۹ پاسخ

عزیزم اینطوری ک شما میگی خیلی سخته که
خودت خیلی اذیت میشی
من اوایل ازدواجم تا تقریبا ی سال پیش با همسرم اینطوری بودم
هنوز حرفمو نزده بودم جلوتر گریه میکردم
اما الان مدتیه مهرش از دلم رفته و اصلا دیگ جلوش گریه نمیکنم
ینی با خودم فکر میکنم ارزش و لیاقت اینو نداره ک اشک من بخاطر کاراش یا حرفاش در بیاد
خیلی بی تفاوت شدم نسبت بهش

وقتی از بچگی اینجوری بودی و مادرت نتوانسته تغییرت بده و حالا تغییری نکردی تلاش نکن تغییر نمی کنی عادت کن

چند جلسه مشاوره برو کلی راهکار بهت میده کمکت میکنه

منم اینطوریم 😖😖

منم اینجوریم.ایرادش چیه

منم همینجورم

ای خواهر منم همین با این تفاوت ک اشکم نمیاد و بغض قورت داده میشه

با مشاور صحبت کن حتما موفق میشی

تله محرومیت هیجانی. همش مغزت تو رو توی نقش قربانی قرار میده میگه تو مظلومی قربانی هستی و شروع میکنه رفتن تو نقش قربانی

سوال های مرتبط