راستی مامانا الان صحبت تب بالا و این حرفا بود با یه مامانی خواستم بهتون بگم زمانی که ماهلین آی سی یو بود یه بار تب ۴۰ درجه داشت اکثرا زیر ۴۰ بود چون تحت نظر بود و دائم دارو میزدن کم میشد بالا بره به هیچ وجه نمیذاشتن لباس تن ماهلین کنم لخت بود همش با یه مای بی بی !!
و نهایتا یه ملافه ی نازک که اونم خودم می ترسیدم می انداختم روش بهم گفتن موقع تب بالا اصلا لباس تن نکنید وقتی بچه خوابه تو بیداری هم یه شورت و زیر پوش همین بعد همون یه باری که تبش ۴۰ درجه بود تازه دارو زده بودن بهم گفتن تن شویه کن ولی پاشویه اصلا حالا تن شویه چه جوری بود گفتن یه دستمال نمدار ولرم روی ران پاش بزار یکی زیر بغلش یکی هم زیر گردنش منم اون موقع دستمال که دمه دستم نبود رفتم ازشون چند تا باند یا همون گاز استریل گرفتم نم زدم همون ۳ نقطه گذاشتم پرستارا اونجا بهم گفتن روش درستش همینه پاشویه به هیچ وجه نکنید چون به یک باره تب بچه رو پایین میاره و تشنج می کنه من خودمم نمی دونستم اونجا یاد گرفتم خواستم با شما هم در میون بزارم چون الان دائم میبینم تو گهواره مامانا دارن تاپیو میزارن
اینقدرم از تب بالا وحشت دارم که حد و حساب نداره😬😬😬

۱۶ پاسخ

عزیزم خیلی مفید بود ممنونم وقت گذاشتی 😘
ان شاءالله تن بچه هات سالم باشه

وای خدا خیرت بده ک این اطلاعاتو با ما ب اشتراک میزاری
من خودم ب شخصه نمیدونستم ک این سه نقطه البته ران رو خبر داشتم ولی اون دوتا جای دیگرو اصلا

ایشالا هیچ وقت بچه هات تب نکنن عزیزم

من وقتی تب داشته باشه دستمال خیس میزارم رو سرش که تبش بالا نره ولی اون روز به شدت تب داشت و هرکار کردم پایین نیومد مجبور شدم به پاش الکل اسپری کنم خیلی سریع میاره پایین واسه زمانی که هیچی دارو نداری و فقط باید کنترل کنی خوبه دختر عمم پرستاره اون گفت بهم
و واقعا اون شب که من هیچ دارویی تو دسترس نبود خیلی خوب بودش

بله کاملا درسته

بله درسته و اینم در نظر بگیرید حتما اول استامینفون یا بروفن یا هر تب بر دیگه ای ک میخواید رو بدید بزارید نیم ساعت بگذره حتما بعد تن شویه کنید.چون احتمال لرز گرفتن داره زیر نیم ساعت

ممنونم منم بلد بودم 😍

مرسی عزیزم ...انشاله خدا به همه بچه ها سلامتی بده هیچ وقت تب نکنن

خدا خیرت بده عزیزم

دقیقا روش درستش همینه پرستار با گاز استریل بچمو اینمدلی تن شویه میکرد میگفت اب پارچم کامل باید بگیری و اب ولرم
یه دکتر دیگم گفت پاشویه باعث لرز میشه تبش بالا میره و خدای نکرده تشنج میکنه

ممنونم عزیزممم انشالله دیگ هیچ بچه ای سمت بیماریتان نره

ممنون عزیزم
انشاالله تب بچه رو هیچ خانواده ای تجربه نکنه

اهان مرسی ک گفتی

اره درسته منم میدونستم

دقیقا عزیزم همینطوره منم پسر بزرگم نه ماه بود بستری شد بیمارستان پرستارا میگفتن با باند اونم با آب ولرم رو به گرم استفاده کنید بعد باند هم باعث میشه او گرمای بدن از طریق باند بخار بشه واسه منم تجربه شد

