۷ پاسخ

اولی کلاس اول میره دومی فسقلی چالش بی خوابی و گریه
توجه زیاد برای هردو
یکی پسر یکی‌ دختر
حالا همزمان سه تامون سرماخوردگی داریم.و من دست تنها
موتورخانه خراب و آب یخ .همسایه ها بی فکر و عوضی
دلم میخواد فقط بخوابم و بیدار بشم ببینم همه چیز درست شده 🫠
میبینی همه ما داریم دست و پا میزنیم برای یگ زندگی عادی

دوتا بچه هاتون دخترن یا ی دختر ی پسر دارید؟ ناراحت نباش زوده فعلا من اولین بچم هستش دلانا ولی روز ب روز همه چی داره بهتر میشه مسافرت و... همه چی سخت تر شده اما راه حل دارن شماهم حتما ی راه حلی هستش مثل اولین بچه دومی هم چالش های خودشو داره یسری چیزا بلد تر یسری چیزا باز جدیده و... بخودتون فرصت بده من همش به خودم میگم صبر داشته باش و... درست میشه

من چی بگم ک هم اولی بهم چسبیده بود از همون اول هم دومی.. یه مغازه سر کوچه نمیتونم تنها برم هردوشون دنبالم هستن.. اصلا با باباشون نمیمونن.. خیلی وابسته منن.. اعصابم خرابه یه ساعت بدون بچه رو دوست دارم تجربه کنم ک نمیشه😫😫

یا بچه باید باشه یا درس باید باشه یا هردو باهم با کلی سختی اشکالی نداره خدا فقط به همه مادرا توانایی بده

دقیقا مثه من حتی ارایشگاه نمیتونم برم
الان ۲۰ روزه اون یکی خونه مادرم رفته اما هست کار هر روزم جیغ نمیتونم بچه رو زمین بزارم

دوتا بچه خیلی سخته😔😭

دقیقاا دوتا خیلی سخته😮‍💨

سوال های مرتبط

مامان قندونبات🍭🩵 مامان قندونبات🍭🩵 ۶ ماهگی
سلام مامانا خوبین
مامانا شما میزنین بیرون با وجود بچهاتون؟؟ پیش کی میمونن؟ من باورتون میشه اصلن نمیزنم بیرون هیچکسم درکم نمیکنه بگه این زن افسردگی میگیره نزنه بیرون با مادرشوهرم زندگی میکنم ی خواهرشوهر مجردم دارم بچهام دوقلوان تا حالا بم نگفتن ما بچهاتو میگیریم تو برو بازاری جایی بگردوبیا همش ب فکر خودشونن هرروز بیرونن من میمونم خونه یعنی وقتایی ک مامانم میاد اون روز روز منه خودش تنهایی بچهارو میگیره بعد وقتی ب مادرشوهرم میگم میگه ن من نمیتونم تنها بمونم با دوتاشون حتا موقعی ک خواب باشن هم راضی نمیشه شوهرمم راضی نمیشه برم جایی ب زور اگه بهونه بیارم میزاره حتا نمیزاره برم خونه مامانم اینا حداقل بچها پیشش باشن من برم بیرون دلیل این نزاشتنش هم چون خیلی حساسه رو بچها چون بستری بودن میخاد یعنی مراقبشون باشه از شلوغی... والا خونه ما هرروز یکی میادومیره خواهرشوهرم با ۳تا بچه هرروز خونه ماس همه فامیلامون دیوار ب دیوارماعن هرروز یکی میاد اما خونه بابام چون دورتره کسی نمیره جز خواهرم خیلی دوسدارم برم خونشون بنظرتون چطوری راضیش کنم بزاره برم بیرون ن میزاره من برم نه میزاره بچهارو ببرم واقعا دیگه دارم دیوونه میشم