۱۰ پاسخ

حالا اگه پدر شوهر اومده بود همه یکصدا میگفتن نده ببره چه معنی میده و فلان😂😂😂
من باشم میدم ببره خودمم میرم یه دوش میگیرم یه سریال میبینم ریلکس میکنم تا بیاد
بچه هم اینقد خوشحال میشه با مادر بزرگ پدر بزرگ بره که نگو و نپرس

خب تو استراحتت و کن دراز بکش لش کم واسه خودت
از خداتم باشه اومده بردش تابش بده من بابام۱۲ شب میاد دنبال دایان میبرش

خوشبحالت که بابا داری میاد دنبال بچت خدا حفظش کنه برات من دخترم ۵ماهش بود بابام فوت کرد حسرت همه چیز موند رو دلم قدرشون بدونید

اشکال نداره من از خدامه یکی بیاد بچمو ببره که البته خودمم میفتم دنبالش🤣🤣 تو‌بگیر بخواب اگه اونجا میخوابه بزار بره بخوابه پیش بابات

آخی
حالا شوهر من اصلا اجازه نمیده پسرم دو دقیقه با مامان بابام تنها باشه چه برسه اجازه بده بابام ببرتش بیرون
یکبار تا پارکینگ رفتن انقد استرس کشیدم که معده درد شدم

اشکال نداره دل باباتو نشکون تو هم این فرصت یه دمنوش برا خودت درست کن واستراحت کن

گناه داره بابات با ذوق میاد نزن تو ذوقش

کاش بابای من نصف محبت بابای شمارو داشت

وااای

بگو ببر خونه خودتون

سوال های مرتبط

مامان بچه‌ک مامان بچه‌ک ۴ سالگی
روز دوم ترک پوشک هم آسون نگذشت. از صبح تا عصر یه بار خطا و یه بار جیش توی پاتی داشتیم و خبری از پی‌پی نبود. واضح بود که بچه داره خودش رو نگه می‌داره و تحت فشاره. عصر به ناچار پوشکش کردم و رفتیم بیرون و شب رو هم با پوشک خوابید.
از اون عجیب‌تر و دردناک‌تر اما تجربه‌ی روز سوم (دیروز) بود. از ساعت هفت صبح تا ۵ بعدازظهر بچه‌ک خودش رو نگه داشت و حاضر نشد جیش یا پی‌پی کنه. به‌ش آب‌پرتقال دادم که عاشقشه اما لب نزد. انگورهایی رو که براش گذاشته بودم از بشقاب برمی‌داشت، برای این‌که طعمش رو حس کنه یه گاز می‌زد و زود تف می‌کرد و از دهنش می‌داد بیرون. واقعا حیرت کرده بودم. انتظار نداشتم بدونه خوردن باعث می‌شه دستشویی‌ش بگیره و بخواد تا این حد پا روی خواسته‌هاش بذاره و خودش رو کنترل کنه. ساعت پنج دیگه از شدت فشاری که روش بود به گریه افتاده بود و منم سریع پوشک رو پاش کردم. جیش و پی‌پی رو توی پوشک کرد و با خیال راحت آب‌پرتقال و انگورهاش رو خورد (ادامه در کامنت)