سوال: سه تااا چهار سالگی سال سخت و پر چالشی بود برای ما👦🏻👉🏻🙎🏻‍♀️

دیروز وقتی رفتیم بیرون یک چالش جدید بهمون اضافه شد😙

واقعاااانداشتیم .نه اقا اصلااا نداشتیم 🤦🏻‍♀️

همیشه متوجه بود چیزی میخریم که نیاز داریم🙂

یا اصلا نمی خریم🙃

یا فقط دو تا انتخاب نهایت عزت و احتراممم 😊

دیروز پسرم فک می کرد اگ از هر سوپری خرید نکنه فروشندش برشکست میشه یک همچین احساسی داشت
و من هر بار نههه پسرم نه 🫠

اون دو تا خوراکی که دوست داری میخرم ولی امروز فقط همون دو تا خوراکی

و لا غیررررر

دیروز واسه اولین بار بستنی رو کشف کرده بود 😍هر طعم بستنی رو میخاست تست کنه اونم از نوع قیفی 😵‍💫

تحصُن

تحصن جلوی هر اسباب بازی فروشی به مدت یک ربع تا بیس دقیقه😅

پسرم من پولم امروز به اندازه اسباب بازی نیست
پسرم :مامان😩
پسرم شما زیاد ماشین داری نیازی نمی بینم ماشین بخرم
پسرم :مامااااان😩

تازه نکتش اینه مامانم هم همراهمون بود دو تا رو هم زمان مهار میکردم
هرچی که من می گفتم نههه مامان سریع دست به جیب من میخرم
گفتم مادر من نهههه اصلا اجازه نمیدم چون باید یاد بگیره چیزی رو باید بخره که نیاز داره و همیشه هم نمیتونه خرید داشته باشه

خلاصه دیروز عملیات مهار و خنثی سازی سختی داشتم و مادرم من رو
«شمر »خطاب می کردن ولی عمیقا میدونم کارم درست بوده 😂

خلاصه دلم تنگ شده واسه روزایی که خیلی گوگولی و مهار شده تو کالسکه باهام این طرف اون طرف میومد🥰😁

فرزند پروری پوشششک تربیت

تصویر
۸ پاسخ

واقعا تو این چهار سال بستنی ندادید ؟

مهار کردن پدربزرگ مادربزرگا به مرااااااتب سخت تر از بچه هاس😄

هر بچه ای تُخص شد بفهمید که همش زیر سر مامان بزرگ و بابا بزرگاس ☹️منم هرچی بگم نه نمیخرم مامانم یا مادر شوهر جان میگن ما میخریم 🤦 فکر میکننن دلسوزی درصورتی که اشتباه میکننن

پسر منم همینه وقتیم میخواد نمیخرم گریهههه میکنه ها
منم خوراکی روزی بیشتر از یدونه نمیتونه بخره برا خوراکی گریه نمیکنه اما برا اسباب بازی قیامت میکنه

پسرمنم کلا همین طوریه عصرا باباش ازسرکاراومد حتما میرن خرید منم داىم غر میزنم ولی بی فایده اس

وای پسر منم همینهههه

من از ترس بهانه هاش نمیرم بیرون یه سال میشه😩😩 احساس میکنه پدرش لورده این باید از تمام مغازه ها خرید کنم اونم ن یکی ن دوتا بلکه 6/7تا

