۸ پاسخ

من هیچی نزدم و فقط باهاش حرف میزنم
خیلیاشو متوجه نمیشه ولی زیاد که بگی کم کم خودش تو رودرواسی میمونه خجالت میکشه بگه شیر میخوام
مثلا پسر من هربار اشاره کرد گفتم تو دیگه بزرگ شدی مامان فقط شب قبل خواب
هی میرفت ، ۵ دیقه بعد دوباره همین آش و همین کاسه
ولی کم کم فهمید نباید طلب کنه

منم مثل شما اصلا دلم نیومد اذیتش کنم
تدریجی گرفتم الان فقط برای خواب ظهر و خواب شب میدم
آنروز ۲۳ ماهش کامل شد انشالله از هفته بعد برلی خواب ظهر هم نمیدم فوقش نمی‌خوابد اما شب زودتر میخوادبه

نمیشع اونجوری من ریمل زدم سیاه کردم یکی دو شب اذیت کرد ولی بعدش اوکی شد یه هفتس گرفتم سعی کن ببری بیرون سرگرمش کنی تا خسته شه بخابه

منم دلم نمیومد تلخک یا چیزی بدی بزنم دو روز از رب انار استفاده کردم هر بار میخواست شیر بخوره یه ذره میزدم سر سینم به دهنش که میخورد فرار میکرد

من تدریجی دارم میگیرم
هر ۴ روز یه بار ۶ ساعت شیر نمیدم
یعنی مثلا روز اول تا ۴ از ۶ صبح تا ۱۲ ظهر شیر نمیدم
روز ۴ تا ۸ از ۶ صبح تا ۶ عصر شیر نمیدم بقیه روز آزاد هر چقدر که بخواد
فعلا از ۶ صبح تا ۱۲ شب شیر نمیدم
تو خواب عمیق اگه بیدار شه و بخواد میدم
چسب هم نزدم فعلا تا اینجا
خودش هم تا اینجا اذیت نشده و گریه های شدید نداشته

تلخک زدم به سینه‌م نخورد اصلا فقط چون خمیر کردم ی رنگ قهوه ای داشت حالش بهم خورد🤣

من سر سدنا تلخک زدم دیگه لب نزد. اما دینا تلخم رو خورد خیالش نیومد😐 بعد رژ زدم چندشش شدنخورد

من قهوه زدم به سینم میدید تلخه نمیخورد دیگه

سوال های مرتبط