پارت‌دوم تجربه زایمان
خب روند‌زایمان و که مث همه بود‌تو پارت قبلی‌گفتم
الان یه سری توصیه میکنم که‌اگه‌میخواین سزارین بشین به دردتون میخوره
اولین برای کار کردن شکم بعد از عمل
اگه شکمتون کار نکنه مرخص نمیشین، از دو شب قبل عمل چهار تا انجیر خشک و با اب بزارین تو شیشه باشه و شب قبل عمل نزدیکای ساعتی که باید بعدش ناشتا باشین اون ابو بخورین ، اگه‌دو تا شیشه باشه که خب بهتره ، باز بعد از عملم همینو بخورین شکمتون سریع کار‌میکنه.
برای بیمارستان من پمپ درد گرفتم که خب خوب بود ولی درد و کامل از بین نمیبرد که طبیعیم هست بعدش که اومدم خونه هر ۶ ساعت شیاف دیکلوفناک گزاشتم که خیلییییییی تاثیرش روی راه رفتن و دردم بهتر بود از پمپ درد .. بنابراین برای بیمارستان به نظر من با شیاف زودتر سرپا میشین تا پمپ درد.
از وقتی گفتن میتونین خوراکی بخورین . اول چند تا چایی نبات کمرنگ بخورین بعدشم اب اناناس طبیعی یا اب کمپوت اناناس با اب کمپوت گلابی حتما هر نیم ساعت یک لیوان و بخورین توی آغوز خیلی تاثیر داره.
مورد بعدی همراهاتون هستن من وقتی که از اتاق عمل اومدم و تکون نمیتونستم بخورم بخاطر عوارض بی حسی و پسرمو اوردن پیشم مامانم و زنداداشم اومدن و بچه رو روی سینم‌نگهداشتن و سینه رو دادن دهنش ، و تا وقتی بلند بشم چند با اینکارو کردن و پسرم شیر خورد ، به این ترتیب دیگه هم شیرم سریع تر اومد هم سینه رو گرفت کامل. پس تلاش همراها هم خیلی مهمه .

