باید یه وفعه ندی. پسر من به شدت وابسته بود این اخرا دیگه فقط شیر میخورد
اصلا نمیشد مقطعی قطع کنم
یروز تو تصمیم یهویی یکم رژ قرمز زدم ب سینم. هربار که خواست هی نشون دادم گفتم اوف شده هاپو اوف کرد بچم بیخیال میشد. اذیت داشت ولی پسرم چون تو تاب خوابید واسه خوابش خیلی اذیت نشدم و پسرم زمستون خودش پستونکشو انداخت ولی من الان تایم خواب بهش پستونک میدم
واسه چنروزش کلی خوراکی های مختلف خریدم بااونا مشغول شد و دوتا جوجه کوچولو خریدم براش چون وقتی از شیر میگیری صبحا زودتر بیدار میشن باهمونا مشغول میشد
و یچیز دیگم واقعا ده روزی باید فوق العاده صبرتو ببری بالا چون بچه خیلی بهونه گیر میشه
راستش من یهو قطع کردم خواهر
صبرزرد زدم خورد تلخ بود دیگ نخورد
هفته اول شبا همش جیغ میزد تنهاچیری ک دوسداشت هنذوانه و اسمارتیز بود توخونه داشتم ب مقدار زیاد انقد باااونا ارومش کردم دیگ اکی شد خودش باحرف ارومش میکردم میگفتداوف شده بزذگ شدی اینا دیگ از سرش افتاد
سلام گلم دقیقا همین طوره که میگی
منم دخترم اینجوری بود
اومدم کم کم بگیرم، بیشتر حریص شد. بعد دوهفته که یخورده روزها سرگرمش کردم و کمتر شیرش دادم، تو گوشش خوندم که بزرگ شدی و قراره دیگه ممه نخوری و خیلی ما خوشحالیم ازین موضوع. بردمش خونه خاله و مامان بزرگ و این ور اون ور و همه جا گفتم قراره دیگه ممه نخوره و همه تشویقش کزدن. لیوان های قشنگ هم خریدم. چند شب خونه مامانم موندم، بعد یه روزی که دیدم کم شیر خورد توکل به خدا کردم و گفتم دیگه شب هم نمیدم......
روی سینه ی چسب زدم، ولی نه چسب زشت، چسب سفید پانسمان. بهش گفتم ممه خسته شده خوابیده. چون تو بزرگ شدی و قراره به جاش با بابا بری کافه و با مامان بری خوراکی بخری و هزار داستان دیگه.
اما عزیزم خودتو واسه سه شب گریه رگباری و زاری و همه چی آماده کن. سخت بود . تا صبح هم شده ممکنه مقاومت کنه و نخوابه. باید ثابت قدم باشی.
من سه شب اول بعد از اینکه از خستگی ساعت ۴ صبح غش کرد، توی خواب دو بار دادم. و سینه م اصلا درد و سفتی نداشت. بچه هم صبورتر میشه. ولی حتما خواب عمیق باشه که نفهمه
صبح که پاشد هم دوباره قیامت کرد، آخه عادت دارن بیدار میشن هم بخورن طفلکی ها.
دیگه چند روزی کلی هله هوله دادم و با پسرخاله هاش سرشو گرم کردم، ولی کمرم شکست، از بس بغلش کردم و لگد زدن هاشو تحمل کردم. بمیرم براشون....
بعد سه روز دیگه نگفت ممه میخوام ولی بیقراری میکرد، و خودش رو مشغول چیزای دیگه میکرد.
کم کم بهتر شد. بعد یک هفته خیلی بهتر شد.
فقط صبوری میخواد،
با خودم میگم خدایا چند بار دیگه باید تو زندگیش برای رشد و پیشرفت ش اینجوری پا رو قلبم بذارم؟🥺
مادر بودن سخته
پسر من بشدت وابسته بود ۱ماهه گرفتم تاپیکامو برو بخون
من پسرم فوق العااااده وابسته بود
دم به دیقهههه میخورد
حتی وسط غذا 🫤
اصلا و ابدا تدریجی جواب نداد
چسب زدم گفتم اوف شده رفت که رفتتتت
رژ قرمز زدم.ترسید نیومد سمتش..ولی الان روز پنجمی هس .هنوز میخاد بخابه سختشه..
پسر من خیلی وابسته بود و لاک قرمز زدم ب سینم دیگه نخورد
ولی خداروشکر پسر من با وجود اینکه خیلی وابسته بود اذیتم نکرد زود اوکی شد
باز اومد به شیشه وابسته شد تقریبا ده روز قبل اومدم به سرشیشش تلخک زدم اونم نخورد خودش میگه جی جی کثیفه😁😁از اونجایی که اطرافیان میگفتن نگیر بچه رو از شیر منم هر دوتارو گفتم خودش نمیخوره دیگه نگفتم خودم گرفتم فقط شوهرم میدونست که خودم گرفتم
سلام پسر من هم شیر مادری بود هم شیر خشکی خیییلی هم وابسته بود مخصوصا شیر مادر ولی شیر مادرو چون خیلی اذیتم میکرد ۱۸ ماهگی گرفتم و فقط ی چسب سیاه زدم ی روز ولی خب قبلش کاملا شیر شبشو گرفته بودم یعنی هم قبل خواب میخورد دیگه نمیخورد تا صبح دیگه هم نخورد
صبر زرد زدم نخورد دیگه
سوال منم هست
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.