نامه‌ای به دختر کوچولوی من… 🎀🤍

عزیز دل مامان،

امروز روزیه که دوباره قراره ببینمت…
روزی که می‌ریم تا دکتر با دقت بیشتری کوچولوی من رو ببینه و من از پشت صفحه‌ی سونوگرافی، دوباره دنبال دست‌ها و پاهای کوچولوت، قلب تپنده‌ات و تکون خوردن‌هات بگردم. 🥹

یادته اولین بار که رفتم سونوگرافی، بهم گفتن دختری؟
از همون روز، تو رو توی ذهنم با یه عالمه لباس صورتی و پاپیون تصور کردم. 🎀

حالا امروز اگه بهم بگن چیزی تغییر کرده و تو پسر کوچولوی منی،
اصلاً، اصلاً برام فرقی نداره.
تو هر چی باشی، قبل از هر چیزی بچه‌ی منی و من از همین حالا دوستت دارم. 🤍

اما یه چیزی رو بدون…
اگه امروز معلوم بشه دختر نیستی، من ناراحت نمی‌شم.
چون اگه خدا بخواد، یه روز زود برات یه خواهر کوچولوی ناز میارم. 🥹🎀
چون به قول مامانت:

«دنیا بدون دختر نمی‌چرخه!» 😂💕

ولی اگر همون دختر کوچولوی من باشی که از اول گفتن هستی،
بدون که از همین حالا یه مامان داری که برای داشتن تو،
برای خنده‌هات، شیطنت‌هات و حتی لوس‌بازی‌هات ذوق می‌کنه. 🥹

کوچولوی من،
امروز فقط یه آرزو دارم:
هر چیزی که خدا برات نوشته، پر از سلامتی، آرامش و قشنگی باشه.

من منتظرم دوباره ببینمت…
حتی اگر فقط چند دقیقه و از پشت یه صفحه باشه.

دوستت دارم، دختر کوچولوی من…
و اگر پسر کوچولوی من باشی، باز هم به همون اندازه دوستت دارم. 🤍

با تمام عشق دنیا،
مامانت 🌷

۵ پاسخ

انشالله اول سالم باشه همه چی خوب باشه دختر کوچولو هم باشه🩷🩷💕🩷🩷

ایشالا اول سالم ودخمل نازباشه🩷🩷🩷

عزیزم تو ان تی بهت چی احتمال داده بودن جنسیت?

ووووی خدا🥰🥰🥰🥺🥰🥺🥺🥰🥺

سر صبی اشک مارو دراوردی🥲خدا محافظ تو و نی نی ت باشه عزیزم برو وباخبرای خوب بیا😍😍

سوال های مرتبط

مامان نی نی
🐣 مامان نی نی 🐣 هفته بیستم بارداری
اولین ضربه‌های پسر کوچولوی من 💙

امروز، در هفته‌ی هفدهم، یکی از شیرین‌ترین و به‌یادماندنی‌ترین لحظه‌های زندگی‌ام را تجربه کردم… 🥹💙
برای اولین بار، نه فقط تکون خوردنت را حس کردم، بلکه ضربه‌ی کوچولوی تو را از روی شکمم دیدم… 😍

پسر کوچولوی شیطون من، تو از قبل هم برای مامان دست و پا می‌زدی و من خیلی وقت‌ها حضور قشنگت را حس می‌کردم، اما این ضربه‌ها یک چیز دیگری بود… انگار امروز برای اولین بار با من حرف زدی و گفتی:
«مامان، من اینجام… دارم بزرگ می‌شم و بی‌صبرانه منتظرم ببینمت.» 🥹🤍

امروز قلب مامانت از خوشحالی هزار بار تپید؛ برای هر تکون کوچکت، برای هر ضربه‌ی شیرینت و برای اینکه بالاخره می‌توانم شیطنت‌های کوچولوی تو را با چشم‌هایم هم ببینم. 🥰

پسر عزیزم، این لحظه را تا همیشه در قلبم نگه می‌دارم…
اولین ضربه‌ات به شکم مامان، در ۱۷ هفتگی؛ روزی که فهمیدم عشق می‌تواند از پشت پوست هم دیده و حس شود. 💙🧿

منتظرم روزی برسد که این ضربه‌های کوچولو تبدیل شوند به بغل‌های بزرگت…
دوستت دارم، پسر شیطون مامان.
تو قشنگ‌ترین اتفاق زندگی مایی. 💙👶🏻✨

🌱۲۳ مرداد ۱۴۰۵🌱