۲ پاسخ

ممنون از راهنمایی هاتون

در کل راضی بودین از سزارین؟

سوال های مرتبط

مامان نیلماه و ایلماه مامان نیلماه و ایلماه ۱۰ ماهگی
تجربه #سزارین #پارت یک
من ۳۳هفته از پزشک نامه سزارین و گرفتم برای ۱۰ابان نوبت داد
۱۰ابان ساعت ۱۰صبح رفتم بیمارستان نبی اکرم
تا ساعت ۱۱:۳۰بستری شدم
از ساعت ۱۱
۱۰ابان دیگه هیچی نخوردم
ساعت ۱۷دکتر اومد
تا ساعت ۱۸رفتم اتاق عمل
تا ۱۸:۳۵دقیقه خدا دخترمو بهم هدیه داد
دخترم بدنیا اومد
خانوما آمپول بی حسی مثل تزریق آمپول عضلانیه هیچ دردی نداره
فقط فقط از لحظه ای که آمپول و بی حسی تزریق می‌کنه تا ۸ساعت بعد به هیچ عنوان سرتون و تکون ندین مثل من که سه روز از سردرد مردم و زنده شدم
بعد از اینکه شکمم و بخیه زدن یک ساعت و نیم تو ریکاوری بودم
بعد اوردنم بخش
بیست چهار ساعت بعد عمل مرخص شدم
اولین قدم سخت ترین قدمه واقعا خیلی درد داره و عذاب اوره
پمپ درد حتما بگین تو اتاق عمل واستون آماده کنن خیلی بدرد میخوره و مفیده شیاف داشته باشین
حتما وقتی گفت مایعات بخورین کمپوت گلابی بخورین و چایی نبات و دارچین و زنجبیل
و آب سوپ
آینم بگم ۳۵پول بیمارستان
۵۰دستمزد دکتر
سوالی بود در خدمتم
مامان مهراد‌کوچولو مامان مهراد‌کوچولو ۴ ماهگی
تجربه زایمان سزارین
پارت چهار
تو‌ریکاوری بعد ده دقیقه بچه رو آوردن گذاشتن روی سینه هام و آموزش شیر دادن و توضیح دادن و از هر سینه نگه داشتن به ربع شیر بخوره بعدش گذاشتن تو جاش تا بریم تو بخش اول من و بردن بعد بچه رو آوردن پمپ درد هم گرفته بودم ، پاهام هنوز سر بود .
دو ساعت نذاشتن سرم و تکون بدن و تخت و بالا پایین کنم بعد ۴ ساعت بهم چای عسل و آب کمپوت بهم دادن خوردم ، تقریبا ۸ ساعت بعد عمل هم اومدن سوند رو برداشتن که درد و حس بدی نداشت تا بعدش راه برم
بلند شدن و نشستن از تخت سخت ترین قسمته کلی کمپوت و نسکافه خوردم که فشارم نیافته ، درد تموم وجودم و میگرفت وقتی میخواستم از تخت بالا پایین برم راه رفتن سخت ترین کار بود کل صورتم عرق می‌کرد انگاری که دو ساعت مداوم دوییدم.
ولی هر چی بیشتر راه برید و دستشویی برید دردتون کمتر میشه قبل بلند شدن پمپ درد و بزنید .
لخته های بزرگ خون که خارج بشه ازتون خیلی سبک تر میشید.
بهم دو بار شب شربت و قرص دادن تا شکمم کار‌کنه ، خلاصه تا فردا صبح ساعت ۱۰ بعد خوردن کلی کمپوت و نسکافه بدون گذاشتن شیاف شکمم کار کرد و تونستیم کارای ترخیص و انجام بدیم .
مامان دونه🥰 مامان دونه🥰 روزهای ابتدایی تولد
بعد که بردنم تو بخش هم با پمپ درد قابل تحمل بود و زیاد اذیت نبودم هی به پسرم شیر میدادم که دریغ از از یه قطره شیر بعد با سرنگ هم نوک سینه ام رو میکشیدم به کمک مامانم یکی دو قطره درومد که اصلا به دهن بچم نرسید تو سرنگ خشک شد همسرمم رفت دنبال شیرخشک تا پیدا کرد مامانم به بچه یکم نبات داغ داد تا اروم گرفت ، تا شب که پمپ درد داشتم هم همه چی خوب بود ساعت ۷ شب هم سوند رو دراوردن و ده شب گفتن بلند شم از جام که یک ساعت پیشش پمپ دردم تموم شده بود و بهم شیاف هم ندادن گفتن مسکن زیاد روی بچه اثر میزاره یکی از اشتباهاتم همین بود که خودم شیاف نزاشتم شیر که نداشتم چجوری میخواست روی بچه اثر بزاره و تمام شب رو با درد شدید و بدون شیاف گزروندم ، بلند شدن اول چون هنوز اثر مسکن بود هم به سختی بود اما بازم قابل قبول بود،
ساعت ۳ شب دوباره از جام بلند شدم که جونم درومد از درد و فقط اشک میریختم نقسم حتی درنمیومد و حرف هم حتی نمیتونستم بزنم که واقعا پشیمونم شیاف نزاشتم ، روز بعد هم هنوز شکمم کار نکرده که بهم شیاف دادن در لحظه کار کرد و مرخصم کردن.
مامان دیار مامان دیار ۳ ماهگی
تجربه زایمان پارت سوم
۸ ساعت بعد عمل اول بهم چای و عسل دادن و بعد گفتن میتونم شروع کنم به مایعات و کمپوت خوردن
منتها گفتن کمپوت گلابی و انجیر بخورم و فعلا کمپوت هایی که نفخ میارن مثل آناناس نخورم
