۱۱ پاسخ

کوله پشتی صدردصد

من حاضرم همه چیز رو دوش من باشه بجز بچه چون با بچه کناراومدن برامن سخته . ب حرف باباش گوش میکنه ولی حرف منو اصلا

کوله

کوله پشتی تجربه ثابت کرده

من میگم بچه بغل شوهرم‌باشه کوله رو دوش من،ولی متاسفانه بچه بغل باباش نمیره میچسبه به من،کیف منو کوله ام‌ باشوهرم میشه دیگه

صد درصد کوله

والا من حق انتخاب ندارم
همش بچم بغلمه
اصلا از بیرون رفتن بیزارم 😔
اینقدرم سنگین نه کمر مونده نه دست برام

کوله پشتی شالمو نمیکشه موهامو نمیکنه هی وول نمیخوره جیغ جیغ نمیکنه و...
صددرصد کوله پشتی باید بامن باشه

چرا باید بچرو بغل کنید ؟ اگر واجب باشه بغل با همسر من که نمیتونم

منکه بیشتر وقتا دوتاش دست خودمه

کوله صد درصد
قطعا کوله سبکتره و از بچه حرف گوش کن تره🤣

سوال های مرتبط

مامان ماهلین👧🏻تودلی مامان ماهلین👧🏻تودلی هفته چهاردهم بارداری
مامان پسر وروجک مامان پسر وروجک ۲ سالگی
پسرم مادرت سرشار از احساسات و واکنش های انسانیست
دردانه من من کوله باری از آسیب های تربیت آبا و اجدادی خود را با تمام سنگینی اش حمل میکنم پسرم وقتی با تو در جاده زندگی قدم میزنم بهم حق بده نتونم پا به پای تو قدم بردارم کوله پشتی خیلی خیلی سنگینه نمیخوام کوله پشتی رو بهت بدم چون چیزای خوبی نیست هرچند تو بعضی موقع ها با شیطنتت خسته ام میکنی و دستم بدرون اون کوله رفته و وزنه ای رو به تو انتقال خواهم داد ولی دردم بیشتر خواهد شد چون قرار نیست تو گیرنده این کول پشتی باشی مامانت اصلا دلش نمیخواد اون کوله پشتی رو بهت بده پسرم منو بابت تمامی اون وزنه ها که پشت تورا سنگین کرد ببخش من می‌پذیرم که تو این برهه از تاریخ خسته ام من می‌پذیرم که خنجر های درونم از نسل قدیم درد داره زجر داره من این احساس رو می پذیرم ولی بهت قول می‌دم تمامی تلاشم رو خواهم کرد که در این جاده ی گل آلود که پایم رو بسختی از درونش بیرون می کشم قول می‌دهم در این هوایی که بی رحمی هایش ریه هایم را می‌سوزاند قول می‌دهم علارغم زنجیر و گوی های سنگینی که از پشت به خودم می‌کشانم تو را همراهی کنم عاشقانه و تا آنجا که می‌توانم کوله بارم رو پیش خودم نگه میدارم تا تو سبکبال پرواز کنی به سمت رویاها و آرزوهایت به سمت زندگی و زیبایی هاش شاید جلوتر از این آبادی ای باشد که آنچه مادرت ندید تو آنجا نظاره گر باشی ولی هر جا که هستی بدون مادرت عاشقته
بابت دیروز مرا ببخش
میدانم که حق دارم خشمگین باشم حق دارم خسته باشم ولی حق ندارم به بی پناهترین فردی که پناهش منم فریاد بزنم مرا ببخش
(بعد از دوماه تلاش برای فروخوردن خشم و صبوری کردن دیروز بالاخره شکست خوردم )