چهار ماهه شدی، یارایِ کوچکِ من… 🤍🩵

چهار ماه است که آمدنت، رنگِ خانه‌مان را عوض کرده؛
چهار ماه است که با لبخندت، خستگی‌هایم را از یاد می‌برم و با صدای گریه‌هایت، دلم می‌لرزد که مبادا چیزی آزارت داده باشد.

دخترکم، تو هنوز آن‌قدر کوچکی که تمام دنیایت در آغوش من خلاصه می‌شود؛
و من هنوز هر شب خدا را برای داشتن تو، از تهِ قلبم شکر می‌کنم. 🌿

چهار ماه از اولین نگاهت گذشته،
اما برای من انگار همین دیروز بود که برای اولین بار تو را در آغوش گرفتم و فهمیدم
بعضی از عشق‌ها را نمی‌شود با کلمه‌ها توضیح داد… فقط باید مادر بود و آن عشق را زندگی کرد.

یارای عزیزم،
امیدوارم تمام چهار ماهگی‌ها و سال‌های پیش رویت
پر از سلامتی، خنده، آرامش و اتفاق‌های شیرین باشد.
بزرگ شو، اما هرگز از آغوش مامان دور نشو… 🥹🤍

چهار ماهگی‌ات مبارک، جانِ دلم؛
دختر کوچکِ سبز و آبیِ قلب مامان… 🩵🌿

۱۲ خرداد ۱۴۰۵؛ روزی که تو آمدی و دنیای من زیباتر شد. 💕

تصویر
۲ پاسخ

الله اکبر بذار لایه نون بخورش،🩷😋

😍😍 ای جونم مبارکع

سوال های مرتبط

مامان mehrsam🩵 مامان mehrsam🩵 ۸ ماهگی
«مادری» همین‌قدر لطیف و بی‌دفاعه. درد بچه هامون انگار مستقیم میاد می‌شینه وسط قلبمون…
چهار ماهه‌ی دلِ مامان 🤍
امروز چهار ماهه شدی، عشق کوچولوی من…
چهار ماه از روزی که با اولین گریه‌ات، دنیای من رنگ تازه گرفت.
چهار ماه از وقتی که قلبم بیرون از سینه‌م می‌تپه… توی آغوشم.
امروز رفتیم واکسن بزنی.
تو چیزی ازش نمی‌دونستی… با همون چشم‌های معصومت نگام می‌کردی.
وقتی سوزنش خورد و صورت کوچولوت جمع شد،
انگار دنیا روی سرم خراب شد.
گریه‌ات کوتاه بود…
اما برای دلِ من، طولانی‌ترین لحظه‌ی عمرم شد.می‌دونم این دردهای کوچیک،
پله‌های بزرگ شدنته…
می‌دونم باید قوی باشم،
ولی مامان که باشی،
دلت با یه اشک کوچیک، هزار تکه میشه.
امروز فهمیدم عشق یعنی چی؛
یعنی حاضری هزار بار جای بچه‌ات درد بکشی
فقط اشکش رو نبینی.
چهار ماهه شدی عزیزترینم…
با خنده‌هات زندگی می‌کنم
با نفس‌هات آروم می‌گیرم
و با گریه‌هات دلم می‌لرزه.
بزرگ شو…
اما همیشه بدون
یه قلب هست که برای تو می‌تپه
یه آغوش هست که پناهته
و یه مامان هست
که حتی از یه سوزن کوچیک هم بیشتر از تو می‌ترسه🤍