کاملا درسته منم کلاسای،حلال احمر میرفتم همین‌رو میگفت

سوال های مرتبط

مامان دلوین وماهلین مامان دلوین وماهلین ۴ سالگی
اسم تب و سرفه میاد ۴ ستون تنم‌می لرزه چون ماهلین با همین علائم بستری شد و خیلی حالش بد شد🥺🥺
اسم اسهال و استفراغ شدیدم که میاد یاد دلوین میافتم چون دلوینم با این علائم و تب بالا و صفر شدن آب بدنش بستری شد و حالش خیلی خیلی بد شد
یه چیز بگم خدا معجزشو تو زندگیم نه یک نه دوبار بلکه ۳ بار تا الان بهم نشون داده و با چشمای خودم دیدم 🥺روز به روز به بزرگی خدا بیشتر پی می برم
خدا از اونچیزی که فکرشو بکنید مهربان تر و بخشنده تره
خیلی تجربه های سختی تو زندگیم داشتم خمین باعث شده ایمانم قوی تر بشه و تجربم بیشتر یکی تو گهواره تاپیک بزاره بچم مریضه تب کرده یا سرفه داره خداشاهده اینقدر نگران می شم که حد نداره دلم نمی خواد چیزایی که خودم تجربه کردم و دیدم مادری ببینه 🥺🥺فقط منتظر یه چیز دیگم وقتی ۸ آذر جواب آزمایش دخترمو میگیرم و می برم پیش دکترش خدا واسه بار چهارم معجزشو بهم نشون بده و دکتر بگه دخترم هیچ مشکلی نداره چون این آزمایش خیلی خیلی مهمه پای زندگی و سرنوشت دخترمه 😔😔😔
یعنی میشه واقعا دلم روشنه خدا همین جور که دخترمو بهم بخشید خددش هم ۶ دنگ حواسش به دخترم هست اینقدر که بهش اطمینان دارم
مگر سرنوشت جور دیگه ای رقم بزنه
مامان دلوین وماهلین مامان دلوین وماهلین ۴ سالگی
مامانا توروخدا واسه یه دقیقه که شده خودتون رو بزارید جای من با بچه ای که دوروز دیگه ۴ سال و ۴ ماهش تموم میشه و دیگه ماشالله بزرگ شده و خوب هما چیزو می فهمه باید چی کار کرد با خدا دیگه خسته شدم بریدم ماهلین نشسته بود یه لحظه بلند شد دیگه تا کله اش پی پی کرده تو خورش اینقدر کرده بود که رسیده بود به کمرش و تا نزدیک گردنش پر از پی پی تمام لباساش و زندگی من از پی پی یکی شده بود خیلی عصبانی شدم بردمش تو حمام لختش کردم و شستمش‌ و دوتا هم محکم زدم رو بدنش و حسابی دعواش کردم آخه چقدر این وضعو تحمل کنه بچه ی ۲ ساله اگه بود تا الان یاد گرفته بود به مامانش جیش و پی پیشو بگه مشاوره هم بردمش میگه افتاده رو دور لجبازی باید صبور باشی و هیحی نگی آخه لجبازی تا کی تا کجا الان تو مهدشون به مربیش تا دلوین میخوادبره دستشویی میگه منم جیش دارم ولی به من نمیگه پی پی رو هم کلا نمیگه می دونم تاپیکم تکراریه ولی به خدا دیگه خسته شدم دیگه هیچ روشی هم جوابگو نیست رو این بچه چقدر صبورباشم و هیحی نگم اگه همچنان ادامه داشت چی اگه تا کلاس اول خواست این کارشو ادامه بده چی ؟؟از دیروز پیش همون مشاوره مهدشون می برمش رفتاردرمانی به امید اینکه خوب بشه اونجا هم خانومه گفت دقت و تمرکزشم خیلی پایینه و زود از یه جیزی خستا میشه میزاره کنار با مربی مهدشم و منم همین جوره همه رو خسته کردا دیگه این بچه 😭😭😭😭آخه یه بچه اینقدر باید خنگ باشه بابا دستم دیگه تا آرنج رفته تو گوهههه من با کارهای این بچه چطور فرشامو بدم بشورن واسه عید😫😥
مامان آیلین مامان آیلین ۴ سالگی
