۴ پاسخ

پسرای منم ویروس رو گرفتن با اینکه پسر کوچولوم کنارم می‌خوابید من نگرفتم 🥰🥰🥰💞

به پسرت شربت عسل بده بخوره

پیاز بزار دورتادور خانه کنار تخت خواب وپیاز دود کن
خودت تند تند مایعات فراوان بخور اگه دستگاه بخور داری روشن کن داخلش گلاب بریز عالیه
خودت هرشب آب نمک قرقره کن که ویروس رو نگیری خیلی حساس نشو عزیزم

پیاز بنداز داخل سرکه دور تا دور همسر و پسرت بزار (دور خونه
اگ شلغم گیر اوردی ک دیگ نیست بخورو بخورشو بده
لیمو شیرین بخور
اب جوش عسل ابلیمو بخور اگ دیابت داری عسلشو کمتر بریز
شوید بزار روگاز شعله را کم کن ک بخور و بوش تو خونه بپیچه

سوال های مرتبط

مامان آراد مامان آراد روزهای ابتدایی تولد
پارت سوم تجربه سزارین✍️✍️✍️✍️
خلاصه منم می‌دیم دردام داره بیشتر بیشتر میشه از بیست دقیقه ب رب دقیقه می‌رسید ترس عم کل وجودم برداشته بود ک پام یخ میشد ..دیگ دیدم ساعت ۵ بعد ظهر دل کمرم زود ب زود میگیره ول می‌کنه ب شوهرم گفتم دست نگه دار ب دکتر پول نده ک من دردام بیشتر شد ب صب ساعت ۸ نمی‌رسم دکتر عمل کنه ...شوهرم گفت ی لحظه واستا با دکتر صبحت کنم ببینم امشب عمل میکنع بعدم برم بیمارستان اونجام یکی ببینم ک همین امشب عمل کنه ..هی ساعت نگاه میکردم هم دردام بیشتر میشود ک از ترس ک بیشتر نشه رو مبل تکون نمی‌خورم .شوهرم زنگ زد گفت من با بیمارستان صبحت کردم با هزار بدبختی ک امشب عملت کن دکتر هم تا ساعت ۹ شب مریضاشو ببینه میاد ساعت ۱۰ عمل کنه ساعت نگاه کردم دیدم ساعت ۷ نیم گفتم یا خدا خودت کمکم کن از این بیشتر دردام نشع تا ساعت ۹ اینا طاقت بیارم ساعت هم دیر می‌گذشت ..ساعت ۸ نیم اینا بود ک شوهرم آمد ک میرم پیش دکتر نامه بگیرم ..از این ورم با خودم میگفتم این همه پول دادیم ب دکتر ب عمل هم نرسم از این ورم درد داشتم دعا دعا میکردم زایمان طبیعی نکنم دیگ ساعت ۸ نیم ک دردام بیشتر شود منم با شوهرم رفتم ک دکتر منو ببینه سریع نامه بده دردام هر ۵ دقیقه سوده بود بچه ام پایین آمده بود نمتونستم راه برم دیگ نامه گرفتیم رفتیم بیمارستانا اونجا هم ماما می‌گفت دلیل سزازینت چی مونده بودم چی بگم گفنم خونریزی شدید دارم جفتم جلو ک گفت لباستو بدع پایین نگاه کنم ک دید خشک شورتم دیگ با پارتی ریس بیمارستان آشنا بود نامه گرفتیم رفتیم زایشگاه منم آشنای نداشتم عجیب بود برام زایشگاه....