠

اون دو تا خوراکی که دوست داری میخرم ولی امروز فقط همون دو تا خوراکی

و لا غیررررر

دیروز واسه اولین بار بستنی رو کشف کرده بود 😍هر طعم بستنی رو میخاست تست کنه اونم از نوع قیفی 😵‍💫

تحصُن

تحصن جلوی هر اسباب بازی فروشی به مدت یک ربع تا بیس دقیقه😅

پسرم من پولم امروز به اندازه اسباب بازی نیست
پسرم :مامان😩
پسرم شما زیاد ماشین داری نیازی نمی بینم ماشین بخرم
پسرم :مامااااان😩

تازه نکتش اینه مامانم هم همراهمون بود دو تا رو هم زمان مهار میکردم
هرچی که من می گفتم نههه مامان سریع دست به جیب من میخرم
گفتم مادر من نهههه اصلا اجازه نمیدم چون باید یاد بگیره چیزی رو باید بخره که نیاز داره و همیشه هم نمیتونه خرید داشته باشه

خلاصه دیروز عملیات مهار و خنثی سازی سختی داشتم و مادرم من رو
«شمر »خطاب می کردن ولی عمیقا میدونم کارم درست بوده 😂

خلاصه دلم تنگ شده واسه روزایی که خیلی گوگولی و مهار شده تو کالسکه باهام این طرف اون طرف میومد🥰😁

فرزند پروری پوشششک تربیت
مامان یاس مامان یاس ۵ سالگی
سلام دوستان
چند تا مسئله از دخترم ذهن من رو درگیر کرده میخوام از شما مشورت بخوام و بینم بچه های شما چطورن،یکی اینکه دخترم میان جمع مثلا تو پارک زیاد حواسش به وسایلش نیست،مثلا اسکوترش رو ول میکنه میره با ی بچه بازی میکنه یا تار بازی میکنه،یا ی بار کلاهش افتاد اصن توجهی نکرد همینطوری داشت به بازیش ادامه میده، ی مورد دیگه اینکه وقتی بیرون میریم تو ی فروشگاه خیلی هی میگه اینو برام میخری یا اصرار میکنه بریم قسمت بازیش که بازی کنم،یا بریم غدا سفارش بدیم،در صورتی که میبرمش استخر شهربازی پارک ،یا خوراکی براش میخرم، هم من هم باباش،هم بابای خودم ولی نمیدونم باز چرا انقدر اصرار میکنه،مخصوصا اگه یکی همراهمون بیاد بیرون،بعضی اوقات خجالت میکشم،میگم الان فکر میکنه من هیچی براش نمی‌خرند که انقدر بچه داره اصرار میکنه،ولی تنها باشیم بهتره باز،مثلا میگم مامان الان ما اومدیم خرید خونه الان وقت شهربازی نیست،یا قانونمون اینکه فقط میتونه ی خوراکی انتخاب کنه،که اکثر اوقات جواب داده ولی خدا نکنه یکی همراهمون باشه سر هر چیزی هی اصرار،هی اصرار،انقدر انرزی میزارم که همش متعدد کنم دیگه از بیرون رفتنم لذت ننبرم