۱۳ پاسخ

من دوتا سزارین انجام دادم ولی خیلی راضی بودم. به پزشکت هم بستگی داره. من پمپ درد گرفته بودم و درد زیادی حس نکردم. خونه هم تا دو سه روز شیاف دیکلوفناک استفاده میکردم

احتمالا نه پمپ درد گرفتی نه شیاف عزیزم ک انقد درد کشیدی
خوابیدنم رو تخت باید بخوابی که موقع بلند شدن و پایین اومدنت با کمکی بهت فشار نیاد
و از زمانی که میگن راه برو تو بیمارستان حتی با گریه هم باید کلی راه بری که میای خونه درد نداشته باشی
من اطرافیانم همه سزارینی هستن
هیچکدوم این دردی ک میگیُ نکشیدن
بیمارستان دولتی و خصوصی هم باهم فرق داره

من دوبار سزارین شدم اولی خیلیییی خوووب بود دو روزگی پاشدم کارامو کردم اما سزارین دوم بيمارستان همش از درد گریه میکردم پای چپم ب زور حرکت میکرد.تا 5 _۶روز نشسته خوابیدم.20 روزه بخیه هامو کشیدم ولی حالم افتضاحه هنوز درد دارم وقتی میشینم انگار چاقو میکنن تو رحمم
تا ده 15 روزگی ک اصن دراز میکشیدم نمیتونسم پاشم .اما الان دراز میکشم اما صاف نمیتونم پاشم باید یواش ب پهلو بشم خیلی آروم پاشم. در حالت معمول هم جای بخیه هام همش تیر میکشه
زایمان اول خصوصی بودم دست دکتر هم سبک بو. اما دومی دولتی بودم خدا ازشون نگذره

من زایمانم سزارین بود خودشم اختیاری بودم و بشدت راضی بودم و هستم هزار بارهم برگردم به عقب بازم سزارین رو انتخاب میکنم دکترمم فوق العاده بودن آستانه صبر آدما باهم فرق داره به نظرمن سزارین خیلی راحت‌تر از طبیعیه

چرا خب پیشرفت نکردی و دهانه رحم بیشتر باز نشد؟علتش چی بود؟

عزیزم خداروشکر ک خدتو بچه خوبین
اره سزارین اینش بده
بعد عمل دیگه مثل سابق نمیشی
ولی طبیعی اولش درحده مرگه ولی بعدش خوب میشی

