واسه من تا فهمیدن باردار هستم انگار آتیش گرفتن انگار توقع داشتن بچه دار نشم
برادر شوهر و جاریم ک کلا خودشون اون راه زدن حتی منو چند بار دیدن ولی خودشون اون راه ک زدن هیچ تازه روشون میکردن اونور یه مشت خود درگیر روانی هستن
یه خواهر شوهرم تا ۸ ماهگی من خودشو میزد ب نفهمیدن چقدر میتونه یه آدم بد ذات باشه
از اول بارداری استراحت مطلقم فقط یکی از خواهر شوهرم چند بار حالمو پرسیدن بقیه ک هیچی منم هر اتفاق واسشون بیفته دیگ سراغشون نمیگیرم
یا هم اینکه ۹ ماه زنگ زدن حالت و بپرسن
بعد این روزا ک میدونن وقتش رسیده هی زنگ بزنن پیام بدن چیشد نزاییدی
خسته شدم از دستشون 🥺🥺🥺🥺🥺
دعا کن ب سلامتی زایمان کنم
خانواده ی شوهر منم یه تبریک نگفتن باردار شدم منم به شوهرم گفتم زاییدنی راه نمیدم بیان😐
هعی خواهر خانواده شوهر که هیچ من خانواده خودمم غیبشون زد استراحت مطلق بودم بعضی روزها دلم میخواست فقط یه نفر باشه یه لیوان آب دستم بده
مادرمم هر وقت بهش زنگ میزدم میگفت فردا میام
گاهی میگم انقدر دوستم نداشت که خدا رو شکر سر زایمانمم نبود اونم چه زایمانی دوبار ایست قلبی کردم
بعد هشت روز امد دو روز موند اونم چه موندنی کمکی نمیکرد بعدم رفت همش هم شاکیه تو چرا اینقدر توقعت بالاست
میتونی قبولشون نکنی
منم خانواده شوهرم سراغم نگرفتن بارداری خیلی سختی داشتم
الانم ای یو جی آر شده و آب دورش کم شده فردا سز اورژانسی میشم
از هیچ کس توقع نداشته باشن. هیچ کس. اینجوری خودت راحت تری. همین که اومدن دستشون درد نکنه.
کدوم بی فکری می خواد اینکارو بکنه؟به نظرم اینجور آدما عقل ندارن فقط برای زجر دادن مادر بچه میان
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.