۱۸ پاسخ

آدم نمیدونه چی در انتظارشه

یادمه من از کلاس چهارم ابتدایی همش می‌ترسیدم مادرم بمیره
آخه همیشه مریض بود
موند و برادر جوونم از دنیا رفت،داغ اولم بود
دنیا نشده و تار شد
ولی بازم همیشه شاکر بودم،
همش حواسم بود که خدای نکرده کفر نگم.

دوسال بعدش بابام رفت
داغش سنگین بود
ولی اندازه داغ اول منو نسوزوند

حالا داداشم میگه ما عادت کردیم به رسم دنیا،دیگه از دست دادن برامون عادت شده

الان دیگه یقین کردم که مسافرم
مثل قبل جوش نداشته هامو نمی‌خورم

چکنیم دیگه....
روزگار بهتر از معلم به ما درس زندگی کردن می‌دهد

منم از پیر شدنشون دلم‌گرفت فکر نبود مادرم وپدرم دیونم میکنه.بچم بدجور وابستس بهشون

اخ نگو ک دلم خونه
پدر مادرم سنی ندارن ولی ب شدت افتاده و داغون شدن
منم هروقت میبینمشون جیگرم اتیش میگیره همیشخ میگم منو زودتر بمیرم خداتگهشون داره برام
اشکام سرازیر شد

نگو که جیگرم کباب شد

خدا سایه شو از سرتون کم نکنه
ان شاءالله خدا بهشون سلامتی بده

سلام منم بچه اخرم و همه دکتر و دواو درمان مامان بابام با من بود خدا سایه پدرمادرت رو برات حفظ کنه حتی تو پیری بودنشون دل گرمیه من متاسفانه در عرض چهار ماه هر دوشون رو از دست دادم😔

آره واقعا پیر شدنشون دل آدمو به درد میاره

ای خدا🥺🥺
منم بچه آخرم و مدام درد و مریضی پدر مادرم میبینم
دلم گرفت از تاپیکت😭😭😭

عزیزم خدا به سلامت حفظ کنه برات
دعا کن عاقبتشون بخیر باشه
چاره چیه رسم زندگیه
ولی بد رسمیه متاسفانه
فکرازدست دادنشون دیوانه کنندست
سایشون مستدام

منم بچه ی آخرم همیشه غصه میخورم تو ۲۳سالگی پدرمو ازدست دادم و دائم کابوس میبینم مادرم نیست خیلی سخته.....😭

واقعا بزرگترین درد پیر شدن پدر ومادر😔😔😔

الهی عزیزم. سخته. منم بچه اولم تک دخترم هستم واقعا سخته. که اینجا کسی رو نداریم. الهی تن شون سالم باشه

الهی عزیزم منم پدرم چندساله مریض ذره ذره داره آب میشه از وقتی هم پسر من فوت کرد حالش بدتر شده و دیگه خوب نشد دور از جون دور از جون تا مرز مرگ رفته و برگشته من بدترین حال دنیا را بدترین وقتی گوشیم زنگ میخوره دلم میلرزه میگم نکنه می‌خوان بگن دور از جون بابا مرده ازتون خواهش میکنم برا بابام دل من دعا کنید

پدر مادر شوهرم از مال من بدتر وابسته صددرصد مادرش که فوت کرد پدرش چند ساله افتاده تو جا. یه زن بابای دیوانه داره که تا شوهرمو نکشه دست برنمیداره 😓😓😪😪

واقعا درست میگی 🥺 ،،، برا ما که مثلا جوونن قدرشونو نمیدونیم البته بابای منم از جوانی دیابت داره اونم شدید ،، فشار خون داره ،، مامانمم قرص اعصاب میخوره ولی بازم هزار بار شکر برا وجودشون خدا همه ی پدر و مادرا رو حفظ کنه 🤲🥺

خداحفظشون کنه برات عزیزم بله واقعا سخته اینم گذر این دنیاست باید قبولشون کنیم 😔

نبودن مادرم داغونم کرد

واقعا همینه خیلی سخته من الان یه چن وقتی درگیرشم حقیقتا درمونده شدم. خودمم تک فرزندم تک و تنهام. ولی سایه مادرم بالاسرم باشه نوکریشو میکنم

