۴ پاسخ

وقتی مادر شدم فهمیدم چقدر مادرم زحمت کشیده چقدر مادرم غم خورده تا ما بزرگ شدیم شما درست میگی
وقتی مادر میشی میفهمی چقدر بعضی کارا خودخواهانه انجام شده ولی این به معنی بد بودن شما نبست
هرکس جای شما بود شاید میرفت بدتر از شما هم می‌کرد
پشیمون گذشته و زندگیت نباش
مهم اینه دیگه تکرار نشه دیگه گفته نشه
من قبلا هم عادت بدگوبی نداشتم توی دانشگاه هم هیچوقت زیراب هیچکس رو‌نمیزدم بد هیچکسم نمیگفتم
از وقتی دخترم دنیا اومده دیگه حتی حرف دختر کسی رو پیش خواهرم نمیگم راز کسی رو فاش نمیکنم
حرفش رو پیش خودم نگه میدارم
وقتی بچه دار بشی تازه میفهمی هرکار تو کنی سر بچت میاد اینجاست که محتاط میشی آروم میشی

ببین گاهی مادر کلافه ست میخواد بچه رو بخابونه یا ساکت کنه به هر ترفندی چنگ میندازه و بچه ام این کلافگی و خستگی رو درک میکنه بخاطر همون اروم نمیشه..گاهی هر تغییر حالتی بچه رو اروم میکنه مثلا درآوردن لباس پوشک کم کردن لباس یا بردن جای جدید تغییر موزیک خونه تغییر پوزیشن بغل کردن تغییر مکان. بعد تو ۲۴ ساعت با بچه ای و مراقبشی بقیه هنر نکردن که با انرژی مضاعف یه دقیقه ساکتش کردن .به خودت حس بد نده

یه چیزی بگم آروم شی
بچه ها چون بیشتر تایم با مادر میگذرونن وقتی نفر جدید میاد پیششون با اون سرگرم میشن و جذابیت داره
از طرفی مادر خسته میشه کلافه میشه اون حس به بچه هم منتقل میشه
بچه های ماهم همینن

حالا که کردی و رفتی و انجام دادی گذشته غصه نخور😬😂😂
ولی تو به مادری عزیزم مطمئن باش هیچکس مث یه مادر از بچه اش مواظبت نمیکنه اونا هم اشتباه کردن حالا هم که اومدن اشکال ندارخ بهتر از تو کخ نیستن بچه ات با بچه های عموش سرگرم شده اینجوری نگو الان برو پیشش اصلا بروی خودتت نیار قوی باش برو دختر غصه اینا رو هم نخور بدو بروووو❤️🌹

سوال های مرتبط