پسرم از همون اول خیلی بچه ی اذیت کنی بود موقع نوزادیش که با کولیک و رفلاکس و دائم بالا آوردنش پدرمو درآورد بعد اون با درد دندون و لثه الانم که دیگه واویلاس اونقد بچه ی لجباز و غرغروئیه عمدا از حرص من به چیزای خطرناکدست میزنه میگم نکن عمدا تو روم نگاه میکنع اون چیزه میندازه زمین بشکنه یا خوردنی یاشه میریزه زمین به قرآن اونقد خسته میشم اونقد حرص میخورم که دیگه طاقتم تموم شده امروز هزار بار از دستش آرزوی مرگ کردم که فقط بمیرم و خلاص شم یه جایی مهمونی میریم از دماغم میاره همه چیو چند روزه اومدم خونه ی مامانم از وقتی اومدم کلا انگار ادم دیگه ای شده همه چیو میریزه میشکنه هرچی میخوره تف میکنه بیرون دائم داد میزنه گریه میکنه نمیدونم این بچه چشه چرا اینجوری میکنه میخوام دیگه ببرمش دکتر ببینم بلکه یه مشکلی داره واقعا بیش فعاله یا یه جاییش درد میکنه اصلا آروم نیست حتی تو خواب هر یه ساعت بیدار میشه بایدد ببرم ببینم چشه واقعا

۱۱ پاسخ

چیزایی که گفتی دقیقا از یه بچه سالم و باهوش خبر میده
اینکه داره کشف میکنه پرت کردن چطوریه
کشف میکنه تف کردن چطوریه
دوست داره به همه چیز دست بزنه ببینه چطوریه
اونقدر باهوشه که کاملا متوجه میشه از هر کاری چه عکس العمل هایی میگیره
پس خوشش میاد و تکرار میکنه که توجه بیشتری بگیره
بچه ها عاشق کشف و کنجکاوی و جلب توجه هستن
چیزایی که گفتی دقیقا پسره منه و من راهشو پیدا کردم
بیشتر باهاش بازی میکنم
توی مهمونی اول تا آخر حواسمو میدم به فرزندم و بازی
دائم میذاریمش در مرکز توجه وقتی در جمعی هستیم سوالی ازش میپرسم و همه با هم واسش دست میزنیم
هر چی بیشتر محبت کنی و بازی و بوس و بغل اوضاع بهتر میشه

نمیدونم آخه دختر چرا باید شوهر کنه بخدا غیراز بدبختی هیجی نیست این شوهر.‌‌‌‌

کلا بعضی بچه ها ذاتا اذیت کنن درستم نمیشن فقط مدل اذیتهاشون عوش میشه دختر بزرگم دقیقا چیزی که توصیف میکنی بود الانم ۲۴ ساعته دهنش مثل تمساح بازه و سر هرچیزی گریه میکنه

واقعا درکت میکنم الان خسته اومدم گهواره فقط از دست دخترم حالم بده یه لحظه از دستش آرامش ندارم زندگیمونو واقعا نابود کرده بخاطر این واقعا از همسرمم متنفرم فقط باهم دعوا میکنیم خدا حفظش کنه ولی واقعا درمونده شدم

چرا حس کردم من نوشتم...خدایا..خستم

ببین عزیزم بیشتر بچه ها همینن...ولی واکنش ما به کارهاشون اینارو بدتر یا بهتر میکنه..من دخترم وقتی بدنیا اومد رفلاکس داشت.حساسیت پروتیین گاوی داشت..کولیک زیاد نداشت ولی خب تموم بچه ها کولیک کم و زیاد دارن....همه ی بچه ها غذارو پرت میکنن.میریزن..تف میکنن..یمدت آب میریخت دهنش ذهنشو پیف میکرد روی لباسش...بعد میخندید.من حرص میخوردم ولی مامانم میگفت خب چیه.شما هم همینکارو میکردین داره یاد میگیره.نهایتش لباس عوض بشه..روزی شش هفت بار لباس عوض میکردم بخاطر غذا و آب بازیش...زیاد نباید بگی نکن..دست نزن..من الان فهمیدم کلا نباید چیزی بگم.یا با عصبانیت بگم..یکم ولش کن..اون الان داره با تو لج میکنه

