گهواره رو باز میکنی
موجی از مادرای نگران رو میبینی
بچم غذا نمیخوره،بچم دارو نمیخوره، شیر نمیخوره،دزنش کمه ،قدش کمه ،بهداشت خاک برسر فلان گفت، زن همسایه فلان گفت، بچم راه نمیره، بچم حرف نمیزنه

واقعا چرا بچه های الان اینطورین ، چرا این حجم از نگرانی اومده سراغ مادرا؟
کافیه یه مادر بچشو صدا کنه و اون بچه حالا یه بار توجه نکنه
کل فکر و ذکرش میره رو این که نکنه اوتسیم باشه
اصلا این اوتیسم چیه که شده یه دیو تو ذهن مادرا

گاهی میگم خوشبحال مادرای قدیم
به خدا همه جمع میشدن تو کوچه بچه ها بازی میکردن
یه درصدم این نگرانی های امروز مارو نداشتن

یه واکسن چیه که الان مادر میشه همش غصه واکسن ۱۸ ماهگی رو میخوره

نمیدونم مشکل از چیه
فقط میگم کل زندگیمون شده استرس بچه ها هم دقیقا نمک میپاشن به این زخم

فک کنم دوای کار اینه که مثل قدیمیا فقط رها کنی و بیخیال باشی بزاری خودش بزرگ بشه انگار هرچی این طنباو سفت تر بگی فقط دست خودته که اذیت میشه



#فرزندپروری#شیرخشک#فرزندپروری#شیشه شیر#دکتربراون#خستگی#اضطراب#

۱۳ پاسخ

بقول مامان همایون اگه به این نتيجه برسیم که همه بچه ها باهم فرق دارن قد وزن هوش و .... اونوقت خیلی راحت تر با قضیه کنار میان
همینطور اگه اطرافیان به آدم کار نداشته باشن که بچه لاغره بهش نمیرسی فلان خیلی ذهن مادرا آرومتر میشه و بیخیال میشن ‌
من خودم خداروشکر تا الان نه اهل مقایسه بودم نه نگرانی بیش از حد.

بنظرم راهش بیخیالی نیست راهش اگاه شدن و درکه
ک بچه ها متفاوتن قدو وزنشون شیوه واکنش بدنشون به دندون و واکسن و ویروس
تو زمان حرف زدن و راه رفتن
خیلی مادرای الان اطلاعاتشون کمه و فقط حرفای خاله زنکی براشون مهمه
فلانی گفت قبلا اینجور بود و...
یسری لز اینور بوم میوفتن یسری از اونور

چیه این مادر شدن تاابد نگران و بی تاب…..

بعد مادرشوهرم چرا خونه مون نمیای واقعا خودت نمیدونی چراااا

من پسرم خداروشکر غذا میخوره نمیگم عالی میخوره ولی اندازه ی معده ش میخوره میوه ام دوست داره قطره آهن و مولتی ویتامین و همه چی رو سر ساعت میدم خودم پسر مو مقایسه نمیکنم اما
کافیه ی روز برم خونه مادر شوهرم جاریام باشن وای چرا ضعیفه جاری کوچیکم پسرش ۶ماه از پسر من کوچیکتره .عین بچه غول شده چاققق وحشتناک و ببخشید یکم ضریب هوشی ش پایینه چون ارتباط چشمی نداره و کلا هیچ عکس‌العملی ب غریبه ها نداره .میگن چرا پسرت با بقیه غریبی میکنه خب شمارو ۳ماه یا۴ ماه یکبار میبینه چطور غریبی نکنه از هوش بچه ست ک ب غریبه ها واکنش نشون بده
خلاصه انقدررفتن رو مخم ک گفتم شما ژن برترین بابا بیخیال من بشین😑😑

منم میخوام گهواره رو پاک کنم اینجا همش استرسه حیف که از اشتراکم زیاد مونده

زندگی کردن به خود آدم بستگی داره
اگر واقعا بخای لذت ببری با کمترین امکانات هم میشه لذت برد

استرس ها همش به خاطر مقایسه کردنه ...بچه فلانی خوب میخوره ی نفر که حساس نیست حساس میشه رو این موضوع به بچه ش فشار میاره ...
اتفاقا امروز داشتم به این فکر میکردم که گهواره رو پاک کنم چون خیلی رو اعصابه

وه تاابد حق
بخداهرچی میره نزدیک ۱۸ماه تن و بدن من بیشتر میلرزه
هرروز یک داستان جدید
اخه بدم شده ها قبلا چقدر ما خاک بازی میکردیم حالا پاتو از خونه میزاری بیرون با موجی از ویروس
من همش تا میفته مثل جن زده ها وای بدو دستاشو بشور چرا چون الرژی داره دارو نمیتونه بخوره بدنشم ضعیفه مریض شد رگ پیدا نشد
فوبیا شده برام
خوردنش بازیش خوابیدنش
بخدا ۲۶سالمه ها سیاتیک دارم 😒
بیخوابی هم ک نگمممم قشنگ ۳شب شده ک حتی یک ساعتم نخوابیدم الکی نمیدونم چرا
وویییی چقدر ح زدم 😶

وسواس فکری زیاد که متاسفانه نتیجه عکس میده.البته الآنم هستن مادرهایی که بیخیالن،بخدا آنقدر بچه هامون بی حاشیه بزرگ میشن.ماشالله حرص نمیخورن همیشه هم چهره هاشون شاداب و ترگل ورگلع

والا بااین بی خیالی مادرشوهر من یه تختش کمه
بیخیال رشد بچه بودن خوب نیست

ااره واقعا الان زندگی خیلی سخته شده

اره موافقم من خودم خیلی اذیت میشم نمیتونم بیخیال باشم خیلی دوس دارم باشم ولی نمیتونم😣

سوال های مرتبط

مامان آیلین مامان آیلین ۱۵ ماهگی
واقعا از خدا هیچی نمیخوام نه پول نه خونه نه ماشین هیچی برای خودم نمیخوام فقط میخوام بچم خوب بشه چرا وقتی فک میکنم چالش بچم تموم شده خدا باز یه چالش دیگه جلوم میزاره ،من از وقتی بچم به دنیا اومد فرو پاشی روانی شدم به زور خودمو جمع کردم که بخاطر این بچه زندگی کتم تا مرز ججنون رفتم یه بلاهایی سرم اومده که که تو عمرم فکرشو نمیکردم یخوام اینارو تجربه کنم همش فک میکردم تموم میشه دیگه راحت میشم این یکی دیگه اخراشه اما خدا باز یچیز سخته دیگه رو به روم قرار میدادم تا دوباره تو تنهاییام باهاش بجنگم ،نمیفهمم چرا انقدر بچه داری واسه من سخت شده به اطرافیانم که نگاه میکنم میگم چرا فقط من اینطوریم بچم حساسیت به پروتیین گاوی داشته شیر نمیخورده النم که غذا بافتدار نمیتونه بخوره،میگن خدا ادماییو که دوست داره فقط عذاب میده سختیشونو بیشتر میکنه خدایا اگه میخوای با بچم عذابم بدی جونمو بگیر زاحتم کن ذره ذره داری ریشمو خشک میکنی نمیتونم با کسی حرف بزنم انقدر که دلم پر بود اومدم اینجا نوشتم تا دلم اروم بگیره ..