۱۱ پاسخ

بگو امسال میخوایم خانوادگی ببریمش شهربازی ،اون روزو اختصاص میدیم به کارایی که بچه رو خوشحال میکنه.

والا من به مامانم گفتم حوصله مفت خوری خانواده شوهرو ندارم
خودشون تو یه سال یه بار دعوتم نمیکنن
چرا من دعوت کنم
شوهراشون نمیاد باید براهرکدوم غذای ۴نفرم بکشم ببرن خونشون
اونم قانع شد
کادو تولد دخترمو ولی داد مامانم

وا خب بگو دستمون خالیه امسال نمیتونیم هزینه کنیم.یعنی گفتن این جمله اینقدر سخته؟

رو شدن که نمیخواد عزیزم بگو
اگر مامانت گفت میگیرم بزار خونه خودشون بگیره به شوهرتم نگو جریان چیه بگو‌خودشون دوست داشتن چون خواهرمم هست تولد بگیرن برای بچه با خانوادتم هماهنگ کن جلوش سوتی ندن بعد برای مامانت جبران کن یجوری

بگو تولد نمیگیرم براش امسال تا سال دیگ ک بزرگتر بشه

بگو مامان جان خودم بیشتر از همه دلم میخواست وقتی شما اینجایین تولدش رو بگیریم، ولی باور کن این چند روز اصلاً جور نشد و دستم بسته‌ست. نمی‌خوام یه تولد سرهم‌بندی‌شده بگیرم که خودمم ازش راضی نباشم. بذارین یه موقع که خیالم راحت‌تر بود، با هم یه جشن درست‌وحسابی براش داشته باشیم. همین که شما الان پیشمونین خودش کلی خوشحالم کرده ❤️

چقد تو‌ منی

چجوری با خانوادتون روتون نمیشه خب بگو‌نمیتونم نمیخام بگیرم راحت

بگو نمیخوام تولد بگیرم تو این گرونی و خلاص

وایییییی چقد منی🥲با این تفاوت خودمم دوست دارم بگیرم ولی اصلا جور نیست.....

اگه راحتی باهاشون روک بگو شرایطشو ندارم دیدی نه نمیتونی یه کیک بگیر یه کیک کوچیک ببر خونه مادرت دورهم بخورید بگو فقد واسه اینکه روتونو زمین نندارم کیک خریدم وگرنه من وایسادم بزرگتر شه بعدش

راحت بگو مشکلت چیه ک نمیگیری

سوال های مرتبط