۱۷ پاسخ

ما هم خواهر برادرشوهر شدیم . انگار فقط رابطه مهمه

من که چندددددماهههه تو اتاق رو تخت میخابم شوهرم تو پذیرایی تازع اعلامم میکنه بچه اومد گریه کرد من همینجا میخابم خودت میدونی و بچه😒

شوهرمنم اینجوریه ۴۰ روز تو اتاق میخوابیدم بخاطر بچه اون تو پذیرایی سه تایی که جامون نمیشه رو تخت منم اومدم تو پذیرایی پیشش جاش با فاصله از من میندازه میره جلو دهنه کولر میگم بیا پیش من جات بنداز میگه تو بیا منم که نمیرم بچم سرما میخوره دیگه برامم مهم نیس

منم سر زایمان اولم همش میگفتم چرا پیشم نمی‌خوابه سرد شده و.... ولی واقع بین ک باشی میبینی انقدر خسته میشی انرژیت میوفته ک ب این چیزا نمیشه فکر کرد شوهر من میترسید نزدیک من بشه بخیه داشتم روحیشون با این چیزا سازگار نیست باید زمان بدی کم کم درست میشه

برا منم اینجوری بود هنوزم هست من میرم سمتش شماهم اینکارو کن

منم وقتی زایمان کرده بودم شوهرم همینجوری شده بود نصفه شب خودم صداش میکردم میگفتم بیا پیشم میترسم، میومد کنارم می‌خوابید
مادربزرگش هم خونمون بود دعواش می‌کرد میگفت زن حامله نباید تنها باشه باید پیش زنت بخابی 😂😄
بعد به مرور خودش اوکی شد
همه مردا اینجوری میشن فکر بد نکن
باز خودشون درست میشن

چرا گفت چون بخیه هات تازه هستن میترسم موقع خواب هواسم نباشه بخورم بهت اذیت بشی

شوهر من همون اوایل ک مامانم پیشم بود، کنار هم میخابیدیم
الانم همینطور
واسه رابطه و اینا مراعات میکرد ولی الان دیگ درست شده

وای منک همش فرار میکنم از دستش😂😂😂

این طبیعیه هیچ وقت زندگی بعد بچه مثل قبلش نمیشه

من که خودم جا خوابمو جدا کردم که شبا راحت بخوابه ولی الان دوشبه خودش گفت بیا پیشم

ن شوهرم پیشم میخابه فقط ۱۵ روز اول مادرم‌بود اتاق میخابید وای اخلاقش یکم سرد قبلا اینجوری بود

خب چرا ازش نمیپرسی دلیل رفتار هاشو؟
من بودم ازش می‌پرسیدم
ولی دنیا بیاد نینی شوهرم پیشم نباشه ناراحت میشم و دوست دارم کنارم بخوابه و کمک کنه بچه بیدار شد کمکم بگیره

ب نظرم هر جا می‌خوابه تو هم برو همونجا بخواب

من یه هفته شوهرم تو اتاق می‌خوابید بعد که همه رفتن دیگه پیش هم می‌خوابیم اولاش بخاطر بچه همش بیدار می‌شد میترسید حالا عادت کرده دیگه

عجله نکن عزیزم درست میشه هنوز تو شک پدر شدن هستن

برا منم سر بچه اولم اینجوری بود
عیب نداره اروم اروم به روال عادی برمیگردید

سوال های مرتبط