سلام شبتون بخیر،یه بار قبلا سوالمو مطرح کردم ولی دو نفر بیشتر جواب ندادن خواهش میکنم اگه تجربه ای دارین کمکم کنین. دخترم خیلی خجالتیه از اول همون خجالتی بود ولی با خانواده خودم خیلی خوب بود تا سه سالگی وابسته مامانم بود تو یه جمع که وارد می‌شدیم اگه مامانم اونجا بود زودی میرفت بغلش یا اینکه با خواهرم تو یه ساختمونیم همش میرفت خونه اونا و با بچه هاش بازی می‌کرد شب به زور برا خواب میاوردیمش اگه اونا مهمون داشتن اوایل خجالت می‌کشید بعدا یخش آب میشد به بازی ادامه می‌داد جوری با دامادمون جور بود که از سر و کولش بالا میرفت ولی آلات مدتیه اصلا خونشون نمیره کلا همه جا حتی خونه مامانم می‌چسبه به من وقتی بلند میشم زودی از لباسم میگیره و دنبالم میاد دیروز به زور راضیش کردم که خونه خواهرم بمونه با پسرش بازی کنه خودشم دوست داشت بمونه ولی همون که شوهر خواهرم اومده بود شروع کرده بود به گریه یعنی همه جا اینکارو میکنه برا چیزای خیلی بیخود گریه میکنه از توجه اطرافیان بیزاره تو جمعا خجالتی بودنش خیلی خیلی شدید شده اصلا با بچه ها ارتباط نمیگیره حتی با باباش هن جایی نمیره و میگه مامان هم بیاد درحالیکه قبلا میرفت و چند ساعتی ازم دور میموند
مامان دلوین وماهلین مامان دلوین وماهلین ۴ سالگی
سلام مامانا بچه های شما هم به هیچ کاری هنری چیزی علاقه ندارن ؟؟من ماهلین به هیچ کاری نه نقاشی نه بازی کردن با بچه ها و نه اسباب بازی نه عروسک نه هیچی هیجی ها فقط به گوشی علاقه داره این مداد رد به زور دستش میگیره با یچه ها ارتباط نمیگیره تا قبل مریضیش که مهد میرفت می گفتن با هیچ بچه ای دوست نمیشه بدو برد نداره گوشه گیر و منزویه
اللن براش مداد رنگی و کتاب پیش دبستانیشوآوردم که تمریناشو انجام بده اصلا سخت نیست همش نقطه چین و رنگ آمیزیه اصلا دل نمیده ربطی هم به نزیض شدنش اینا نداره قبلشم همین بود خاله ی مهدشون می گفت دل نمیده و با بیحالی و بی حوصلگی نداد دست میگیره واسه تمرینات گفتاردرمانیشم همین جور به سختی باهاش کار می کردم رست آخر به گریه هاش ختم میشد🥴فقط گوشه نشینی و نلوزیون و گوشی رو دوست داره همین 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️مشاوره هم بردمش میگه اعتماددبه نفسش کمه براش جلسات رفتاردرمانی گذاشت دلی به نظر خودم ربطی به اعتماد به نفس نداره شما بچه هاتون چه جوری ان ؟؟؟
مامان حلما مامان حلما ۴ سالگی
پ ۱۲
دیگه اکثر بچه‌های دانشگاه عاشق این آقا شده بودن.....
ولی به هیچ کدومشون پا نمی‌داد حتی نگاهم نمی‌کرد.....
کلاً آدم سرسنگینی بود....
با بچه‌ها قرار گذاشتیم دوباره بریم بیرون.....
بازم بهنام باهامون اومد.....
از رفتارش مشخص بود که یکم حساسه نسبت به پوشش.....
یا مثلاً با پسرا که گرم می‌گرفتم و صحبت می‌کردیم یه جوری نگاه می‌کرد......
اون روز بیشتر از هفت هشت ساعت با هم بودیم.....
هرکس در مورد زندگی صحبت می‌کرد.....
بچه‌ها گفتن که سحر خیلی شانس داره و خیلی خواستگار داره....
اما اصلاً قصد ازدواج نداره و به هیچ پسری وقت نمی‌ذاره.....
یکی از بچه‌ها از اون طرف گفت ولی خدایی سحر رفتار و اخلاقش خیلی شبیه بهنامه....
تا اینو گفت هم من هم بهنام به همدیگه نگاه کردیم......
بهنام گفت من دست خودم نیست زیاد اهل دختر بازی نیستم.....
یعنی دروغ بگم که کلاً کسی تو زندگیم نبوده یا نیستا.....
اما رابطه‌هام کلاً کوتاه مدته....
نمی‌تونم زمان طولانی با یه دختر باشم......
یکی از بچه‌ها از اون طرف گفت پس تو چه جوری می‌خوای زن بگیری