سوال های مرتبط

مامان پارسا مامان پارسا ۵ سالگی
چقدر سخته مادر بودن يه زماني با يه عطسه پسرم الشار اشكم حاري ميشد چن وقتيه قلبم داره ميترمه يه دره اشكم از چشمم نيومده امروز ديگه عحيب قلبم داره منفجر ميشه اما اصلا نميتونم گريه كنم نميدونم از گريه خسته شدم يا سنگ شدم ولي مطمئنا عاقل نشدم و قلبم داره ا حا كنده ميشه
امروز چشمتي پسرمو برديم عمل مردن و بچه ام از صبح داره از درد به خودش ميپيچيه و التماس ميكنه
وقتي هم خس كنه من ناراختم باهم ن حالت چشماي بسته شده با كريه ميگه مامان من بهت قول ميدم ميگه چه قولي ميگه قول ميدم خوب بشم تو ناراحت نشي من بميرم براي اين قلب كوچكش خدا نميدونم شكر كنم با كلايه ات كنم تا مي ميخاي من مادرو با صبر امتحان كني نميدونم اسمش امتحانه يا عذابه هرچي هست هر خامي ميخاي سر خودم بريز بذار بچه ام توو اين دنيا حداقل يه زندگي راحت داشته باشه😞😞
طفلكم از درد به بغلم پناه مياره و من خاك بر سر كاري از دستم برنمياد فقط يبار گفت مامان چرا منو بردي دادي به اون دكتر چشممو معاينه كنه😞😞
مامان آسنا و آرتین مامان آسنا و آرتین ۵ سالگی
دلم خیلی گرفته. مدتهاست که من از ته دل نمیخندم. من یه دختر خیلی شوخ و شیطون وتقریبا بی غم بودم. اما من الان با منه 5 سال پیشم خیلی فرق داره. روز به روز که دخترم بزرگتر میشه من بیشتر نامید و ناراحت میشم. دیگه به این نتیجه میرسم قرار نیس دیگه دخترم خوب بشه. الان پنج سالشه اما ارتباطش خیلی ضعیفه گفتارش هنوز ضعیفه. هنوزم من بهش یادآوری نکنم خودشو خیس میکنه. خلاصه که مشکلاتش انقد زیاده که قابل بیان نیس هر ماه حدود 20 تومن خرج درمانشه. فقط به امید اینکه دخترم خوب بشه. کاردرمانی
ذهنی. کاردرمانی جسمی. گفتار درمانی. هر روز به جز جمعه این کلاسارو می‌بریم. امپولای سیتی کولین که هر روز یکی داره. آمپول سربرولایزین که هر فته یکی داره البته این ماه دکتر براش ننوشت بهش استراحت داد و خیلی از داروهای دیگه که نگم براتون چه قیمتایی بالایی دارن اما اصلا جنبه ی مالیش مهم نیس من فقط میخوام دخترم بهتر بشه اما اونجوری که باید نیس قلبم براش تیکه تیکست. و قتی فک میکنم سال دیگه دختر من نمیتونه با این شرایط مدرسه بره نفسم بالا نمیاد. آخ خدایا من با چه امتحان سختی آزمایش کردی من که این امتحان سربلند نمیشم. منی که هیچ دردی نداشتم بزرگترین درد نصیبم شد. بمیرم برا مادرای جیگر سوخته خدا به دلشون صبر قوت بده اما خدا منو بکشه که گاهی فک میکنم درد این که بچت، مریض باشه اونم ذهنی. خیلی بدتر از در ازدست دادنشون. همش خودمو به بیخیالی میزنم که یادم بره دخترم مشکل داره اما هر چند وقت یه بار اینجوری غصش همه ی وجودمو میگیره. فقط خدا میدونه چه دردی تو دل منه حس میکنم کسی نمیتونه درک کنه که ایکاش هیچ وقت هیچ مادری درکی از این درد نداشته باشه چون بد دردیه.