۳ پاسخ

جانا یه کاره اشتباه داره میکنه فقط من صداش میکنم جانااا سریع دست میکشه و میره کنار یا میاد روپام کسی بهش چیزی میده به من نگاه میکنه بگم بگیر مامان میگیره هیچیم نگم کلا نگاه هم به اون شی نمیکنه

منم وضعیتم همینه و خیلی ناراحت میشم

عزیزم چە کتابی میتونی معرفی کنی؟

سوال های مرتبط

مامان رادوین مامان رادوین ۱ سالگی
دوستان شبتون خوش یک چیزی خیلی اذیتم می‌کنه میپرسم ممنون میشم اگه شرایط مشابه دارین بگین می‌خوام بدونم من خیلی حساس شدم و اذیت میشم یا اینکه تو روند رشد بچه ها طبیعی ...!
قضیه از این قرار که من به شدت روی استقلال پسرم تاکیید دارم چون خودم مستقلم کاملا دوست دارم از پس خودش برمیاد یعنی خواب تنها و مستقل داره و روتینش کاملا اوکی تا قبل این که پدرشوهرمو ببینه اون دائم بغلش میکنه و هرکار بد و خوبی هم اجازه میده انجام بده و من که میگم نکنین به جای این که بگه اون کار بد میگه مامانت میگه اینکارو نکن واقعا حرصم درمیاد آنقدر دائم بغلش می‌کنه که پسرم تازه راه افتاده و شوهرم دیسک کمر داره بعد دائم باید تو خونه بغل خودم باشه چون پدر شوهر زبون نفهمم هی بغلش می‌کنه و تو جمع ها من دوست دارم رادوین با بقیه بچه ها بازی کنه و وقت بگذرونه این آقا آنقدر میاد دور و برش اصلا نمی‌ذاره با جمعیت اوکی بشه بنابراین وقتی اونا هستن نمیشه که این بچه اجتماعی باشه چون در کون همون هی گریه می‌کنه و صداش می‌کنه دیگه واقعا بریدم هر چی می‌خوام کمتر رفت و آمد کنم باز چون فامیلیم متاسفانه نمیشه و کلا اینجوری بگم ریدن تو تربیت من و من واقعا نمی‌دونم چه کنم چون صدبار گفتم اما انگار به دیوار گفتم ...! واقعا نگران بزرگسالیش هستم که اجتماعی نشه که مستقل نشه و خیلی چیزای دیگه که من روش حساسم
مامان 💕دلوین💕 مامان 💕دلوین💕 ۲ سالگی
دخترم عاشق باباشه شوهرم هم عاشق دخترم و به شدت روش حساسه از وقتی از سر کار میاد از سر و کول هم بالا میرن تا نصف شب..از قب تا شب بچم گوشی من بدبخت دستشه شوهرم هم یه نکن بچه بهش نمیگه میگه بچس کوچیکه نمیفهمه اشتباهه این کار میگم خب ما باید بگیم که بفهمه ولی خودش شوهرم قشنگ میشینه دل سیر با ایکس باکس و گوشی بازی میکنه من یه دور گوشی رفتن تو دلم مونده...حالا اینا کاری ندارم من خب بعضی وقتا داد میزنم میگم نکن اشتباهه بچم انگار از من بدش میاد اصلاااا نمیاد پیشم وقتی باباش میبینه همش میره سمت اون اینقدر بهش بوس میده بغلش‌میکنه ولی به من فقط میزنه دخترم با بند پستونک محکم میزنه بهم انگار کمربند دستشه اینقدر درد میکنه و کبود میشم یکی ندونه فکر میکنه شوهرم بهم زده یا شبا موقع خواب اینقدر رو سینم و سرم پا میزاره فشار میده هرچی میگم نکن این کار اشتباهه میخنده فکر میکنه من دارم باهاش شوخی میکنم😑امشب اینقدر با بند پستونک بهم زد و درد کرد که نشستم کلی گریه کردم یعنی اینفدر از من متنفره؟من که کل جوونیم پای این بچه کذاشتم دکتر منع حاملگی بودم از خودم گذشتم تا این بچه به اینجا برسه یکم پول داشته باشم براش لباس یا اسباب بازی میخرم 😭😭😭
مامان شاهان مامان شاهان ۱ سالگی
اخه چراااا این پسر اینقدر با محبته میمیرم براش نمیدونم چرا ولی راذمان برام یه چیز دیگه اس من دوتا پسر دارم هردوشونم دوست دارم خیلی هردوشون هم جیگر گوشه هامن هرکی میبینه میگه شاهان خیلی دوست داری بیشتر از رادمان؟ چون میبینن که من به بچه کوچیک اهمیت میدم این فکر میکنن اما برعکس درسته شاهان خیلی میخوام و هرکدوم رو یجوری دوست دارم اما راجب رادمان نمیتونم واقع مقایسه کنم این بچه تو این 8 سال زندگی غمخوارم بود تو شادیام خندید تو ناراحتیام اشکام پاک کرد همیشه حمایتم میکنه پیش همه و همچتین پدرش اگه مثلا شوهرم قربپن صدقه اش بره میگه بابا پس مامان چی؟ اول اون اگه شوهرم داد بزنه پسرم میگه مادرمه سرش داد نزن حتی ب شوخی و من حس میکنم گاهی خیلی بهش ظلم میکنم الکی گیر میدم اونم از سر خستگی و لجباری خودش من از کوره در میرم و احساس گناه میکنم اماااا این بچه بازم حامی منه و نگرانمه همیشه یه اخ بگم اونم دردش میگیره الهی دردش بجونم خیلی با محبته همش میگم فکر نکنم شاهان اصلا نمیتونم چجوری بگم یا بیان کنم که حسم به رادمان چجوریه از چشاش مهربونی میباره بچه ام شاهان هم ایشالا بزرگتر بشه مثل داداشش بشه اما باز میگم رادمان مادر غمخوارم رفیقم کسی که همیشه پای دردو دلام مینشست از بچگی چیزی نمیفهمید اما من براش تعریف میکردم و اون گوش میداد شاید چون همیشه عصبی هستم دیگران فکر کنن من پسر بزرگمو دوست ندارم اما واقعا اینطور نیس حس بین من و اون قوی تر از این حرفاست هم خودش و هم من بهتر میدونیم