۱۳ پاسخ

سلام مهربانو مهربانم خدا قوت گلم فعلا که اکثر مادر ها این شرایط رو دارن من هم یک نوزاد یک ماهه دارم که همش دور کار هاش هستم دو تا هم دارم که مدرسه میرن یکی کلاس نهم یکی کلاس ششم همیشه هم باید غذا و رسیدگی شون براه باشه همسر مهمان هم هست من هم سزارین کردم کسی رو ندارم ، گلم میگذره می‌دونم سخت میگذره ولی شما هم بهترین مادر هستی من مطمئنم عزیزم

منم ۴۰ روز خونه مامانم بودم حتی برام غذا و صبحانه میاورد تو رختخواب برام
حالا اومدم خونه مادرشوهرم صفر تا صد کارا با خودمه اونم هیچ فقط جلو شوهرم میاد دور بچه

به داشتن یا نداشتن کمکی نیست. من با اینکه پیش خانواده خودمم و همسرم هم خیلی کمک می‌کنه ولی باز خیلی عصبی شدم، تا بچه گریه می‌کنه منم داد میزنم. دیوونه شدم

عزیزم منم کمکی ندارم با بچه کوچیک دو روز اول زایمان خواهرم اومد کمک داد رف بعدش تنها شدم با شکم پاره مادرم ۵ دیقه فاصله داره باهام بهم سر نزده ی زنگ بهم نمیزنن خیلی خستم کمرم و گردنم درد میکنه دوس دارم استراحت کنم ولی نمیتونم ی پسر ۲ساله دارم با نوزاد سخته واقعا ولی چاره چیه شوهرم خونه باشه کمک میده.. بی‌کسی خیلی بده

واقعا درکت میکنم من تو چله اسباب کشی هم کردم فکر کن با دوتا بچع کوچیک از نظر جسمی و ذهنی خیلی خسته شدم ولی بازم سعی میکنم خودم مدیریت کنم که اکثر مواقع موفق نیستم
مثلا دیشب برای اولین بار دختر بزرگم زدم توی این ۴ سال هیچ وقت نزده بودمش از بس عصبیم کرد منم کمبود خواب و گریه بجع کوچیکتر و لج بززگتر وافعا کلافم کرد خیلی بدش پشیمون شدم خیلی
بنظرم تنها راهش اینکه با همسرت حرف بزنی تا همراهیت کنه
من که دیشب از سرکار اومد براش ماجرا رو گفتم از خستگیم تنهاییم دیگع اونم درک کرد نصف شب برای گرفتن دختر کوچیکم کمک کرد بیدار شد بهم گفت یکم تو استراحت کن
مردها گاهی باید مستقیم خواستتو بهشون بگی

آخ آخ منم همینم روزی سه وعده خوراکم گریس مخصوصا بچم رفلاکس و کولیک داره هردومون اذیتیم بعدشم ساعت ها زمان میزارم بخابه میزارم زمین بیدار میشه

من بااینکه خونه مادرم هستم اما اصلا تو نگهداریش کمک نمیکنه،فقط غذارو آماده میکنه و اینکه گاهی میگم مامان میشوریش اونو انجام میده،در اصل تنهام،مامان هایه شماهم همینقدر کمک میکنن؟خیلی اذیتم،بچه ی اولمه ،سختمه،دیشب تا صبح فقط گریه میکرد داشتم دیوونه میشدم

من دو تا نوزاد دارم و واقعااا خسته شدم، ترجیح میدم خودمم تنها باشم و کسی نیاد کمکم چون نیروی کمکی هم میشه قوز بالا قوز باید برم اشپزی هم بکنم، ولی چون شوهرم خیلی کمک میکنه تایمایی که خونه اس و خیلی درکم میکنه تا حالا خل نشدم

برای من آنتی و انومالی یکی هست از نظر اون الان باید زایمان کنم ولی درد ندارم

من از روز اول زایمانم خودم بودم با تموم کارام ولی وجودشوهرم برام واقعا آرامشه خیلی هواموداره فک میکنم همین باعث شده بتونم کنترل کنم

منم فعلن نتونستم با شرایط کنار بیام سخته

والله من دو روزه خوب شدم عین تو بودم اومدم خونه خودم شوهرم خیلی بهم توجه میکنه بیچاره حتی غدا هم درست میکنه الان بهترم به نظرم شوهرت پیشت باشه بهتره البته اگه خوبه و با درکه

سلام وقت بخیر ببخشید من الان از نظر بهداشت باید زایمان میکردم ولی سونوی آخر به من میگه 38هفته ام به نظر شما چیکار کنم من الان برام طبیعی زدن و درد هم ندارم

سوال های مرتبط