۸ پاسخ

خالم دوقلو داره طفلی برا همه کاراش تنهاس چون شهر دیگس

خودم تنها😕😕😕

من یدونس دو ماهگی سخت بود موندم خونه خودم مادرشوهرم اومد خونه ما دوساعتی بالا سر بچه وایساد من خوابیدم بعدش پرانرژی تا صبح باهم بیدار موندیم
ولی بقیه واکسنا که دیگه کمبود خواب نداشتم تنهایی از پسش براومدم

من رفتم خونه مادرم چون همسرم سرکاره

به نظرم میگی شوهرت بیکاره با شوهرت نگه دار خوشی نزنه زیر دلش دوبارع بگه بچه میخام من شوهر خودمم همینجوریه میگه سختیاش مال تو و مادرت من فقط بچه زیاد میخوام

شب کاری ندارن خودم و شوهرم خونه بودیم اونم خواب بود نهایت یک بار برام شیر خشک رو درست می‌کرد
فقط خودم هر یک ساعت یا چهل دقیقه بیدار میشدم تب شو ن رو چک می‌کردم
چون استامینوفن میخورن از همه‌ی شب ها بهتر میخوابن

شوهرت رو بگو کمکت کنه تا بد عادت نشه

با خواهرم و شوهرم خونه خودم موندم

سوال های مرتبط