۸ پاسخ

من که فقط استرسم برا جنگ لعنتیه..دلمون برا بچه هامون میسوزه ..توی کرنا بدنیا اومدند ..پیش دبستانیشون آنفولانزا و آخراش جنگ ..
اینم از کلاس اولشون با ترس و استرس

منکه برام عادیه بچم از ۳ سالگی کلاس زبان میره ن استرس دارم ن چیزی فقط اینکه مدرسه مدرسه دو طبقن از پنجره هاش میترسم همین

من جشن شکوفه ها کلا بغض داشتم و اشکم میومد

من بشدت نگران و استرس دارم هم از رفتنش هم اینکه از پسش بر بیاد یا نه داره دیوانه م میکنه

من حس خاصی ندارم
چون هم پارسال هم پیارسال رفته مهد و پیش دبستانی
اما اون موقع تو دلم غلغله بود مخصوصا که خیلی کوچیک بود پنج سالش بود اولین بار که رفت مدرسه
الان دوست دارم هر روز برع و حضوری باشه تا منم به کارام برسم خودشم که دوست داره و تو خونه نمونه

خیلی خوشحالم و خب یه کم احساس نگرانی که نکنه بچه های سال بالایی اذیتش کنن

حس خیلی خاصی که همش بهش فکر کنم ندارم ...فقط خوشحالم ک داره نوشتن یاد میگیره ..برام جذابه خودش بنویسه🫢🫢
فقط از سرویسش نگرانم ..چون مدرسه دولتیه زنگ ک میخوره یهو شلوغ میشه ..در مدرسه هم بازه همیشه ... معلم هم گفت من بعداز زنگ مراقب نیستم باسد بسپاری به راننده سرویس

چرا رو هوایی

سوال های مرتبط