۱۳ پاسخ

از دستگاها و بند و بساط اتاق عمل
ساعت بدنیا اومدن نوزاد
لحظه از شکم در آوردن پاک کردن بدنش لباس پوشوندنش ازینا عکس گرفتن

عزیزم هزینه سزارین چقدرشد؟؟ واینکه توبهمن سزاختیاری انجام میدن؟

از اولین دیوار پدر و فرزند نگرفتههه اعصابم خورده

عزیزم همون بهتر که فیلم نگرفته .مال از اتاق عمل فیلم گرفتن آنقدر بده اصلا دوست ندارم فیل و ببسنم

اون قسمت که دکتر بچه رو از شکم در میاره فیلم میگیره و بعد لباس پوشوندن و اوردن پیشم اونجا بوسش اینا کردم و فردا هم با همسرم توی اتاق هم عکس گرفت ازمون هم فیلم

به همه همون مدلی که شما میگی میدن اول از بیرون بیمارستان بعدم لحظه دیدار مادر و بچه تمام هیچ ۲ دقیقه نمیشه

بهمن تهران رو میگی؟

خب خیلی از اتاق عمل ها اجازه نمیدن انگار

بابتش چقد هزینه گرفتن ازتون؟

از لحظه ای که بچه بدنیا میاد میگیرن

اخ دس رو دلم نزار ک خونههه😭😭منم فیلم بردار خواسته بودم حتی پولشم گرفته بودن ولی یادشون رفته بود بیااان😭😭همش منتظر بودم زنگ بزنن بگن بیا فیلمت رو بگیر ولی خبری نشد پیگیری کردم گفتن یادمون رفته بود ببخشید🥲💔حسرت موند برام

منم همونجا بودم و فیلمبردار هم داشتم و باوجود اینکه تاکید کرده بودم از لحظه بدنیااومدن بچم فیلم بگیره اما نگرفته بود
بعدشم که فهمیدم دیگه کار تز کار گذشته بود و بحث و دعوا فایده ای نداشت

من برای یکی از دوستام او دیدم از لحظه آمپول زدن،تا تو اتاق عمل کلا از همه چی فیلم گرفته شده بود

سوال های مرتبط

مامان فسقلی مامان فسقلی ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان من پارت هشت
😂دوباره من نزاییدم اغاااا ساعت ۱۲شبه به من گفته بود ۴برم بیمارستان اماده بودم دوباره چیکار کنم
خلاصه اونقد پشت تلفن گریه کردم که نمیدونستم فیلمبردار با بیمارستان هماهنگ میشه فلان تلفن رو روم قطع کرد یه چند دقیقه بعد زنگ زد برو بیمارستان بستری شو میام بازم دلم سوخت برات😂
باز من میرم بزاعم به امید خدا🤣🤦🏻‍♀️
فیلم بردارم که نشد دیگ حسرت اون فکر میکرد ب دلم موند صبح ۴ بستری شدم فیلم بردار زنگ زد بیام؟ ب دکترم پیام دادم گفت باشه کلی خوشحال شدم🥺🥺
اومدن بستریم کنن گفتن سوند گفتم من سوند نمیخام گفتن عمرا نمیشه دوباره بحث کردم اونجا اینبار همسرم و مامانم میگفتن بزار بزارن این همه ادم گذاشتن چی میشه مگه
چون منو اوژانسی زده بودن همه خانما رفتن مشاپر بیهوشی منو نبردن گفتن دکتر ۸ عمل داره و تو باید تا ۸ تموم بشی ۶ رفتم اتاق عمل گفتن سوندم بمونه اتاق عمل با بیحسی و گفتن که اونجا کلی مرد هست گفتم مهم نیست درد نکشم فقط😅🤌🏻
با گریه و خداحافظی رفتم اتاق عمل همه میپرسیدن چیشده چرا گریه میکنی میگفتم میترسم دستام میلرزید از ترس
مامان نویان 👶🏻 مامان نویان 👶🏻 ۳ ماهگی
سلام دوستان
منم میخوام بعد تقریبا ۵۰ روز تجربه خودم از سزارین رو بگم براتون
۱۲ اردیبهشت روز زایمانم بود ، ساعت ۷ و نیم رسیدیم بیمارستان ،تا کارهای پذیرش و آزمایشات اولیه از من گرفته بشه ساعت حدودا ۹ شد که به من گفتن روی تخت دراز بکش برای وصل کردن سوند
،بر عکس چیزهایی که شنیده بودم از سوند ،اصلا درد نداشت برای من و خیلی راحت بود ،بعد دکترم اومد بالای سرم و کلی بهم دلگرمی داد که عمل راحتیه و دردناک ترین چیزی که حس کردی همین آنژیوکتی که به دستت زدن ،دکتر من خانم میترا بحرینی بود و واقعا عالی بود ،من از روز اول تحت نظرشون بودم و از همه چیز راضی ترینم،بعد سوند من چون فیلم اتاق عمل هم میخواستم ،فیلمبردارم اومد و ازم خواست از حس و حالم بگم برای نی نی ،بعد اون دیگه اومدن دنبالم و منو با همون تخت دو تا آقا بردن تو اتاق عمل ،دکتر بی حسی اومد و امپول رو به کمرم زد ،اونم درد نداشت واقعا ،ولی من پر از حس استرس و اشتیاق و ذوق دیدن پسرم بودم ،یه حس عجیبی داشتم اون لحظه که قابل توصیف نیست فقط باید تجربه کرد،قلبم تند میزد و همه وجودم قلب بود که بالاخره روز دیدار رسید و قراره بعد ۹ ماه انتظار ببینمش🥰😍 بعد که امپول رو بهم زدن پاهام داغ شد و احساس کردم خیلی سنگینه،بعد عمل شروع شد و چند دقیقه نگذشته بود که صدای گریه پسرم رو شنیدم ،فقط اشک میریختم ،از شوق از شادی ،اولین چیزی که پرسیدم این بود که سالمه؟ گفتن هم سالمه هم زیبا😍☺️ ساعت ۱۰:۱۵ دقیقه بود پسرم به دنیا اومد و آوردن گذاشتنش رو صورتم و من فقط میگفتم خوش اومدی پسرم ،خوش اومدی ...
دکترم اون لحظه که داشتن از شکمم درش میاوردن اذان میگفت و حس خیلی خوبی میداد
ادامه پارت بعد...🤗