واقعااا من هر ثانیه چالش دارم باهاش کم اوردممم دیگه

سوال های مرتبط

مامان گوگولی مامان گوگولی ۴ سالگی
دیروز بایکی ازآشناها که بچه هامون هم سنن بیرون رفتیم بچه من اصلا یه لحظه هم آروم و قرار نداشت، مدام بدو بدو، شیطنت های مختلف، بعدم رفتیم توی یه مغازه که اندازه یه فرش ۹متری بود اینقدراونجام بدو بدو کرد و بازی قابم موشک راه انداخت ویه هو رفت توی پرو و آینه قدی که به دیوار پیچ نبود وکنار اتاق گذاشته بود صاحب مغازه دستشو بهش زد وتکون خورد وافتاد روزمین فقط خیلییی خدارحممون کرد هم دوتابچه طوری نشدن هم پرو فرش کفش بود اینه یه ذره هم نشکست ولی من اون لحظه آب شدم ازخجالت نمیدونستم باید چیکار کنم بعدم اون آشنام به بچش گفت دیگه اجازه نداری بازی کنی و از اون طرف بچا من قط و نق و جیغ داد سرمن که چرا نمیاد بازی بگو بیاد و....هرچی به خوبی میگفتم الان جا بازی نیست میریم پارک و... خلاصه هیچ حسابی ارم نمیبره اون بایه کلمه که مامانش گفت بازی نکن دیگه تکون نخورد ولی بچه من.......‌ خیلییییییی ازدسش ناراحت بودم شب که خانه امدیم برا باباش گفتم اونم تموم اسباب بازی تفنگی وشمشیر و... برد قایم کرد وکلی بچه رو دعوا کرد و ازخوراکی و اسباب بازی جدیدم محرومش کرد
نمیدونم چیکارباید کنیم چی درسته چی اشتباه جای من بودید چیکار میکردید.... گاهی حس میکنم بیش فعاله کسی میدونه علاعمش چیه؟
مامان یاس مامان یاس ۴ سالگی
سلام دوستان
چند تا مسئله از دخترم ذهن من رو درگیر کرده میخوام از شما مشورت بخوام و بینم بچه های شما چطورن،یکی اینکه دخترم میان جمع مثلا تو پارک زیاد حواسش به وسایلش نیست،مثلا اسکوترش رو ول میکنه میره با ی بچه بازی میکنه یا تار بازی میکنه،یا ی بار کلاهش افتاد اصن توجهی نکرد همینطوری داشت به بازیش ادامه میده، ی مورد دیگه اینکه وقتی بیرون میریم تو ی فروشگاه خیلی هی میگه اینو برام میخری یا اصرار میکنه بریم قسمت بازیش که بازی کنم،یا بریم غدا سفارش بدیم،در صورتی که میبرمش استخر شهربازی پارک ،یا خوراکی براش میخرم، هم من هم باباش،هم بابای خودم ولی نمیدونم باز چرا انقدر اصرار میکنه،مخصوصا اگه یکی همراهمون بیاد بیرون،بعضی اوقات خجالت میکشم،میگم الان فکر میکنه من هیچی براش نمی‌خرند که انقدر بچه داره اصرار میکنه،ولی تنها باشیم بهتره باز،مثلا میگم مامان الان ما اومدیم خرید خونه الان وقت شهربازی نیست،یا قانونمون اینکه فقط میتونه ی خوراکی انتخاب کنه،که اکثر اوقات جواب داده ولی خدا نکنه یکی همراهمون باشه سر هر چیزی هی اصرار،هی اصرار،انقدر انرزی میزارم که همش متعدد کنم دیگه از بیرون رفتنم لذت ننبرم
مامان آیهان مامان آیهان ۵ سالگی
امروز اولین روز مهد پسرم بود ، بدون من که نموند من تمام سه ساعت رو کنارش بودم ، بعد خجالت میکشید اصلا حرف نمیزد یا اگر حرف میزد خیلی آروم پیش من حرف میزد که مربیشون اصلا صدای اینو تو این همه بچه نمیشنید ، بعد بچه ها چون این از همه کوچیک تر بود و خجالت میکشید و حرف نمیزد یکیشون که خیلی بی ادب بود هی میگفت من از این خوشم نمیاد پیش من نشینه بقیه هم به تبع اون همین حرف رو زدن ، وای داشتم سکته میکردم همونجا گریه ام ولی خودمو جمع کردم ، نسبت به پارسال که یه بار بردمش اصلا نمیموند میرفت فقط بازی ایندفه مینشست و توجه اش بیشتر بود اما مثلا مربی میگفت رنگ کن رنگ نمیکرد ، از یه طرف از این خوشحالم که اینقد این سه ساعت همکاری کرد و نشست از طرفی از اون حرفای بچه ها به شدت دلم شکسته و آخرشم مربیش گفت پسرت حرف نمیزنه ؟ گفتم حرف میزنه ولی اینجا خجالت میکشه ، اونجا بچه ها رو نگاه میکرد ولی با هیچ کدوم سعی نکرد دوست بچه ولی اومدم خونه با بچه های همسایمون کلی بازی کرد ، خدایا خودت کمکم کن پسرم رو راه بندازم خیلی سخته از طرفی از نطر روحی خودت داغون باشی و کلی دلشوره که یعنی همه چی درست میشه ؟ از طرفی باید محکم پشت بچه ات باشی ...
مامان جوجه کوچولو ها مامان جوجه کوچولو ها هفته دهم بارداری
سلام خانم ها🫰🏻👋🏻
شبتون خوش باشه ♥️
یه سوالی دارم ازتون درباره یه مشکل که هر کاری کردم نتونستم رفعش کنم😔
من هنوز تو چالش دسشویی رفتم پسرم گیر کردم😣
از اون اولش که تقریبا ۲ سال نیک یا سه ساله بود. من هر روز روزی ۱۰ ۱۵ بار شلوارش رو کثیف میکرد من باید میشستم
اصلا توی دستشویی نمینشت. به هیچ عنوان
براش صندلی مخصوص گرفتم نمینشست
برچب میگرفتم ببرم دسشویی بازم فایده نداشت
الان. هم که با اینکه چهار سالش پر شده هنوز موقع پی.پی.
اول شلوارش رو کثیف میکنه تا من از بو ش متوجه بشم چ ببرم دستشویی. اونموقع دستشویی کنه کامل
من نمدونم چرا انقدر لجبازی میکنه در این مورد چند باری دیدی که دسشویی داره ولی خودش رو سفت گرفته تا من برم بهش بگم مامان ببرمت دسشویی اونمق بگه اره دستشویی دارم
خیلی عذر میخام بابات این سوال 🙏🏻
ولی اگع تجربه ای دارد خواهش میکنم کمکم کنید چون دیگ به ذهنم هیچی نمیرسه که چیکار کنم🙏🏻♥️🌹
و من نمیدونم واسه حلش باید از چه دکتر یا روانشناسی کمک بگیرم میشه راهنمایی کنید🙏🏻
#فرزند پروری#پوشک#شیرخشک#رفلاکس#کولیک#یبوست#شیرشب#
مامان حسین کوچولو مامان حسین کوچولو ۴ سالگی