۴ پاسخ

بله دیروز یه تولد رفتم طوری زهر مارم کرد که نگو
تو اون گرما میگفت بابد با من بیای روی تراس
بعدش نه بغلم میومد نه رو زمین وایمیساد همش هم نق نق نق بهونه و ایراد
اخرش همونجا گریه کردم از دستش
بعد از سه ساعت که خوابید و اعصاب کن به چوخ رفت دیگه آروم شدم

بنظرم چون تو خونه فقط خودمونو میبینن و تو جمع یهو میشیم ۱۰نفر، خودشونو گم میکنن، بلد نیستن چطور رفتار کنن
این راه حل روی پسرمن که خیلی تاثر گذاشت، یعنی ۸۰درصد درست شده ائلوین

پسر منم اینجوری بود، پشیمون میشدیم از بیرون رفتن، وقتی هم که خونه میومدیم انگار ن انگار همون بچه‌س خودش میرف بازی میکرد
ماهم خیلی ناراحت بودیم تااینکه تصمیم کرفتیم زیاد ببریمش بیرون، پارک، مهمونی، بازار، شهربازی، همه جا قبلا هفته ای دوبار فقط میرفتیم خونه مادرم‌اینا و مادرشوهرم اینا ولی دیدیم بچه اذیت میکنه تو جمع رفتنی اذیت میکنه تصمیم گرفتیم الان هفته ای سه چهار بار با باباش میره محل کارش بیرون میبریم
خدا وشکر الان خیلی خیلی درست شده

بله من
بغل کسی نمیره یه سره هم غر میزنه

سوال های مرتبط