خونه مامان باشن بدترن
من دخترمو ۶ روز گذاشتم خونه مامانم رفتم برا زایمانم اینک ب خودم وابسته بود ی چیز ک فقط شبا گریه میکرد و نزدیکم نبود با هزار جور خوراکی و بغل و دور زدن با ماشبن تا دم صب بزور میخوابوندن
اینک وقتی برگشتم خونه خیلی خیلی بدتر شده بود همش میپره ک بزنه تو سر بچه واقعا روزای گندیه

بعضی وقتا باید بی اعتنایی کنی بهش وقتی غر میزنه و گریه میکنه و کاری از عمد انجام میده بهش بی اعتنایی کن هرچی بهش بگی نکن و نریز و... بدتر میکنه

من دقیقا همین یه ساعت پیش اونقد گریه کردم خونه ی مامانمم از وفتی اومدیم خیلی بدتر شده دعواش کردم سرش داد زدم بخاطر اونم عذاب وجدان میگیرم اونقد نشستم گریه کردم میگرنم گرفته

کاملا حرفات درک کردم چون منم همینم وقتی نوزاد بود کولیک شدید و رفلاکس داشت همش تنهایی می‌ذاشتم تو پتو تکونش میدادم شبا تاصب جیغ میزد تو پتو تکونش می‌دادیم فقط ی مهمونی نمی‌تونستم برم تو ماشین واویلا میکرد.....الآنم بشدت لجبازه هرچی میگم نکن بدتر می‌کنه موهامو می‌کشه یا گیر میده بذارمش رو کابینت غذا خوردنش با دردسر نمیخوره توف می‌کنه همش باید سفره بندازم دنبالش بدوام.....یا همه چی پرت می‌کنه رو دخترم اونم دو ماهشه خیلی سخته شیر ب شیر شدن واقعا بعضی وقتا می‌شینم فقط گریه میکنم میگم چرااینجوری می‌کنه

دختر منم همینه 😐 خیلی خیلی شیطون و فضوله

سوال های مرتبط

مامان جوجوک مامان جوجوک ۲ سالگی
سلام مامانا خسته نباشید من یه مشکلی دارم نمیدونم فقط بچه من اینجوریه یا بچه های شماهم همینن پسر من از موقعی که دنیا اومده من واقعا یک روز نرمال نداشتم به شدت بچه ی سختیه و خیلییی من اذیت شدم از خوابش و همه چیزش تا شیطنت هاش میدونم بیش فعالی تو این سن مطرح نیس ولی واقعا نگرانم که بیش فعال باشه همین الانم داره از سر کله من بالا میره یعنی کلا منو شوهرم نمیتونم از دست این بچه حتی پنج دقیقه باهم وقت بگذرونیم یا صحبت کنیم
با هیچ کسم رفت و آمد ندارم خونه مادر شوهرمم اگ برم بعد از چن هفته موقع غذا خوردن کل سفره رو بهم میریزه و اصن ما نمیفهمیم چی میخوریم این از جایی رفتن بیرون و اینام ک هیچی کلا پنج دقیقه هم نمیشه باهاض بیرون قدم زد چون همش میخواد بدود بدو بره وسط خیابون و اصلا بغل هم نمیمونه تو خونه هم از صب ک بیدار میشه تا شب همش باید ی کاری کنه اصلا نمیذاره من پای سینک باشم انقدر میاد اونجا و گریه میکنه که بیام کنار وقتی ام میام مثلا تو پذیرایی باز همش بهونه میگیره که ی کاری بکنه باباشم وقتی خونه اس ن میذاره غذا بخوره نه استراحت کنه من واقعا کم آوردم دیگه نمیدونم چیکار کنم شما تجربه مشابهی داشتین؟چن روز دیگم اسباب کشی دارم نمیدونم با این بچه چیکار کنم همش دائم دست ب این میزنه دست ب اون میزنه هیچکسم ندارم بذارم پیشش ب نظرتون چیکار کنم واقعا کم آوردم