مایعات رو شروع کردم و بعدش پرستار اومد سوند رو در آورد که برای راه رفتن بلند بشم
تو این مرحله هم یکم شکمم رو فشار داد که لخته خون ها خارج بشه که یکم درد داشت اما زود تموم شد
راه رفتن اولیه هم با کمک پرستار بلند شدم که خب نه خیلی سخت بود نه خیلی آسون
خیلی آهسته و با آرامش باید شروع کنید به راه رفتن اینجوری راحت تره
ولی از دفعه دوم و سوم خودم تونستم از تخت بیام پایین و راه برم بدون کمک
و هر چقدر راه برید زودتر بهتر میشید و اصلا مسئله بزرگی نیست راه رفتنه
من قبلش فکر میکردم خیلی سخت باشه اما انجامش دادم
اولین دستشویی هم نسبتا آسون بود نمیگم درد نداشت اما خیلی هم آزار دهنده نبود
فردای عمل هم مرخص شدم و اومدیم خونه
بخیه هام درد زیادی ندارن فقط روز اول و دوم کتف درد بدی گرفتم که به خاطر مایع بی حسی بود و گفتن فقط با مایعات و راه رفتن میشه درمانش کرد
خیلییییی درد بدی داشتم اما الان خداروشکر بهتر شدم
در کل من بازم سزارین رو انتخاب می‌کنم و واقعا هم از دکترم و هم از بیمارستان و عمل سزارین (نسبت به طبیعی) خیلی راضی بودم
در آخر باز هم بگم که هر کسی تجربه فردی خودش رو داره و ممکنه برای هر کسی متفاوت باشه
مامان یونا🤎 مامان یونا🤎 روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین
پارت چهارم
وجود همسرم در هر لحظش که من پر از استرس بودم خیلی کمکم کرد و تایم برام راحت تر می‌گذشت...
بعد ریکاوری رفتیم سمت اتاق همون لحظه که اومدیم اتاق برام یه امپول زدن و یه شیاف گذاشتن و یک دور ماساژ رحمی دادن که آخرین بار بود و دیگه بعدش ماساژ ندادن و یواش یواش طی چند ساعت بی حسی از بین رفت و پاهام دیگه حس داشت ولی دردی نداشتم حتی برای من دیگه شیاف نزاشتن فقط همون لحظه ی ورود به اتاق گذاشتن و دوبار تو اتاق برام سرم وصل کردن گفتن تا این سرم تموم بشه کمی درد میکشی که من باز هم متوجه نشدم با اینکه آستانه ی دردم خیلیییییی پایینه و ترسوام😅ولی خب به نظرم پمپ درد کار ساز بود عصر ساعت ۵ گفتن میتونی مایعات بخوری یه کوچولو کمپوت گلابی و انجیر خوردم و بعد سوندمو در آوردن که خیلی راحت در میاد و بهم گفتن پاشو ۳ قدم راه برو منم یه بار پمپ درد رو فشار دادم و پاشدم راحت راه رفتم فقط کمی حس کشیدگی رحم داشتم که خب بالاخره طبیعی بود بعد اومدم نشستم سرجام و لباسی که برده بودم برای بیمارستان رو پوشیدم و آرایشم رو تمدید کردم و ملاقاتی هارو تا شب راه انداختیم...🫠✨️🍓
مامان سیدمتین مامان سیدمتین ۱ ماهگی
سلام مجدد
ساعت ۱۰:۲۰ بود که سیدمتین با سلام و صلوات دکتر آهنگری بدنیا اومد ( دکتر آهنگری خیلی خوشرو هست و من همیشه حس خیلی خوبی ازش میگرفتم و روز عمل هم قوت قلبم بود ) تا ۱۱:۳۰ اتاق عمل بودم بعدم رفتم ریکاوری تا ۱۲ ریکاوری بودم ، ۱۲ رفتم بخش . بچه رو بردن نوزادان برای اکسیژن گفتن بچه‌های سزارین رو ۲_۳ ساعت میبریم اکسیژن بعدش میاریم . ۲:۳۰ بچه رو آوردن گفتن شیر بده شیر دادن با بیحسی خیلی سخت و ستم بود نه خودت تسلط داری نه بچه در کل سر سینه‌هام چاک چاک شد
تا ۸ ساعت هم نباید چیزی بخوری بعد ۸ ساعت باید مایعات رو شروع کنی و کم کم پشتی تخت رو بلند کنی بشینی و آروم بیای لب تخت و بیای پایین راه بری (یه ربع قبل از این که پاشم شیاف گذاشتم )
خوردنی هم چیزای مقوی و ملین بخورید که زودتر شکمتون کار کنه تا زود مرخصتون کنن
من از ۸ شب تا فردا ظهر که مرخص بشم اینا رو خوردم
(عرق گوشت ، حلیم ، آب برگه و انجیر ، نسکافه ، هلو ، شلیل ، کمپوت گلابی ، کمپوت آناناس ، آب هویج ، آدامس نعنایی حتما بگیرید بعد این که پاشدید بجوید و راه برید نفخ رو میگیره زودتر شکمتون کار میکنه من یکم به مشکل خوردم ، کسایی که مثل من یبوست دارن بیشتر باید حواسشون باشه راستی تو خود بیمارستان شربت لاکسی ژل دادن اول گفتن ۱قاشق شکمم کار نکرد گفتن ۳قاشق بخور . آخر نزدیک ظهر شکمم کار کرد )