تجربه ی طبیعی داشتی قبلا؟ یعنی زایمانتون طبیعی باشه؟

راستی شیاف بزار خیلی خوب

مبارک باشه عزیزم انشالله به زود ی خوب میشی به نظرم هردو زایمان خیلی سخته

مبارکه منم میترسم سز بشم شانس ندارم 🥴

دقیقا منم هر دو تا دردو کشیدم
سعی کن زیاد نشینی به بخیه هات فشار میاد

خداروشکر که خودت و بچه خوبین
کدوم بیمارستان زایمان کردی
چند شد

وقتی شکمتو‌فشار میدادن دردشو‌حس کردی؟

سوال های مرتبط

مامان مهراد و تو دلیم مامان مهراد و تو دلیم ۱۵ ماهگی
سلام مامان های صبور
تجربه زایمان؛
روز دوشنبه ۹تیر ماه بود رفتم پیش دکتر نوار قلب جنین انجام دادم انقباض ثبت کرد ماما گفت باید سزارین بشی چون درد داری با اسرار گفتم روز سه شنبه ۱۰تیر ماه صبح زود میام تا سزارین بشم با رضایت خودم اومدم خونه صبح روز بعدش سزارین شدم
خیلی ترسیدم خیلی
خرید های باقی مونده رو انجام دادم خونه رو تمیز کردم شب هم حمام کردم
صبح ساعت ۷رفتیم بیمارستان تا منو اماده اتاق عمل کردن شد ساعت ۹ منو بردن اتاق عمل خیلی ترسیدم
دکتر بیهوشی خواست امپول بزنه بی صدا گریه کردم همه پرسنل دلداریم دادن
امپول که زد از کمر به پایین سر شدم بعد ۵دقیقه صدای بچمو شنیدم خیلی حس خوبی بود
دیگه اتاق عمل که تموم شد تو ریکاوری بودم بعدش منو دادن شد ساعت ۱۰و۱۱ بعدش ساعت ۲به بعد حالم بد خیلی گرمم بود و عرق میکردم
واسه چند لحظه حالم بد شد
مامانم همراهم بودن میگفت حالت بد شده همه پرستارا اومدن شک بهت دادن تا برگشتی چشمامو باز کردم دور و برم پر دکتر و پرستار بود هی صدام زدن
خداروشکر بخیر گذشت
بعد ۲روز مرخص شدم امروز صبح اومدم خونه
خداروهزار مرتبه شکر الان بهترم
مامان شاهان💙 مامان شاهان💙 ۲ ماهگی
اومدم از تجربه زایمانم بگم براتون
من ۲۷ تیر به دلیل فشار بالا بستری شدم و بعد ۳ روز مرخص شدم رفتم دکتر و تو ۳۷ هفته خطم بارداریمو داد یعنی میشد ۴ مرداد
قرار بود طبیعی دنیا بیارم ۴ مرداد بستری شدم از شب شروع کردن کلی دارو و سرم دادن بهم یه روز گذشت و شدش ۵ مرداد و تا ساعت ۳ بعداظهر من ۳ سانت بودم و رحمم باز نمیشد اخرش ساعت ۶ غروب کیسه اب من زدن و دردام شروع شد بد تر از همه این درد ها معاینه هایی بود ک انجام میدادن شوهرمم پیشم بود و فقط به خاطر درد های من گریه میکرد ماما کرفتم و کلی ورزش کردم فایده نداشت ساعت ۷:۳۰ به کلی گریه زنگ زدم دکترم و گفتم منو ببر سزارین تا ساعت ۸:۳۰ وایستادم معاینه اخر انجام شد ۳ سانت دهانه سفت بودم و همونجا بردنم اتاق سزارین و ساعت ۹:۲۹ ، ۱۴۰۵/۵/۵ جوجه من دنیا اومد تو نیکان سپید حکیمیه
اینو واقعا دارم میگم پولشو دارید برید سزارین منی ک میترسیدم از سزارین اونجا با اون همه درد فقط التماس میکردم که طبیعی نمیخوام
بعد از اینکه اوردنم تو بخش بی حسیم رفتش زیاد درد نداشتم پمپ درد هم گرفته بودم
مامان ِ علی اکبر💙 مامان ِ علی اکبر💙 ۱ ماهگی
رفتم اتاق زایمان طبیعی اومدن برای معاینه گفتن هنور یک سانتی
باید بری سرم فشار بهت وصل کنن برای زایمان طبیعی، من از ساعت ۴ونیم بعد ظهر بهم سرم وصل کردن، تا هشت ونیم صبح😭😭😭 تا صبح معاینه شدم ، شده بودم ۴ سانت ،خیلی سرعت باز شدن دهانه رحم کم بود، البته شب ساعت ۱۱ از بس درد داشتم به حالت سجده رفتم ،باسنمو تکون میدادم که آروم بشم
توی همین حالت یهو پسزم لگد محکمی زد که بد ترسیدم
،بعد ازم آب اومد، فکردم ادرارم هست، به مادرم گفتم وای دستشویی ریخت خیلی بد شد، وایییی بعد دیدم بند نمیاد، قلبم تند تند میزدم، گفتم خانوممممم بیا کیسه آبم پاره شد
بعد هی انگشت میکرد داخل که بقیه آب بیاد بیرون
خیلی درد میکشیدم موقع معاینه خیلیی
میگفتن چون شکم اولی باید مراحل طبیعی طی بشه اگه خوب طی نشه بعد سزارین
صبح ساعت ۸ نوبت سومین ماما بود که اومد روی سرم، گفت چرا نمیبرینش سزارین وقتی معاینه پیشرفت نداره و درد داره، بعد خدا خیرش بده ساعت ۸ونیم کارا رو انجام داد، گفت دکتر گفته اگه خوب نبود بیارین سزارین، چرا اینقدر نگه داشتینش🥲🥲دیگه صبح با کلی درد رفتم اتاق عمل سزارین

پارت ۲