مادر شوهر موجودیست که فقط از زبان دراز و تند تشکیل شده و فاقد مغز و عقل و درک و شعور است.😐
خوب شد که تند برخورد نکردی،من سر یه کار زشتی که با بچم انجام داده بود(سینه شو نشون بچه م میداد)،باش بحثم شد و زندگیم رو تا مرز طلاق کشونده.
مادرشوهرا کلا زبون نفهمن و عقل ندارن بهشونم چیزی بگی حتی با ادب و احترام یجوری بهشون برمیخوره انگار فحش دادی ، همیشه هم حق به جانب هستن که نوه ام هست دوسش دارم منظور بدی نداشتم و فلان...ولی اصلا دیگه نزار تکرار بشه من مادر بچمم قاشق دهنی نمیدم به هر حال هزار تا باکتری و اینا هست فردا روز میگم بچم چرا همش بیقراره...همین میکروب معده و اینا از چی میاد نصفش بخاطر همین چیزاست...
خوب به شوهرت میگفتی هر کی به بچه خودش نشون بده
بده بخوره اونم به پسر خودش نشون بده
والا
خدارو شکر مادررشوهر من اصلا این کارارو نمیکنه حتی دهنی هم نمیده اصلا سر بجه کاری نداره که بخواد دخالت کنه فقط بعضی وقتا بعضی چیزا رو توضیح میده که مثلا میگه تجربه داره اما خودش کاری نمیکنه مثلا میگه از فلان چیز یکم بهش بدین خودش نمیده به بچه
مادرشوهر و خواهر شوهر هردوباهم ازاین کارا میکنن هرچی هم توضیح بدی فایده نداره
وای آره نمیدونم چرا اینکارو میکنن
باعث پوسیدگی دندون میشه...
اصلا سر این موضوع تعارف نکن با کسی،من همیشه برای دخترم قاشق ، بشقاب و لیوان دنبالم میبرم که حتی از ظرف بقیه استفاده نکنم،اگه هم مجبور بشم خونه کسی استفاده کنم،قبل استفاده میشورم حتما،حتی اگه تمیز باشه...
هر چند خانواده شوهر اصلا هستن که اذیت کنن🙄🙄🙄
من تا الان آز دهنی خودمم ندادم به بچم
یه بار قبل 8 ماهگی خواهر شوهرم پسته رو با دهنش گاز زد نميدونم چیکار کرد.. داد به بچم رفتم سریع گرفتم
خدا رو شکر رابطم باهاشون جدی و خشکه
والله ما بدون اجازه بچه کسی بغل نمیگیریم ولی گیر چه نفهمایی میفتیم
اوف . منم بچه اولم ، مادرش شیر تیلیت کرده بود تو کاسه بزرگ برا خودش
یکی میخورد یکی میزاشت دهن پسرم.
اول متوجه نشده بودم چون مشغول کار آشپزخونه بودم . بعد که دقت کردم بله داشت انجام میداد
محترمانه بهش گفتم بزار تا کاسه ای شیر برای ماهان جدا بیدارم . دوتا باهم با یه قاشق که نمیشه با خنده و شوخی گفتم که به دل نگیره .. قهر کرد و ادامه ی شیرشو نخورد گفت مگه من حرومم ، معلوم بود شوهرمم از حرفم رنجیده بود . بحث رو کش ندادم ، دیگه هرچی من درست میکردم لب بهش نمیزد . یبار رفت آرد خرید خودش دست به کار شد نون پخت ، از نون های خودشم فقط میخورد .. به منم نداد به شوهرم و پسرم داد. یه عوضی به تمام معنا ، البته اینم بگم پدرشوهرم دو زن داره ، یه زن وسواس که هیچوقت بچه دار نشده و زن دوم بچه دار شده بود .
شوهرم رو زنی که بچه از خودش نداشته ، بزرگ میکنه
بخدا من دیگه رد دادم همش میگنه ما بیشتر میدونم انقدر بچه بزرگ کردیم دختر همسایه اینو به پسرش میدی تو چرا نمیدی آخه به من چه پسر همسایه دیونه شدم بخدا
باید بگی من چندبار دیدم داره غذا فوت می کنه میخواد بزاره دهن بچم نزاشتم گفتم نباید نفس کسی بره تو غذای بچه آلودگی داره
کاری نداره ی قاشق بیار بده مادرشوهرت بالبخند بگو دستت دردنکنه بی زحمت با این بهش کیک بدید...
من جلوشو خودم غذا خوردنی دوتا قاشق میزارم داخل ظرف یکیش برای خودم یکیش برای بچم من رو این مسائل خیلی حساسم اونا هم چندبار پرسیدند گفتم دوست ندارم به بچم دهنی بدم الان هزار جور مریضی هست توعمل نشون بده باحرف بگی شاید لجبازی کنند
اگه بچتو دوست داری با لبخند بگو یا سریع خودت پاشو ی قاشق بیار بگو اون دهنیه
سعی کن سر بچه ات با هیچکس تعارف نداشته باشی،اگه میفهمید که قاشق دهنی نمیداد بچه .
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.