۴ پاسخ

من همینطوری ام حتی مادرشوهرم چون کنارش زندگی میکنیم میاد خونه ما و هی میخواد بچه رو بغل کنه اما از بس دخالت کرده تو زندیگه ما و الانم تا بچم گریه میکنه همش میخواد بیاد بغلش کنه بهش میگم که نه
چون اوایل تا گریه میکرد میومد میگفت نه نه بدش من بدش من تا آرومش کنم منم از اون به بعد دیگه اجازه همچین کاری ندادم بهش چون یه مادرم و احساس خوبی بهم دست نمیده

حق داری چون منم همیطورم و مقصر رفتار اوناست

حق داری
منم گاهی اطرافیان پسرمو بغل میکنن گریش ک درمیاد هم اصرار دارن ک ما میتونیم ارومش کنیم و نمیخاد از بغلمون بگیریش

خدا صبر بده به هممون

سوال های مرتبط

مامان دلوین مامان دلوین ۷ ماهگی
دخترم وقتی میخواد بخوابه انگار دارن کتکش میزنن
فرقی نمیکنه روز باشه شب باشه بیرون باشم خونه باشم
از همون اول همینجوری بود وقتی نمیخدابید میگفتن بچه با شیر خودت سیر نمیشه شیر خشک بده الان ماشالله اندازه ی من میخوره بعدش دوتا بادگلو ام میزنه میخنده و بازی میکنه ولی وقت خوابش گریه هایی میکنه که قشنگ شقیقه های ه کس تو خونه مون باشه از شدت صدای بچه ی ما درد میکنه از این بانوج های زمینی داشت تو اونا نمیخوابید همونو بستیم به دیوار تو تاپیک های قبلی هست عکسش رو پا میزاریمش انقد اشک میریزه که نمیخوابه دیگه رسما از حال میره بچه
بعد مدیر ساختمون واحد کنارمون چند بار شده میخواد مثلا تذکر دوستانه بده هی میگه به دکترش گفتین انقدر در برابر خواب مقاومت میکنه یا نمیشه ساعت خوابش یکمی زودتر باشه یا میگه تو روز خیلی نمیخوابونیندش وگرنه باید بچه حداقل ۸ ساعت و بخوابه دیگههه یا میگه دیشب تا وقتی دلوین جون خوابش ببره ماهم خوابمون نبرد منم هیچی نمیگم فقط میگم بخدا خودمم خسته ام بعد روز سختی که دارم از صبح ماشالله بیدار میشه تمام وقتم و میگیره همون چرتی ام که تو روز میزنه من باز دارم یه کاری میکنم استراحت ندارم اصلا شب خودمم میخوام زودتر بخوابم نمیخوابه چیکار کنم
دارم از خستگی و بی خوابی میمیرم رو پامه تا وقتی نزارمش میخوابه وقتی بزارمش بیدار که میشه هیچی بخاطر اینکه خوابش تکمیل نشده باز گریه گریه گریه شما بگین چه خاکی تو سرم بریزم خدایا تورو به این الله و اکبر اذان رحمت بیاد به من خسته شدم خیلی خسته ام