۹ پاسخ

حتما قدمش خیره مبارک باشه

سلام عزیزم
ما تو ر *و *بیکا گ *ر*وه داریم خیلی جو خودمونیه همه عکس میزارن از غذا از خرید یا بچه هاشون خیلی خوش میگذره
دوست داشتی به این آیدی تو ر*و*بیکا پیام بده عضوت کنم 🥰
fbeeee2

اره سخته
ادم بچش یه خورده بزرگ‌ک‌میشه میخاد یه نفس زاحت بکشه برا خودش باشه.یکی دیگ هم ک بیاد
چن سال دوباره از همه چی میفته

منم همینم الان ۲۶هفته ام و هنوز تو انکارم
منم شاغلم
اصلا فکرش نمیکردم روزی باردار بشم اونم ناخواسته

من با اینکه قلبم اذیتم میکنه و دکتر گفته اگر قرص جلوگیری بخوری میمیری! ولی میخورم
چون واقعاااا نمیدونم اجر تو این شرایط قرار بگیرم باید چه تصمیمی بگیرم
خدا خودش کمکت کنه

اگه واقعا بچه نمیخاین باید سفت و سخت جلوگیری کنید
هدیه خدا اگه شاملت شد اصلا شکایت نکن ببین لایق بودی ک خدا بت داده

منم چند روز عقب انداخته بودم تا مرز سکته رفتم امروز شدم نفس راحت کشیدم

كارت چيه؟منشي؟
يادكتري؟
بچتوميتوني دنيااومدبزاري پيش مادرت يامهد
وبعدازاينكه روبراه شدي بري سركار

چن ماهته

سوال های مرتبط

مامان دخترم❤پسرم مامان دخترم❤پسرم ۴ سالگی
امشب دلم خیلی شکست از دست شوهرم...
من یه دختر فوق العاده بدقلق و یک پسر هفت ماهه دارم که تازه اضطراب جدایی گرفته و یک لحظه نمیتونم بزارمش زمین .میگه بغلم کن.
منم شب ها که بقیه میخوابن به کارهای خونه میرسم که معمولا تا سه صبح طول میکشه.
شوهرم صبح ساعت ۸ میره سرکار و بعدازظهر که میاد میخوابه تا ساعت ۹ یا ۱۰ شب.
موقع پهن کردن یا جمع کردن سفره پسرم میدم بغلش که نگه داره من بتونم سفره جمع کنم(ظرفارم نمیشورم) یا وقتی میخوایم جایی بریم پسرم میدم نگه داره تا لباس بپوشم.یا دخترمو ببرم حمام.
امشب دخترمو بردم حمام.شوهرم کلی دعوام کرد که چرا من بچه نگه دارم؟از این خونه خسته شدم.دلم نمیخواد بیام خونه و ماشین بخرم فقط برای خواب میام خونه و از دست غرغرهای دخترم خسته شدم و....

خیلی دلم شکسته...من ۲۴ ساعته دارم دوتا بچه رو بزرگ میکنم.کلی زجر میکشم.تاپیک های قبلی رو ببینید متوجه میشین.اونوقت شوهرم به جای این که کمک حال من باشه یا حداقل غر نزنه این حرفا رو بارم کرد
شوهرتون چقدر کمک میکنه توی بچه داری؟
مامان ❤Hana ❤ مامان ❤Hana ❤ ۴ سالگی
داره ۴ سال میشه ک من کلان ۱۰ شب هم خونه مامانمم شب نموندم
از بس این بچه مریض میشه تا میبرم

شهر دیگس و من صب میرم شب میام شده یه شب بمونم این بچه فرداش مریض شده ....

روز اول عید رفتم خواهرم بعد ۳ ماه دیدم گفت یه شب پیش هم باشیم فرداش بچم مریض شد
برگشتم خونم بردم دکتر بعد ۱۰ روز همه ی خواهر برادرام عمه ها عمو ها اومده بودن
دلم خواست برم یه شب بمونم پیششون باز
بچم ب استفراغ و اسهال افتاد

منم ادمم خب دوست دارم برم بمونم مثل بقیه
۹ ماه بود ک شب نمونده بودم بچم اصلا مریض نمیشد تا رفتم باز مریضی ....
تو ۱۲ روز سرما خوردگی و گلو درد خوب ک شد رفتم با اسهال استفراغ برگشتم

شوهرم تازه دیدم ب دخترم میگفت تا وقتی ک بری کلاس اول دیگه نمیریم خونه مامان جون


گفتم عههه مگه میشه
گفت منع نمیکنم عزیزم این ک بچه اینجوری ۱۲ روزه اب شد جلو چشمام اذیتم ......

خودمم گفتم دیگه اصلا نمیرم شب بمونم بخاطر بچم .....گفت شوخی کردم بابا میخای همین الان ببرمتون بچس دیگه مریض میشه چه میشه کرد 😅😅
طفلی دخترم الهی بمیرم واسش

کسی هست شرایطش مثل من باشه 🥺🥺