سوال های مرتبط

مامان رادوین مامان رادوین ۱ ماهگی
سلام میخواستم تجربه خودم از زایمان سزارین رو بگم
اول اینکه اگه هزار بار هم به عقب برگردم سزارین رو انتخاب میکنم و از انتخابم پشیمون نیستم
من ۲۵ خرداد ماه تو بیمارستان #بوعلی_همدان زایمان کردم برای کار های قبل از عملم که شامل مشاوره با دکتر بیهوشی و انجام ازمایش های قبل از عمل و گرفتن تاییدیه از دکتر اورژانس و ماما بود یک روز قبل از عملم رفتم بیمارستان و انجامشون دادم
البته همون روز عمل هم میشه انجام داد ولی اگر یک روز قبل برید دست کم یک ساعتی کارتون جلو میوفته، ضمن اینکه من دلم میخواست اولین نفر عمل بشم برای همین صبح روز عملم راس ساعت ۶:۳۰ صبح رفتیم بیمارستان و کارای بستری رو انجام دادیم و اتاق vip رزرو کردیم، البته بیمارستان من قانونش این بود ک برای سزارین اول اجباری باید اتاق vip میگرفتی دیگه برای ساعت ۷:۱۰ دقیقه رفتیم طبقه بالا بخش زایمان و جلو در اونجا من از مامانم و همسرم خدافظی کردم و رفتم تو،اونجا مدارکو دادم و یه شرح حال کوچیک ازم گرفتن و لباس عمل دادن پوشیدم و گفتن برو اتاق تحت نظر دراز بکش
رفتم روی تخت دراز کشیدم و بعد از من خانومای باردار دیگه ای هم اومدن ک اون روز عمل داشتن کلا ۵ نفر بودیم ک من نفر اول شدم
اونجا بهمون یه جور جوراب بلند سفید دادن پوشیدیم اگه اشتباه نکنم جوراب انتی سلولیت بود
سوند بهمون وصل کردن که باید بگم اصلا اصلا درد نداشت قبلش من خودم خیلی میترسیدم اما واقعا متوجه نمیشید
یه سرم برامون وصل کردن و ان اس تی گرفتن و ….
مامان آرن👶 مامان آرن👶 ۱۱ ماهگی
سلام دوستای قشنگم
من اومدم از تجربه عمل سزارینم و تجربه بیمارستان بگم بهتون امیدوارم به دردتون بخوره ❤
اول اینکه ۳۸هفته و صفر روز بچم به دنیا اومد با وزن ۲۹۰۰
الکی خودتونو خسته وزن گیری نکنید همش ژنتیک هست من بهترین تغذیه رو داشتم باز با این حال وزنش بیشتر نشد .
😅مامانای عزیز من اصلا شب قبل عمل نخوابیدم تو راه بیمارستان به همسرم میگفتم من تو اتاق عمل میخوابم انقد که بیخواب بودم خانوادمم به مسخره کردن من میگفتن حتما با استرس اتاق عمل میخوابی به همین خیال باش😑رفتیم پذیرش شدیم تو لابی منتظر موندیم و اومدن دنبالمون با همسرم تا جلو در بلوک زایمان بودیم بعدش من رفتم داخل و همسرم پشت در بود کل لباس در اوردن لباس اتاق عمل دادن و یه سری سوالات پرسیدن و سرویس رفتم و رفتم رو یه تخت دراز کشیدن فشارم و گرفتن و از بچه ان اس تی گرفتن و همه چی خوب بود قرار بود من اولین نفر اتاق عمل دکترم باشم و ده دقیقه دیقه برم اتاق عمل اما به دکترم بیمار اورژانسی افتاد و یه ساعت بعد بردنم اتاق عمل،قبل اتاق تو اون یه ساعت😅من خوابیدم تو بخش یه عالم مریض دیگه ام بود که وقتی پاشدم فقط یه نفر بود و پرستار گفت تو توابتو اوردی و چه ریلکس خوابیدی😑😑بعد از خوابی که کردم یواش یواش باید اماده رفتن میشدم و قبل عمل یه قسمت خیلی بدی بود به اسم سوند ،فک نمیکردم انقد درد داشته باشه یه درد خیلی بد و با سوزش شدید کاش میشد این سوندو تو بی حسی زد 😓😓
بعد سوند سوار ویلچر کردن و بردن تو بخش اتاق عملا روی تخت و منتظر اماده شدن اتاق عملم بودم که برم برا عمل و دکترمو دیدم و و یه سری پرستار سوال میپرسیدن