۵ پاسخ

منم روی تلویزیون کارتون بهش میذاشتم دو روز بود خیلی پلک میزد شدیداً ترسیدم و تلویزیون رو جمع کردیم
مجبورم خودم بیشتر باهاش بازی کنم
پارک می‌بریم دم ظهر که هوا خوبه
برج می‌سازیم باهم
آهنگ میذاریم میرقصیم
دم غروب میریم یکم قدم می‌زنیم
عروسک بازی
نقاشی
شهر خیالی می‌سازیم
داستان سازی میکنم و واسش تعریف میکنم و ...

قایم‌موشک،مشق مینویسم براش حروف و اعداد انگلیسی خیلی دوس داره😅،یکم با اسباب بازی ک اکثرا تکراری شده زود خسته میشه ازشون،کارتون اکثرا😞
دوهفته بود تی وی نداشتیم خیلی گوشی دستش میگرفت ولی دیگه نمیدم

ما الان با هم کیک پختیم

دوروز در هفته ميبرمش كلاس ي روز در هفته ميبرمش خونه بازي
تو خونه با اسباب بازياش بازي ميكنيم
كتاب براش ميخونم
ميفرستمش رو حياط بره اب بازي يا تو حموم
تابش ميدم براش شعر ميخونم
كارتونم كم ميبينه
خونه مامانم نا هم روزي ده بار ميفرستمش
ظهرام باباش ميبرتش پارك

کاردستی
کتاب
ماشین بازی
میرقصیم
ورزش می‌کنیم
آب بازی
مولا کمکم غذا درست میکنه و ظرف میشوره و‌جارپ میکنه ( بیشتر بازی میکنه)
با اسباب بازی هاش بازی می‌کنیم
میریم قدم میزنیم
کلاس میریم
با دوستامون دور همی میریم

سوال های مرتبط