مامانا میایین یکم درد و دل کنیم ؟
خیلی خستم
من با یه خانومی رفت آمد داشتم همسایمونه پسرش همسن پسرمه
چون بچش نمیتونست حرف بزنه تک و توک کلمه می‌گفت فقط گفتم گاهی اوقات با پسرم در ارتباط باشه تا حرف بزنن زبون بچش باز بشه میدیم مادرش خیلی نگران بود غصم میگرفت
حالا یه مدت که رفت و آمد کردیم بعد از یه مدت یکسری رفتار ها دیدم تو پسرم که قبلا نداشت اصلا
رفتار های زشت اون بچه رو یاد گرفته
مثل زبون در آوردن بعد پشتشو میکنه به من پشتشو تکون میده میخنده یه رفتار بد دیگه اینکه دهنشو کج میکنه حرف میزنه
من اون لحظه هایی که با همسایمون با هم بودیم متوجه نمی‌شدم واقعا چون سرگرم چایی خوردن یا حرف زدن می‌شدیم
الان بعد از یه مدت فهمیدم روابطمو قطع کردم
ولی اون کارای زشت رو نمیتونم از سر بچم بندازم
براش چند بار قصه گفتم توضیح دادم فایده نداره اونقدری
به نظرتون اگه کل روز رو همش مشغولش کنم مثلا صبحا میره مهد ظهرا میخوابه تایم شبش فقط خالیه شبا رو هم ببرم ورزشی یا کلاسی همش مشغول یه کاری باشه تا وقتشو با ادا در آوردن هدر نده هم خودشم یه چیزی یاد بگیره
این کار فایده داره رو ترک کارای بدش ؟ براش قصه هم میگم همش یکم کمتر شده البته ولی بازم گاهی جوگیر میشه این کارارو میکنه من حرص میخورم
خیلی حساسم تو رفتارای بچم
نظر شما چیه ؟ از تجربیاتتون بگین
چیکار کنم به نظرتون ؟😢😢

۹ پاسخ

مواظب باش اصلا با تنبیه پیش نری برای ترک این رفتارها .چون ممکنه تو مهد کودک بچه ای با چنین خصوصیاتی پیدا بشه و اینکارها رو انجام بده وبچه ها هم که درسن تقلید ویادگیری هستن .پس فقط با مهربونی وبی توجهی وجایزه وتشویق کردن میتونی این رفتارها رو کم کم به مرور زمان از بین ببری

سلام عزیزم .اصلا شما کل شبانه روز رو هم که بچت رو سرگرم کنی ولی توهمون یه ثانیه ای که سرگرم نیست ممکنه اون رفتارها رو انجام بده .بچه ها همیشه اون کارهایی رو بیشتر دوست دارن انجام بدن که بزرگترها بیشتر روشون حساسند بخصوص مادر که زمان زیادی رو با بچش سپری می‌کنه .پس بهترین راهکار اینه که ارتباطت رو با اون خانم به حداقل برسونی .ووقتی دیدی اون حرکات را انجام داد بی توجه باشی هیچگونه عکس العملی انجام ندید چون حساس میشه ومیخواد توجهتو جلب کنه چند بار بی توجهی باعث میشه که بفهمه اینکار مناسبی واسه جلب توجه تو و دیگران نیست .

چندباراینکاروکرد حساسیت نشون نده ازذهنش میره بیرون بچه هااگه حساسیت نشون بدی هی دوباره تکرارنیکنن

فایده نداره کلا رفت و آمد و مدرسه اینا رو تغییر میده..پسر دوستم آنقدر بل ادب بود الان کلاس دومه اون روز تو جمع میگه جرت میدما😂😂

وقتی اون رفتار انجام میده انگار نمیبینیش کمی هم اخم کن تا چند دقیقه بعدشم باهاش حرف نزن اما اگ رفتار مناسبی بعد اون کار کرد بهش توجه کن بغلش کن مهربون باش به مرور میفهمه اون رفتار برای جلب توجه استفاده نکنه

براش یه بازی فکری بخر تا سرگرم اون بشه

و اینکه گفتین اونموقع حواستون به بچه ها نبوده عزیزم خواهرانه میگم لحظه ای بیخیال بچتون نباشین تو هرسنی زیر نظر خودتون باشن همیشه

عزیزم به رفتارهاش بی تفاوت باش فقط همین پسر من از پسر بیشعور و نفهم جاریم چه فحشهایی یاد گرفته بود خدایا شوهر من بااین سن یدونه از اینا رو ازش نشنیدم اونوقت بچه پنج ساله ورد زبونش بود ما آنقدر دعواش کردیم یا جایزه دادیم آنقدر اعصابمون خورد بود الان خداروشکر با بی تفاوتی فراموش کرده

دقیقا پسر منم خیلی خیلی باادبه رفتار زشت نداش رفته مدرسه همچی یاد گرفته هرچی میگم فایده نداره خبلی حرص میخورم

سوال های مرتبط

مامان ارین مامان ارین ۵ سالگی
مامان محمدپارسا مامان محمدپارسا ۵ سالگی
مامان فاطمه مامان فاطمه ۵ سالگی
سلام هر کی حال داره جواب بده






چند شب پیش تولد پدرشوهرم بود کیک اضافه اومد مادر شوهرم داد اوردیم خونه من تقسیم کردم خودم و دخترم خوردیم سهم شوهرمم گذاشتیم دیر اومد اون شب نخورد فرداش دوباره دخترم گیر داد من کیک میخوام منم یه بار گفتم اون برای باباس ولی گفت حوصله ام سر رفته دوست دارم یه چیزی بخورم خوراکی چیزی نداشتم بدم بهش خلاصه خوردش شب شوهرم اومد دید کيک نذاشتیم براش خیلی ناراحت شد و خیلی هم غر زد دو روزه ام هست اشتیه ولی سر سنگینه
دوباره دیشب خوراکی خرید برای من و دخترم برای خودش هم کرانچی فلفلی خرید برای خودش دخترم اصلا چیزای تند دوست نداره خوراکی خودش تموم شد بعد شام گیر داد یه چیز بیار بخورم گفتم دیگه چیزی ندارم خوراکیت تموم شد رفت در کابینت خوراکی باباش آورد نشست خوردن شوهرمم بدش اومد غر زد به دخترم من هیچ دخالتی نکردم بینشون شوهرمم قهر کرد دخترم اومد کنارم منم چند تا دونه ازش خوردم که دیگه شوهرم انقد به من غر زد که تو برای من هیچ ازرش قائل نمیشی و....این حرفا منم گفتم به من چه ربطی داره چکارتون دارم خلاصه با قهر خوابید دیدتون نسبت به این قضیه چیه ؟
نظر بدین لطفا