۶ پاسخ

😢دقیقااا کودکی لعنتی من.

من هنوزم اینجوریم❤️‍🩹
اینکه میبینم اصلا واسه طرف مقابل مهم نیس حال و روزم بیشتر دلم‌میشکنه💔

چقد من بود...🥲

من تو نوجوونی اینجوری بودم دچار افسردگی بودم ساعت ها گریه میکردم پیش مامان بابام هیچکدوم سمتم نمیومدن الانم وضعیت بدترش همسرم ک کلا اگه بمیرمم عین خیالش نیست . ولی من دخترمو خیلی بغل میکنم در روز و خیلیم وابستم شده اینکه خوشحال میشه از بغل کردنم حال خودمم خوب میشه

همش از اون تربیت مسخره قدیمی میاد که ولش کن بزار گریه کنه شوهر منم بعضی وقتا میگه و منم به شدت عصبی می‌کنه ولی من اصلا طاقت ندارم میرم بغلش میکنم

کاش وقتی پست میزارید وبعضیا احساساتی میشن وپیام میزارنو حداقل جواب بدین خیلی حس بدیه بکی بادلی پراز غم میادحسشومیزاره و کسی نیس یه همدردی کوتاه بکنه

سوال های مرتبط

مامان 🩷twin🩵 مامان 🩷twin🩵 ۱۵ ماهگی
#پارت ۱۱_زایمان زودرس
#زایمان ۲۸هفته ای
#فرزند_پروری
میلرزیدم و اشک میریختم التماسشون میکردم عملم نکنن و کادر اتاق عمل چون از ساعت خوابشون زده بودن خیلی حوصله نداشتند و خیلی خوش رفتار نبودند و من فقط منتظر یه حامی یه جمله یه حرف بودم که منو امیدوار به بودن بچهام کنارم بکنه❤️‍🩹

میخواستن اسپاینالم بکنن و نمیزاشتم گریه میکردم توروخدا بزارین حداقل همسرم رو ببینم اون نیستش رفته بود پایین و داشت تلفنی با جدش آقا امام رضا صحبت میکرد😔 اومد بالا و با صدای لرزون از پشت در اتاق عمل گفت من پشت درم بزار کارشونو بکنن و من گریه میکردم بزور چندنفری نگهم داشتن اتاق عمل پر شده بود همه استرس داشتن لحظات پراسترسی بود معلوم نبود چی میخواست بشه💔
بالاخره اسپاینال شدم و دستامو بستن پارچه سبز رو کشیدن جلوم و برای تمومی چشم انتظارها دعا کردم برای همه خانوم های باردار که سر وقت زایمان کنند و از اخر برای بچهای بی گناه خودم🥲 برش رو زدند و متوجه صداها بودم پرستارها پچ پچ میکردند و سریع صدا میکردند اینو بیار اونو بیار دستگاهارو اوردین؟ پتو ها چی دستگاه اکسیژن و....
یکی از بچهارو بالاخره بیرون کشیدن بله پسرنازم با صدای گریه های قشنگش صدای معجزه وارش که هیچکس باور نمیکرد بچه۲۸هفته ای قدرت گریه داشته باشه پا به دنیا گذاشت🧿 سریع تمیزش کردن و بدون اینکه من ببینم بردنش داخل انکیباتور و به اکسیژن وصلش کردند اخه پسرکوچولوی عجولم خیلی زود بدنیا اومدو هنوز نمیتونست خودش تنفس بکنه🥹
خلاصه کارای پسرکوچولو توی ۴دقیقه انجام شد و دختر قشنگمم دراوردن اما بدون هیچ صدایی❤️‍🩹
و دیدنشون توی اتاق عمل مثل بقیه مامانا حسرت شد به دل من...
مامان آقا
هیرمان مامان آقا هیرمان ۱۶ ماهگی
یه توصیه برا مامانایی که بچشون تازه بدنیا اومده یا کوچیکه هنوز تا وقتی خودش بهتون نیاز نداره نرید کنارش نازش ندید باهاش صحبت نکنید بزارید آروم بمونه تو خودش باشه خودش بازی کنه من چون تنها بودم و پسرم رو خیلی دوست داشتم نمی‌خواستم یلحظه هم تنهاش بزارم حتی ساکت بود من میزاشتمش رو پام قربون صدقه اش میرفتم و الان انتظار دارم بچه خود به خود یاد بگیره که دیگه نمیتونم کل روز با اون باشم قربون صدقه اش برم و کار نکنم کلا با اون باشم من این مسیر رو با یک باور که بچم خجالتی نشه بچه ساکتی نباشه اشتباه رفتم و الان یکسالو نمیشه هرروز بهم چسبیده تقریبا هیچ بازی به تنهایی نمیکنه و من همش باید کنارش باشم یه آشپزی برا خودش رو با عذاب انجام میدم چون همش گریه که من برم پیش اون با اون باشم کاش من میدونستم که نباید انقدر بهش بچسبم که الان اون بهم چسبیده آرزومه بچم یکم با اسباب بازی هاش سرگرم شه بازی کنه فک میکردم کار من درسته الان بهش رسیدم که باید ولش میکردم برا خودش صدا دربیاره و دست و پا بندازه و ..... کاش من هم یه پیام اینجوری می‌دیدم...