تچ خونه تنهام خونه مادرشوهرم بالاس شوهذم زود زود میره جدیدا ساعتی یبار میره نیم ساعتش بالاس الان پاشد رفت گوشیشم هیچ موقع نمیبره ک من زنگ نزنم گوشیشو نبرد من خابم گرفت پاشدم دیدم نیس زنگ زدم دیدم گوشیش خونس زنگ زدم ابجیش جواب نداد گفتم حتمن جای دیگه رفته این همه وقت بعد نیم ساععت اومد خودتون تصور کنید انقد خودش میدونس چ گو... هی خورده ع خجالت اب شد بعد بابام اومد گفت چیشده حرف نمیزنه گفت من هرموقع برم بالا بیام اون همونطوریه ایندفعه یکم موجش زیاده با خنده


بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری

۶ پاسخ

خاک توسرشون اینقدر خانواده دوستن بااونا ازدواج میکردن ن ما چندش ها

یبار جوابشو بده ک دیگ دفعه بعد نگه چیزی متنفرم از مردایه مامانی

خوب تو خودت هربار که بیرون میشه می‌ره پشت سرش برو نزار تنها بمونه وقتی توی یک ساختمون زندگی میکنید والان حتما جوابشو جلوی پدرت بده چون از الان به بعد براش عادی تر هم میشه ها

چقدر همه تو هم شدید چرا توی یه قضیه این همه آدم نقش دارن ؟ابجیش کجا بود بابای تو چیکار می‌کرد این وسط😂

حالا خونه پدر و مادر خوبه😐💔برامنم پامیشه تنها می‌ره خونه خواهراش وقتیم برمیگرده کلا اخلاقش که تغییر می‌کنه هیچ کلی هم توپ و ترکش میندازه سمت من😐😂💔بارها هم گفتم حق نداری تنها بری هربار رفتی منم ببر منو از خونه بابام می‌بره خونه باباش پایین می‌کنه می‌ره خونه خواهراش یا بالعکسش
منکه گفتم صد در صد خواهرات اجازه نمی‌دن زنتو ببری خونشون اما اگه یک حرف اضافه ایی توی زندگیم زده بشه من گردن خواهرات می‌دونم چون تو تنها میری من هرچیم که بخوام خوب فکرکنم نمیشه من فکرمی‌کنم اونا تو گوشت خوندن
وقتی بهش میگم چرا تنها میری منم ببر میوفته گردنم که من برا اینکه برم خونه خواهرام مگه باید از تو اجازه بگیرم
تا زمانی ضربه نخورن متوجه نمیشن برامن حالا چند وقته که مرتب می‌رفت اما چند حرف بالا و پایین اونا زدن اینو گوششو پر میکنن منم گفتم اونقدری که من خودم خیر و صلاح زندگیمو بخوام کسه دیگه ایی نمی‌خواد من این حقودارم برای زندگی خودم تصمیم بگیرم اما فعلا که تو میتازونی اما وقتی پشیمون برگشتی تازوندن بامنه

مگ بابات هم خونه شماست؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان پسرم👶🏻 مامان پسرم👶🏻 هفته سی‌وششم بارداری
ب شوهرم میگم بیمارستان همراه نمیده مامانت میکفت میده گفت خب همراه داری؟ گفتم من حرف ک شنیدم میگم گفت خودم میام گفتم مردها نمیزارن گفت میگم مامانم بیاد منم با ننش ی دعوا بد کرده بودم چند ماهه خونشون نمیرم بعد دبروز مادرشوهرم اومد خونمون درمورد بیمارستان و اینا نظر داد حالا گفتم ادامه حرفش مامانت بیاد ب من شیاف بزارع؟ گفت نه مامان تو بیاد شیافو بجای حالا بزاره تو دهنت کلی اینجوری گفت انقد گریه کردم چرا ادم بابد انقد بی شع ور باشه؟



بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری
مامان پسرم👶🏻 مامان پسرم👶🏻 هفته سی‌وششم بارداری
مامان پسرم👶🏻 مامان پسرم👶🏻 هفته سی‌وششم بارداری
خانما شما خودتون اسم انتخاب میکنین یا با مشورت همسرتون شوهر من گفته بود اگه پسر شد من میزارم اگه دختر شد اون میزاره حالا میزنه زیرش اسمایی که میگم نمیپسنده میگه حالا بزار ب دنیا بیاد خدا میدونه قراره با مامانش اینا قرعه کشی راه بندازه دیگه بنظرم تو این نه ماه که بچرو تو شکممون نگه میداریم حق اینو داریم اسم بزاریم براش




بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری
مامان پسرم👶🏻 مامان پسرم👶🏻 هفته سی‌وششم بارداری
وای دیشب داشتم میترکیدم بابام مونده بود خونه ما بعد شوهرم از صبخ گفته بودم نت بزن نزده بود شب خابیدنی گفتم گوشیتو بده گفت میخای چیکار گفتم میخام نت بزنم گفت اونجا کارت کشیدم پول ندارم هیچی تو خونمون نیس برای کو. فت کردن بهش گفتم قرصامو بخر حداقل چند روزه نمیخورم ی مرغی چیزی بخر ماست بخر وای شاید باورتون نشه بعد ده بار پیام دادن گفت پولم برسه میخرم یدونه ماست خرید اورد فقط ی ماست پولم داره هااا تاپیک قبلیم ک گفتم خونه مامانشو اینا سر اون اون با من لج کرده بود خدا همونقد ک این ب من بد کرد بهش بد کنه همین





بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری