دخترم یکی دو هفته هست وقتی خیلی خیلی زیاد خوابش میاد بغل من نمیاد مثلاً بغل مامانمه یا بغل مادرشوهرمه گریه می‌کنه التماسش میکنه که نیاد تو بغل من
یک هفته پیش من خیلی فشار روحی و ذهنی سرم بود در حد انفجار خسته بودم مادرشوهرم چند دقیقه بچمو نگه داشته بود بد خواب شده بود بچه منم تحمل نکردم سرش داد زدم دعوا کردم بچمو وقتی هم باباش از سر کار اومد التماس باباش میکرد که بیا منو از دست مامانم نجات بده یک بار هم با همسرم دعوا کردیم البته دعوامون اونجوری نیست که فحاشی کنیم یا داد بزنیم سر همدیگه ولی خب من گریه کردم حالا همش فکرمو مشغول کرده که این حوادث آیا باعث این شده که دخترم بغل من نمیاد گریه میکنه با وجود اینکه خیلی وقته از این حوادث گذشته؟مگه بچه ها زود فراموش نمیکنن؟شما وقتی خیلی بهتون فشار وارد میشه چطوری خودتون رو کنترل میکنید؟یعنی به خاطر ایناست که دخترم اینجوری میکنه؟یا صرفا وابستگی به مادربزرگشه؟😔

۴ پاسخ

ن گلم شاید چون میدونه اگه بیاد بغلت باید بخوابه مقاومت میکنه بعضی بچه ها همینطورین همه ی ما بارها شده سر بچه داد میکشیم یاعصبی میشیم اما اگر اینطوریم فکرمیکنی خیلی بعلش کن بوسش کن بخندونش

آخی عزیزم باید حرص تو سر چیزی دیکی خالی کنی نه اونبچه یه ساله

نه اصلا فراموش نمیکنن من ی بار پسرم و دعوا کردم تا چند هفته ازم فراری بود

هیچ کس به اندازه من با دخترم بازی نمیکنه از ته دل بخنده

سوال های مرتبط