سلام خانوما من خیلی دوست دارم با پسرم وقت بگذرونم و کلی بازی کنم باهاش اما اصلا قرصت نمیکنم ساعت ده یا ده و نیم صبح از خواب بیدار میشیم دو تایی یعد میریم تایم صبحانه تا صبحانه بدم بهش ساعت میشه یازده اینا چون شوهرم از سرکار زود میاد خونه ساعت 1 خونه هستش مجبور میشم هول هولکی غذا درست کنم بعدش تا میاد بساط نهار رو میچینم میخوریم غذای پسرمو میدم ظرف ها رو مشورم یا اگه خسته شم مندازم ماشین بشوره بعد انگار یه خستگی منم میکیره تا یکی دو ساعت اصلا حال ندارم بعد میبرمش اتاق یک ربع نکشیده زود خسته میشم بعد به پسرم میگم بیا کمی کتاب بخونیم نقلشی بکشیم اصلا علاقه ایی نشون نمیده موندم چیکار بکنم هی میگم بیا اینا رو بکشیم مثلا دایره مثلث بکشیم ببریم به مامانی نشوم بدیم خیلی نگرانشم اصلا علاقه ایی به کتاب و نقاشی و چیزای اموزشی نداره خیلی بازیگوش هست همش میگه بیا با ماشینام بازی بکنیم منم یکم بازی میکنم بعد حوصلم نمیکشع لطفا یه راهکار. بدین چطوری باهاش کاررکنم توی خونه هر چه قدر به شوهرم گفتم بزار امسال بره پیش یک قبول نکرد به نظرتون اگه نره پیش یک از هم سن و سال هاش عقب میمونه خیلی استرس دارم چند شبه خواب به چشمام نمیاد

تصویر
۲ پاسخ

حالا احتمال زیاد پیش یک حضوری نمیشه ‌‌‌‌....تا اون موقع جنگ میشه عزیزم

کلاسهای مادر کودک برین خیلی عالیه

سوال های مرتبط

مامان ارین کوچولو مامان ارین کوچولو ۵ سالگی
سام خانما خواهش میکنم جواب بدین
میخوام بدونم بچه های شما تو سن پسر من هنوز این کارو انجام میدن یا نه پسر من هنوز هر چی دم دستش میاد پرت میکنه سمتمون دیگه تموم بدنمون کبوده بعد مثلا صب چشم باز میکنه میگه تاب تاب سرسره هر چی میگم مثلا صبونه بخوریم الان سرده اصلا نمیفهمه فقط هی تکرار میکنه و گریه میکنه دیگه میریم کمی بازی میکنه میگم بریم خونه صبونه بخوریم مثلا یک ساعت بازی کرده هنوز نرسیدیم خونه میگه سرسره دیگه به بدبختی میارمش خونه به زور تا وقتی یه صبونه یه ناهار هول هولکی درست کنم میمونه خونه بعد پارک تا وقتی میریم دنبال خواهرش یک میاد خونه بازم هی گریه میکنه هی بهونه میگیره بازمیریم پارک ۴ میریم تا ۶ و ۷ دیگهخسته شدم به خدا از زندگی افتادم یا در خونم خاک بازی کنه یا تو پارکم همش گریه میکگه جیغ میزنه بعدم کلمه هر چی بگی تکرار میکنه و میگه جمله هم چند تایی میگه مثلا در حد اب بده بریم بیرون بابا رفته سر کار آجی رفته ندرسه اما خیلی جاها نمیتونه منظورشو برسونه بعدم مثلا میگم اسمت چیه نمیگه آرین با اینکه بلده اسم خودشو بعدم باور کنید صبونه ناهار شامشم دوتا لقمه اونم سر پا حتی نمیشینه یا تو بغل من منم سر پا یا من نشستم این سرپا نه کارتون میبینه یا گوشی از صب تا شب بدو بدو تو خونم که میارمش فقط باید بدوم دنبالش یا با توپ بازی میکنیم
شما تو سن پسر من بچه هاتون اینجوریه یا نه بعد اصلا هم نمیفهمه چی میگم هر چی میگم حرف خودشو میزنه