سوال های مرتبط

مامان آرمان مامان آرمان ۳ ماهگی
مامان mehrsam🩵 مامان mehrsam🩵 روزهای ابتدایی تولد
پارت ۲

خلاصه جهت اطمینان بساطمو بستم شانس آوردم دیشب هم شیوه شده بودم هم ساکو بستم🤣🤣 چیزی‌ک می‌ترسیدم ازش خداروشکر سرم نیومد

ساعتای ۳رسیدم بیمارستان نوار قلب اینا گرفتن گفت همه چیت خوبه ولی میترسم باز بالا بیاری حرکت بچه کم شده زایمانت میکنم. خلاصه بیمارستان امام رضا بندرعباس تشکیل پرونده دادم سزارین اختیاری هم بودم نرخ بیمارستان ی‌چیزی با دستمزد دکتر ی چیزی هولوهوش ۵۰دقیق رو نمی‌دونم گفتم که باز مجدد نپرسید

استرس هم نداشتم سوند هم بدون بی حسی گذاشتن برام اصلا درد نداشت عادی شد کلن برام
سه و نیم رفتم اتاق عمل بی حس شدم پمپ درد هم نگرفتم چون. قابل تحمل بود انقد مسکن برام زده بودم ک اصلا اذیت نشدم فقط ماساژ شکمی. کمی آزار دهنده بودم اونم فقط همون موقع بعدش اصلا ‌حتی با اینکه بی حس بودم حس میکردم درد رو ولی وقتی ماساژ تموم میشد درد هم قطع میشد خیلی هوامو داشتن بیمارستان کادر درمان عالی بود اصلا پشیمون نیستم نوش جونشون
دکترمم فاطمه اسمعیلیون بود تا لحظه آخر واقعا تنهام نزاشت کنارم بود ب همه سپرده بود بیمار من نباید اذیت شه .....
ساعت ۴ از اتاق عمل اومدم بیرون و وارد ریکاوری شدم تا ۶٫۳۰ریکاوری بودم تقریبا سبار ماساژ شکمی گرفتم ‌
ادامه دارد
مامان آوین مامان آوین ۲ ماهگی
سلام اومدم تجربه مو در مورد زایمان بگم
من تا ۳۴ هفته تصمیمم زایمان طبیعی بود و باهاش کنار اومده بودم ولی طی یه اتفاقاتی که یه دکتر بی عقل منو ترسوند و چن باری که رفته بودم زایشگاه اخلاق و رفتار پزشک و پرسنل رو دیدم و اینکه این اواخر بارداری من هر کی زایمان طبیعی کرده بود یه بلایی سر خودش یا بچش اومده بود من یهو تصمیم گرفتم سزارین کنم و ۳۵ هفته رفتم دکتر گرفتم سزارین اختیاری انجام دادم خلاصه دکترم خیلی عالی بود بیمارستان شهرمون کلن زیاد جالب نیست ولی قابل تحمله و اینکه تجربه از عمل من سوند خیلی اذیتم کرد یعنی اونقد که سوند منو اذیت کرد درد بعد از عمل اذیت نکرد با اینکه وزنم زیاده بعد عمل وقتی بلند شدم دردش خیلی قابل تحمل بود حتی وقتی بلند شدم راه رفتم نصف دردم رفت هر بار که بلند میشدم راه میرفتم خیلی حالم بهتر میشد خلاصه به نظر خودم سزارین برام خیلی خوب بود امیدوارم بهتر بشم که پشیمون نشم چون اطرافیانم و خانوادم همه میگفتن سزارین نکن من گوش ندادم بیشترم بخاطر اینکه بعد از هشت سال انتظار بچه دار شدم و نمیخاستم برای بچم مشکلی پیش بیاد و خداروشکر تا اینجا هر دوتامون خوبیم
ببخشید طولانی شد
مامان هدیه زهرا مامان هدیه زهرا ۶ ماهگی
#تجربه_سزارین
پارت دوم
تو اتاق عمل اول متخصص بیهوشی خیلی مهربون بهم مشورت داد که وقتی میترسم، بی حسی خوب نیس و باید بیهوش شم. چون وقتی وارد اتاق عمل شدم، خیلی ترس داشتم و اینو همه شون متوجه شدن . یکم باهام حرف زدن تا ارومم کنن. و تصمیم گرفتن که بخاطر ترسم، بیهوشم کنن. و اینکه از عوارض بی حسی بهم گفتن که بعداز اینکه بی حسی تموم میشه، سردرد های شدید دارن .
دستگاه تنفس بهم وصل کردن و همونجا دیگه تو یه لحظه بیهوش شدم.
بیدار که شدم، ساعت ۲ و نیم بود.
دیدم تو اتاق ریکاوری ام و پرستار بهم شیاف میزنه تا درد نداشته باشم.
آرامبخش و شیاف خیلی خوب بود . باعث شد وقتی که به هوش اومدم، اصلا دردی نداشته باشم. واقعا خوب بود . اصلا نیازی به پمپ درد نداشتم. همه کسانیکه با ما سزارین کرده بودن هم همینطور بودن، هیچکدوم پمپ درد نداشتن . و همه مون با شیاف و سرم و آمپول ، آروم بودیم و هیچ دردی نداشتیم‌ . و بخاطر اینکه بیهوش هم شده بودم، هیچ عوارضی نداشتم و حالم اوکی بود.
تو این زمینه ی بعد از عمل، بیمارستان و عواملش خیلی مهمه. من که واقعا رااضی بودم. رسیدگی شون عالی بود.